بی مصرف ترین ابرقهرمانان کمیک بوکی!

بی مصرف ترین ابرقهرمانان کمیک بوکی!

تا به حال از خودتون پرسیده اید کدوم ابرقهرمان بیخود ترین قدرت فوق بشری رو داره؟!

مقدمه: در دنیای کمیک ابرقهرمانانی هستند که قدرت های متنوع باحالی دارند. مثلا یکی میتونه از یک گلوله سریع تر باشه، یکی میتونه پرواز کنه، یکی میتونه ساختمونی رو روی دستاش بلند کنه و یکی هم به در و دیوار بچسبه ولی برخی هم هستند که انصافا قدرت های مسخره ای دارند که باعث شده به ابرقهرمانانی بی مصرف در میدان نبرد تبدیل شوند. در این مقاله که توسط سایت CBR نوشته شده، به معرفی 15 تا از بی مصرف ترین سوپرهیروهای تاریخ میپردازیم!

 

15- جوبیلی (Jubilee)

جوبیلی

«جوبیلی» از شخصیت های معروف و محبوب گروه مردان ایکسه که ما قبلا در اینجا معرفی اش کرده بودیم. «جوبیلی» یك میوتانت (جهش یافته) نوجوان و عضو گروه مردان ایكس است. او جوان ترین عضو گروه مردان ایكس در دهه 90 میلادی بود و گاهی هم به عنوان دستیار «ولورین» فعالیت میكرد. رابطه پدر و دختری او با ولورین از نقاط قوت كمیك بوك های مردان ایكس در دهه 90 میلادی بود. جوبیلی نیروهای چندانی نداشت ولی در میان هواداران محبوبیت داشت چون سرشار از امید و شور و نشاط جوانی بود. قدرت اصلی او اینه که انرژی های كم خطر و پرنور از دستان خود ساطع كند كه به ترقه و فشفشه شباهت دارند(!) واقعا خودمون هم نمیدونیم وسط این همه جهش یافته قوی و نیرومند مردان ایکس چیکار میکرد!

 

14- آقای نامیرا (Mr. Immortal)

اقای نامیرا 

همانطور که قبلا در این مقاله گفته شده بود «آقای نامیرا» اسم واقعی اش هست «کریگ هالیس» (Craig Hollis) و تنها نمونه از نژادی است که بهشون میگن Homo Superior . یعنی حتی از جهش یافته ها یا میوتانت ها هم سطحش بالاتره و حد نهایی تکامل انسانی به شمار میاد! قدرتش اینه که هر وقت بمیره فورا دوباره زنده میشه. خیلی هم سعی کرده خودکشی کنه ولی نشده. بارها بهش تیر زدن، چاقو زدن، غرقش کردن، منفجرش کرده اند، سم به خوردش داده اند ، سرش رو قطع کرده اند، مورد اصابت تشعشعات قرارش داده اند، سوزانده اند و ...اما دوباره بلافاصله برگشته! او هرگز پیر نمیشه. قدرت هاش وقتی ظهور کرد که اولین بار خواست خودکشی کنه. خب نامیرا بودن واقعا قابلیت عالی هستش ولی مشکل اینه که ایشون قدرت دیگه ای نداره! یعنی مثلا «ددپول» یا «ولورین» هم تقریبا همین قدرت رو دارند ولی در کنارش مهارت های مبارزه یا سلاح دارند ولی آقای نامیرا فقط وقتی میمیره میتونه دوباره برگرده! پس چه فایده ای در میدان نبرد داره؟! (البته شاید بشه ازش به عنوان سپر انسانی استفاده کرد و پشتش پناه گرفت. چون میدونیم هر بلایی سرش بیاد دوباره زنده میشه!!!).

 

13- درمن (Doorman)

 درمن (Doorman)

همانطور که از اسمش پیداست، «درمن» میتونه از بدنش استفاده کنه تا یک در ایجاد کنه! او هم مثل «اقای نامیرا» عضو گروه Great Lakes Avengers بوده (کلا تو این گروه هر چی ابرقهرمان درب و داغون بود عضویت داشتند!) او در واقع قدرت های تله پورت کردن داره ولی مشکلش اینه که قدرتاش خیلی محدود هستند و دیگران رو فقط میتونه تا اتاق بغلی تله پورت کنه! یعنی خودش رو میچسبونه به سطحی جامد و بعد ملت میتونند با عبور از او از اون سطح جامد رد بشوند. به عبارتی دیگر اگر پشت یک دری گیر کرده باشید که قفله اون وقت درمن میتونه خیلی به درد شما بخوره! البته درمن چندی پیش به دستیار موجودی به نام Oblivion تبدیل شد و قدرت هایش افزایش یافت ولی هنوز به طور کامل معلوم نیست چه کارهایی ازش برمیاد. در هر حال هنوز هم او را با قدرت های سابقش میشناسند.

 

12- سایفر (Cypher)

 سایفر (Cypher)

«داگلاس آرون رمزی» (Douglas Aaron Ramsey) یک موجود جهش یافته است که قدرتش اینه که بتونه همه زبان های عالم رو بفهمه! در واقع میشه گفت اگر هر انسانی به قدر کافی تمرین داشته باشه میتونه به توانایی های فوق بشری جناب سایفر دست پیدا کنه! واقعا چقدر میشه روی همچین شخصیتی در میدان نبرد حساب کرد؟! من اگه جای مردان ایکس بودم هیچ وقت با خودم به ماموریتی نمیبردمش و در عوض هر وقت به مشکل زبان برمیخوردم بهش زنگ میزدم و ازش سئوال میپرسیدم! البته این رو هم بگم که او در فهم کدهای رایانه ای و هک کردن هم تخصص داره. یکی از کارهای مهم سایفر این بود که وقتی یک بیگانه به نام Warlock به زمین اومد، کمک کرد بهش تا با بقیه ارتباط برقرار کنه و عضو گروه New Mutants بشه.

 

11- دزلر (Dazzler)

 دزلر (Dazzler)

باز هم یک جهش یافته که عضو مردان ایکس هم بوده! «دزلر» در واقع شخصیتی تبلیغاتی بود که اولین بار در شماره 130 کمیک X-men خلق شد تا نوعی همکاری بین مارول و شرکت موسیقی Casablanca Records شکل بگیره (دزلر رو میتوان سمبل دهه 80 میلادی و اون فضای دیوانه وار دیسکوهای اون دوره دونست) دزلر یک جهش یافته رقاص و خواننده است که میتونه ارتعاشات صوتی رو به نور تبدیل کنه (او این کار رو معمولا با موسیقی ریتمیک انجام میده). ولی برای این کار باید صدایش رو از طریق میکروفن تقویت کنه!!! البته ورزشکار و اسکیت باز هم هست. دزلر کسی بود که دوست نداشت یک ابرقهرمان باشه و فقط دلش به همون خوانندگی خوش بود ولی معمولا در نقشه های ابرشروران درگیر میشد! ولی آخه خداییش فرض کنید به گروه مردان ایکس ملحق شده و وسط مبارزه با «مگنتو» بهش بگن از قدرت هات استفاده کن . اونم حتما برمیگرده میگه: "یک میکروفن لازم دارم!".

 

10- جین جینی (Gin Genie)

جین جینی (Gin Genie) 

اسم واقعی اش هست «بکا پارکر» (Beckah Parker) و یکی از عجیب ترین جهش یافته های مارول بود. او همچنین عضو گروه X-static بود که قبلا تو این مقاله گفته بودم که اعضای این گروه بیشتر دنبال ثروت و شهرت بودند. حالا قدرت های این خانم چی بود؟ تولید زمین لرزه. خب لابد میگید چه قدرت خوبی! ولی مساله این بود که فقط وقتی میتونست زمین لرزه ایجاد کنه که کاملا مست باشه!!! یعنی هر چه قدر الکل داخل خونش بیشتر بود، زمین لرزه های قوی تری هم تولید میکرد! خب واقعا ایده یک ابرقهرمان الکلی نمیتونه خیلی جالب باشه . از اون بدتر اینکه وقتی مست باشی چطور میخوای به طور دقیق زمین لرزه درست کنی و به هدف بزنی؟! در هر حال حرفه ابرقهرمانی او بسیار کوتاه بود و در یکی از اولین ماموریت های گروه کشته شد.

 

9- پسر رنگی (Color Kid)

 پسر رنگی (Color Kid)

اسم اصلی اش هست Ulu Vakk که در سیاره Lupra زندگی میکرد و یک بار وقتی داشت در آزمایشگاه کار میکرد با اشعه ای از بعدی دیگر برخورد کرد و قدرت هایش را به دست آورد . قدرت هایش این بود که بتونه رنگ اشیا رو عوض کنه (سایزش هم مهم نبود!) بنابراین بهش لقب «پسر رنگی» دادند و عضو گروه "لژیون ابرقهرمانان" شد ولی بعد از مدتی بهش گفتند که قدرت هایش به درد نمیخوره و بنابراین عضو گروه "لژیون قهرمانان جانشین" (Legion of Substitute Heroes) شد. البته یکی دوبار تونسته خوب از قدرت هایش استفاده کنه. مثلا «سوپربوی» و «سوپرگرل» را از یک ابر کریپتونایتی نجات داد (با تغییر دادن رنگش). چند باری هم از قدرتاش برای استتار استفاده کرده. ولی خب به قول معروف هر کسی با یک اسپری میتونه رنگ اشیا رو عوض کنه دیگه!

 

8- قهرمان فوتبال آمریکایی (NFL Superpro)

قهرمان فوتبال آمریکایی (NFL Superpro)

یکی از عجیب ترین ابرقهرمانان دهه 90 میلادی، Superpro نام داشت که مشترکا توسط مارول و لیگ ملی فوتبال آمریکایی خلق شد . او بیشتر با ویلن هایی میجنگید که تم فوتبال آمریکایی داشتند. نام او «فیل گریلفید» بود که خبرنگار ورزشی بود و با شیمیدانی مصاحبه میکنه که تونسته یک یونیفرم فوتبال آمریکایی غیر قابل تخریب بسازه! یهو یک سری خرابکار میان و محل رو آتش میزنند و گریلفید را با طناب میبندند. بعدش ترکیب گرما با دود ناشی از مواد این آقای شیمیدان به ایشون قدرت هایی میده که بتونه در ورزش فوتبال آمریکایی یک ستاره باشه! واقعا یکی از بدترین اریجین های تاریخ کمیک رو شاهد بودیم! راستی این مقاله رو هم بخونید چون گفته بودم که یکی از داستان های این شخصیت جنجالی شده.

 

7- دلار قدرتمند (Almighty Dollar)

دلار قدرتمند (Almighty Dollar)

در مورد قبلی راجع به Superpro توضیح دادم. جالبه که بدونید ایشون 4 دستیار مزخرف و مسخره هم داشت. مثلا «ماشین حساب» یا Caculator که یک نابغه کره ای بود. یا Girth که یه آدم چاق بود که شکم گنده ای داشت و «استریک» (Streak) که سریع میدوید. اما از همه بدتر، «دلار قدرتمند » بود که میتونست از دستانش پول خرد شلیک کنه! او یک حسابدار بود که به طور اتفاقی به قدرت های خودش دست پیدا کرد. واقعا نمیدونم راجع به قدرتش چی بگم!

 

6- پسر سنگی (Stone Boy)

پسر سنگی (Stone Boy)

«پسر سنگی» هم مثل «پسر رنگی» عضو گروه "لژیون قهرمانان جانشین" (Legion of Substitute Heroes) بوده (چون قدرت هایش قوی نبود و از گروه لژیون ابرقهرمانان کنار گذاشته شد. او بیگانه ای است از سیاره Zwen. مردم این سیاره برای اینکه بتوانند به مدت 6 ماه در خواب زمستانی فرو بروند ، به سنگ تبدیل میشوند! جالبه که پسر سنگی وقتی در کره زمین بود و به سنگ تبدیل میشد نمیتونست خودش رو بیدار نگه داره! پس واقعا همچین قدرتی به چه دردی میخوره! ولی بعدش به کمک هیپنوتیزم تونست وقتی در این حالت قرار میگیره بیدار بمونه و لااقل کمی خاصیت داشته باشه. ولی واقها اگر تبدیل به سنگ شدن موجب نیرومند شدن قدرت و بنیه شما نشه، پس چه سودی داره؟

 

5- پسر واپس نگر (Hindsight Lad)

 پسر واپس نگر (Hindsight Lad)

«کارلتون لا فرویگ» ملقب به Hindsight Lad اولین بار در شماره 3 از کمیک New Warriors Annual خلق شد. او در این شماره فهمید که همسایه و هم مدرسه ای او به نام «رابی بالدوین» در واقع قهرمانی است به نام Speedball! کارلتون هم همیشه دلش میخواست یک قهرمان باشه و بنابراین رابی را مجبور کرد تا به گروه New Warriors راهش بده  (در حالی که اصلا قدرت فرا بشری نداشت). ولی به ذهنش رسید که میتونه بعد از اتمام نبرد ، ایرادات تاکتیکی گروه رو بهشون بگه. بنابراین به کارشناس ارزیابی کیفیت نبردهای گروه تبدیل شد (به همین خاطره که بهش لقب «پسر واپس نگر» رو دادند چون به آنالیز نبردهای قبلی میپرداخت!) بنابراین همیشه مشغول انجام کارای دفتری و اداری برای گروه بود! ولی در هر حال خودش که از این سمت خوشش میومد!

 

4- پسر غلتان (Bouncing Boy)

 پسر غلتان

«پسر غلتان» از اون شخصیت های بیخود دی سی هستش که سال 1961 و توسط خالق سوپرمن در کمیک های Action Comics خلق شد. او «چاک تین» نام داره و به عنوان پیک در متروپلیس کار میکرد. اولین محموله اش هم این بود که یک سرم کش سان را که داخل یک بطری در باز ریخته شده بود را به آدرسی برساند! در مسیر ایستاد تا یک مسابقه ورزشی تماشا کنه و گلویی تازه کنه. پس یک نوشیدنی در استادیوم خرید. بله دیگه ...! اونقدر شیفته بازی شد که اشتباهی از اون سرم خورد!!! بعدش هم که به نیروهای باد شدن (!) دست یافت . دیگه میتونست مثل یک توپ غل بخوره!!! همین..!

 

3- پسر ماده خور (Matter-Eater Lad)

 پسر ماده خور (Matter-Eater Lad)

باز هم یک بیگانه فضایی که قدرت های بیخودی داره و عضو گروه "لژیون ابرقهرمانان" بوده. اسمش هست Tenzil Kem  و اهل سیاره Bismoll میباشد. درست مثل «پسر سنگی» ، قدرت های او و هم نوعانش در واقع واکنشی تکاملی بود به یک تراژدی. یعنی در سیاره اونا همه غذاها به خاطر یک میکروب خاص غیر قابل خوردن شدند بنابراین اهالی این سیاره قادر شدند که مواد و اشیا دیگر را بخورند ! او البته میتونه محتوا و ترکیب مواد رو هم آنالیز کنه تا قبل از خوردن بفهمه سمی هستند یا نه! واقعا قدرت اینکه بتونی هر چیزی رو بخوری چه فایده ای داره؟!

 

2- دختر رنگین کمانی (Rainbow Girl)

دختر رنگین کمانی

اسم واقعی اش هست Dori Aandraison و از اهالی سیاره Xolnar میباشد. او یک بازیگر بود که میخواست عضو گروه لژیون ابرقهرمانان دی سی شود تا بلکه بازیگر سرشناسی بشه. قدرتش هم این بود که نوعی محیط فرومونیک (که شبیه به رنگین کمان بود) در اطراف خودش تولید میکرد که باعث میشد بقیه ازش خوششون بیاد!!! او از قدرت های خودش استفاده کرد و با سفر به شهر متروپلیس تونست عنوان دختر شایسته رو به دست بیاره! البته زیاد تو گروه دوامی نداشت و با یک مرد پولدار در شهر متروپلیس ازدواج کرد تا بتونه در کره زمین باقی بمونه. تا اینکه بعدا به گروه جانشینان لژیون ابرقهرمانان ملحق شد.

 

1- پسر بازو جدا شونده (Arm-Fall-Off Boy)

 پسر بازو جدا شونده (Arm-Fall-Off Boy)

میگم دقت کرده اید اونایی که قدرت بیخود دارند اسم های بیخودی هم دارند؟! ولی این یکی دیگه آخرشه! «پسر بازو جدا شونده»!!!! یعنی واقعا میتونه بازوی خودش رو قطع کنه و باهاش به دیگران ضربه بزنه!!! پس میشه گفت که قدرت اکشن فیگورهای ما رو داره که در دوران کودکی بازوشون رو جدا میکردیم و میزدیم تو سر بقیه اسباب بازی هامون! گفته میشه عمدا قدرت هاش رو اینقدر مضحک خلق کرده اند. ضمن اینکه گفته میشه اولین کسی بود که رفت عضو گروه لژیون ابرقهرمانان دی سی بشه ولی ردش کردند! اونقدر شخصیت بیخودی بود که تا سالها اسم واقعی نداشت ولی در رویداد Zero Hour معلوم شد اسمش هست Floyd Belkin اهل سیاره Lallor. من شرط میبندم وقتی خالقین این شخصیت داشتند خلقش میکردند کلی با هم خندیدن!

 

مهدی ترابی مهربانی

منبع: سایت CBR

 All rights reserved © Spidey.ir 2018

   (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مطالب مرتبط:

15 ابرقهرمانی که اسم ضایع دارند!

15 دفعه ای که دشمنان مرد عنکبوتی گوشت انسان خوردند!

بیخود ترين دشمنان مرد عنكبوتی !

10 ابرقهرمانی كه بدترین اریجین (ORIGIN) را دارند

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 D.PARKER 1397-03-18 12:49
خدای من !!! جدا فکر میکنم واسه شوخی بودن.
مرد بازو جدا شونده :-| :-| ؟؟؟
واقعا اینا فقط بیخود نیستن بلکه بی مصرفن. اریجیناشونم که اصن هیچی.
ممنون واسه‌ی مقاله استاد. بار طنز سایت رو برد بالا !!!
ولی انصافا دیدین همه شخصیتای دیسی دارک و خفنن ؟؟؟ :lol:
#2 parker 1397-03-18 13:16
مثل همیشه عالی.
یه قهرمان کمیکی هم هست که اسمش رو یادم نمیاد متاسفانه ولی یه گاو خون آشام بود !@#!
حتی فک کنم با ددپولم تیم آپ داشت .
البته بیخود زیاده منتها جای 3d man خالیه تو مقاله . همین اسمش کافیه فک کنم برای درک میزان بیخودیش !
در کل دمتون گرم استاد ولی خیلی دوست دارم برای سایت مقاله بنویسم ولی کاملا دستم بنده . توی سیستمم هم چند پوشه و عکس برای مقاله هایی که قصد داشتم بنویسم ولی با تقلید از مسئولای ایران نیمه کاره رها کردم هست :D
ایشالا تو تعطیلات جام جهانی مزاحم میشیم :-*
#3 a.v.s 1397-03-18 13:48
خیلی مقاله باحالی بود.
وقتی این بخش از مرد بازو جدا شونده رو خوندم از خنده ترکیدم:

نقل قول:
پس میشه گفت که قدرت اکشن فیگور های مارو داره که در دوران کودکی بازوشون رو جدا میکردیم و میزدیم تو سر بقیه اسباب بازی هامون!
چون میدونم چه حس و حال مفرحی داشت :lol: .

کلا اینا برای نجات دنیا به درد نمیخورند. بیشتر منفعت مادی و حتی معنوی دارند. مثلا اونی که پول خرد شلیک میکنه، خیلی به درد مواقعی میخوره که برای خرید پول خرد نداریم یا اینکه اصلا پولی نداریم و با سکه پولدار میشیم. یا پسر ماده خور. به درد فرار از زندان میخوره! جوبیلی به درد چهارشنبه سوری وقتی فشفشه نداری میخوره. یا درمن (یا بهتره بگیم مرد دری!) که وقتایی که توی دستشویی گیر میکنی به دردت خیلی میخوره! یا همین مرد بازو جدا شونده، میتونی باهاش یاد بازی با اکشن فیگورات رو زنده کنی و بزنی تو سر و کله چندتا آدم بدبخت! پسر رنگی رو میارم خونه هارو رنگ کنه. پسر واپس نگر رو باید این کشور هایی که با سلاح و جنگ سر کار دارند استخدامش کنند تا اونا بفهمند موقع موشک ریختن توی سر مردم که اشتباهاتی مرتکب شدند. سایفر هم که قربونش برم، دیگه نیازی به زبان یاد گرفتن توی کلاس ها نیست. میام بر و بچه هارو جمع میکنم سایفر بهشون زبان یاد بده. آقای نامیرا هم به درد همون سپر انسانی میخوره.

دیدید به چه کشف های مهمی درباره این ابرقهرمانان رسیدم.
حالا بگید بی مصرف هستند.

#2
سلام آقای صالحی.
یه مدتی بود شمارو ندیده بودیم.
#4 Hashem.egz 1397-03-18 13:51
اینا دیگه چین مقاله بامزه ای بود ممنون اقای ترابی
اقای نامیرا قدرتاش همچین بیخود نیستن به نظرم . میتونه از عمر نامحدودش برای یاد گرفتم علوم مختلف استفاده کنه :o
#5 A.cage 1397-03-18 16:20
من نمیدونم چجوری نویسندها این شخصیت هارو خلق کردن،لابد حوصلشون سر رفته بود گفتن یه چند تایی شخصیت بیخود خلق کنیم دورهمی بخندیم :D :-)
#6 A.cage 1397-03-18 16:21
به نقل از a.v.s:
خیلی مقاله باحالی بود.
وقتی این بخش از مرد بازو جدا شونده رو خوندم از خنده ترکیدم:

نقل قول:
پس میشه گفت که قدرت اکشن فیگور های مارو داره که در دوران کودکی بازوشون رو جدا میکردیم و میزدیم تو سر بقیه اسباب بازی هامون!

چون میدونم چه حس و حال مفرحی داشت :lol: .

کلا اینا برای نجات دنیا به درد نمیخورند. بیشتر منفعت مادی و حتی معنوی دارند. مثلا اونی که پول خرد شلیک میکنه، خیلی به درد مواقعی میخوره که برای خرید پول خرد نداریم یا اینکه اصلا پولی نداریم و با سکه پولدار میشیم. یا پسر ماده خور. به درد فرار از زندان میخوره! جوبیلی به درد چهارشنبه سوری وقتی فشفشه نداری میخوره. یا درمن (یا بهتره بگیم مرد دری!) که وقتایی که توی دستشویی گیر میکنی به دردت خیلی میخوره! یا همین مرد بازو جدا شونده، میتونی باهاش یاد بازی با اکشن فیگورات رو زنده کنی و بزنی تو سر و کله چندتا آدم بدبخت! پسر رنگی رو میارم خونه هارو رنگ کنه. پسر واپس نگر رو باید این کشور هایی که با سلاح و جنگ سر کار دارند استخدامش کنند تا اونا بفهمند موقع موشک ریختن توی سر مردم که اشتباهاتی مرتکب شدند. سایفر هم که قربونش برم، دیگه نیازی به زبان یاد گرفتن توی کلاس ها نیست. میام بر و بچه هارو جمع میکنم سایفر بهشون زبان یاد بده. آقای نامیرا هم به درد همون سپر انسانی میخوره.

دیدید به چه کشف های مهمی درباره این ابرقهرمانان رسیدم.
حالا بگید بی مصرف هستند.

#2
سلام آقای صالحی.
یه مدتی بود شمارو ندیده بودیم.
-
آره واقعا به درد این کارا می خورن
#7 Miguel-OHara 1397-03-18 17:17
اگه مانگا رو نوعی کمیک حساب کنیم،تو مانگای ( My Hero Academia ) که از قضا نویسندش کمیک فن هست ک از المان های کمیکی استفاده کرده ، قدرت های بیخودی زیادی میبینیم مثلا شخصیتی که از نافش لیزر‌شلیک میکنه منتها اگه بیشتر از یک ثانیه شلیک بکنه دل درد میگیره. :D . به طرفدارای کمیک بوکی توصیه میکنم این انیمه و مانگا رو بخونید و ببینید.
#8 spidey force 1397-03-18 19:31
  • یعنی به بچه پنج ساله ها بگی ابرقهرمان خلق کن از این ها بهتر خلق میکنند!مرد بازو جدا شونده؟!درمن؟!پس ر رنگی؟خب دوستان کاربرد هاشون رو گفتند نیاری نیست توضیحی بدم...
#9 spiderpunisher 1397-03-18 21:17
خیلی مقاله ی فانی بود و استاد هم عالی نوشتنش :D
واقعا از خنده مردم :lol:
#10 mtm 1397-03-18 22:03
یادم رفت که بگم اگه غلط تایپی تو مقاله دیدید بگید که اصلاح بشه
#11 Cap-Spider Potter 1397-03-18 23:41
مقاله خیلی جالب و عالی بود... آقای ترابی هم با زبون روزه تو این ماه رمضان حسابی سنگ تموم گزاشتند... لذت میبرم وقتی میبینم حتی توی ماه رمضان هم با قوت مقاله میزارید و به ارتقای سطح کمیکی جامعه اهمیت میدید...

"Nothing Can Stop Spidey.ir !!!!!!!!" :D :D
(چیه ؟ من نمیتونیم از داستان های مرد عنکبوتی اقتباس کنیم ؟؟ :D :D )

ممنون برای مقاله

#10

موقت : من که چیزی ندیدم، فقط توی مورد Stone Boy، خط دوم یه پرانتز باز شده ولی جایی بسته نشده.
#12 Mdh 1397-03-19 00:16
شماره یک خنده دار بود...هم قدرتش هم تشابه ش...

مرد نامیرا هم میتونه یه وندل ساوج با منابع محدود بشه...که نمیشه...

dollar تو ایران خیلی به درد میخورد...مخصوصا یه چند سال پیش که پول خرد همیشه برامون دردسر بود...

Color kid برای برخی خانمای ما خوبه...ماه به ماه دکوراسیون و رنگ لباس عوض کنن و یه دعوای فامیلی صد ساله راه بیفته که اصغر شهلا اینا color kid دارن ما نداریم...کامل مشخصه کار دشمنه برای تضعیف ما... :lol: (اگر این بخش از کامنت چندان خوشایند نبود حذفش کنید...صرفا به تناسب مقاله خواستم کمی فانی باشه...)

جوبیلی تیتراژ ایکس من هم بود...چند تا فشفشه و ترقه و بعدش جین گری...با Rainbow girl و door man و dazzler یه تیم آپ عالی میشن...فرض کن یه ابر خبیث بخواد دنیا رو نابود کنه بعد گروه اینا یهو بوووم و بعدش قهرمانا بیان...
یه ژست قهرمانانه فوق العاده :lol: البته به دنس استارلرد گاردین نمیرسه...
#13 hassan91 1397-03-19 03:02
به حق چیزای ندیده :-x :o و نشنیده
اسماشون هم درب و داغونه
البته باز کارایی دارن که یکی دوتاشون رو میشه گفت
مثلا مرد دری :lol: به لطفش میشه اونایی که تو آسانسور گیر کردن آورد بیرون، بیشتر بدرد آتش نشانی میخوره.
این بازو جدا شونده هم که آخرشه، کاش لاقل دستش مثل پتک ثور جدا میشد و کمونه میکرد و بعد برمیگشت اینجوری بهتر بود :D
به هر حال کلی خندیدم، ممنون :-)

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید