10 دشمنی برتر در دنیای كمیك بوك

 

 

این خصومت ها باعث شده تا آنها مثل دو روی متضاد سكه عمل كنند و آنقدر در هم تنیده شوند كه نتوان قهرمان را بدون آن تصور كرد. در این لیست بهترین ، مشهور ترین ، معناترین و بادوام ترين دشمني هاي عالم كميك  را میخوانید

 

10- «ولورین» و «سیبرتوث»

ولورين و سيبرتوث

دو قاتل خطرناك كه زخم های بدنشان به سرعت خوب میشود و اصلا هم اعصاب ندارند! این دو قبلا شریك ، هم تیمی و البته دشمن قسم خورده هم بوده اند. سیبرتوث برخی از عزیزان ولورین رو كشته و البته ولورین هم سر او را بریده!

اری دوستان ... .ولورین و سیبرتوث از آن دشمنان كلاسیك هستند كه نمونه آن ها را در عالم سینما، گیم و انیمیشن بسیار دیده ایم: دو دشمن خوني  كه از نظر فیزیكی و نیروهای فوق بشری تقریبا با هم برابر هستند.  نبرد آنها هر دفعه از دفعه قبل بزرگتر و وحشیانه تر است . جالبه كه در برخی دنیاها و حتی داستان ها سیبرتوث برادر لوگان و حتی گاهی پدر او میباشد ولی این چیزی از عمق دشمنی آنها كم نكرده. البته در حال حاضر ولورین در عالم كمیك مرده و سیبرتوث هم در نتیجه داستان Axis آدم خوبی شده ولی مطمئن باشید دوباره خیلی زود شاهد نبردی جدید و تمام عيار بین آنها خواهیم بود.

مطالب مرتبط:

10 كميك بوك برتر ولورین (Wolverine) + لينك دانلود

كمیك برتر «ولورین» ترجمه شد! + لینك دانلود

 

9- «فلش» و «فلش معكوس»

فلش  و فلش معكوس - دكتر زوم

در طول سالها خیلی ها بوده اند كه در قالب «فلش معكوس» (Reverse Flash) با بری الن جنگیده اند. ولی در میان انها «ائوبارد ثان» (Eobard Thawne) آنقدر شر بزرگی شد كه بری مجبور شد پس از كشته شدن نامزدش  او را بكشد. اما در نهایت ثان زنده شد و با استفاده از توانایی اش در سفرهای زمانی بار دیگر سعی كرد گذشته بری را بهم بریزد. در هر حال بارزترین نكته درباره خصومت بین بری و ثان این است كه پای سفرهای زمانی در میان است و بنابراین بری در هیچ نقطه و زمانی از دست او در امان نیست. همین موضوع باعث شده تا خانواده بری تحت تهدید دائمی قرار داشته باشند. راستی، ایا میشه شخصیتی كه میتونه مدام برگرده و زندگیت رو به بریزه شكست داد؟

مطالب مرتبط:

10 كميك مهم فلش (The Flash)

10 شباهت سریال "فلش" با مرد عنکبوتی!

 

8- «گرین لنترن» و «سینسترو»

گرين لنترن - سينسترو

چه كسی در نبرد بین شجاعت و ترس برنده خواهد شد؟ در یك سو «سینسترو» قرار دارد كه به نیروی مخرب وحشت مجهز است و در سمت دیگر «هال جوردن» با شجاعت مثال زدنی و حمایت سپاه گرین لنترن. نكته مهم و جذاب درباره این خصومت این است كه سینسترو خودش قبلا یكی از اعضای سپاه گرین لنترن ها بوده و به تمام ترفندها و اسرار آنان آگاه است. ضمن اینكه سینسترو خودش به هال جوردن آموزش داده و بنابراین نوعی رابطه شاگرد/استادی بین انها وجود دارد. در هر حال سینسترو برای رسیدن به آن چیزی كه فكر میكند درسته دست به جنایت های بزرگی زده و هر دفعه هم دستگیر شود باز هم برمیگردد!

مطالب مرتبط:

چند گرین لنترن مختلف در نسخه ریبوت شده فیلم فانوس سبز ؟

 

 7- «كاپیتان آمریكا» و «رد اسكال»

كاپيتان آمريكا - رد اسكال

دو سمبل وطن پرستی و نژادپرستي كه از دل جنگ جهانی دوم بیرون آمدند. هر دوی آنها بچه هایی بودند كه به نظر میرسید تقدیر حكم به ناكامی در زندگی به آنها داده است ولی هر یك به شیوه خود به قدرت دست یافت و به شخصیت مهمی در كشور خود بدل گشت. یكی تبدیل شد به سمبل آزادی و دیگری لباسی پوشید كه قرار بود در دل ديگران ترس بیاندازد. . اینچنین بود كه «استیو راجرز» شد «كاپیتان آمریكا» و «جان اشمیت» هم شد «رد اسكال» . آنها روی كاغد مشتركات زیادی داشتند كه باعث شد رقابت و خصومتی عمیق تر داشته باشند. به عبارتي ديگر استيو قرار بود ابرسرباز متفقين باشد و رد اسكال هم قرار بود مخرب ترين سلاح نيروهاي محور. شاید خیلی ها پس از پایان جنگ جهانی جایی برای رد اسكال در كمیك های مارول قایل نبودند ولی اشتباه میكردند چون با احیای كاپیتان آمریكا او به دشمنی بزرگ نیاز داشت و چه كسی بهتر از رد اسكال؟ او هم بارها و بارها توانسته ضربات جبران ناپذیری به كاپیتان آمریكا وارد كند و همانطور كه میدانید او بود كه چند سال پیش استیو را به قتل رساند.

مطالب مرتبط:

10 كمیك برتر كاپیتان آمریكا (Captain America)

لحظات برتر تاريخ مارول: كاپيتان آمريكا خلق ميشود

لحظات ماندگار تاريخ مارول: مرگ كاپيتان آمريكا

معرفي رد اسكال

 

6- «ثور» و «لوكی»

ثور - لوكي

باز هم یك تقابل كلاسیك: ثور مظهر نیروی فیزیكی و شرافت  و لوكی مظهر نیروی ذهنی و دسیسه چینی. یعنی یكی اكثر مواقع از زور بازو استفاده میكند و حاضر است جانش را برای مردمانی كه بر خلاف خودش فانی هستند بدهد و دیگری كسی كه به جای عضلاتش به عقلش رجوع میكند و حاضر است برای رسیدن به اهداف خودش دست به هر كاری بزند و هر دروغی بگوید  و حتی هم نوعان خودش را نیز قربانی كند. یك نوع حسادت یا بهتره بگیم رقابت برادرانه هم بین آنها وجود دارد كه دشمنی آنها را جذاب تر میكند. در حقیقت لوكی مثل پسری میماند كه پدرش همیشه برادرش را بیش از او تحویل گرفته و قرار است تاج و تخت را نیز به او بدهد. همین انگیزه كافی برای خباث های اوست....

مطالب مرتبط:

10 ابر خبیث برتر کمیک استریپی!

 

5- «رید ریچاردز» و «ویكتور وان دووم»

دكتر دووم - چهار شگفت انگيز

«دكتر دووم»  (Dr. Doom) یكی از بهترین شخصیت های خبيث كل تاریخ كمیك است و  به قول معروف كیسه اش تا به حال به تن خیلی از قهرمانان مارول خورده ولی قطعا خصومت اصلی او با دوست سابقش یعنی «رید ریچاردز» هستش. دووم ، ریچاردز رو مسئول بدبختی های خودش میدونه و با خودش میگه: " با خاطر رید بود كه مجبور شدم برای همیشه ماسك بزنم  تا صورت  از ریخت افتاده ام رو بپوشونم. . تقصیر رید بود  كه من به جای  اینكه فرمانروای تمام دنیا باشم ، فقط فرمانروای لاتوریا هستم. تقصیر رید بود كه  روح مادرم تو جهمنه. تقصیر رید بود كه به من  به عنوان یك شخصیت خبیث نگاه میشه و ..."

چیزی كه به خصومت آنها ژرفای خاصی داده اینه كه در اصل رید و دووم مثل هم بودند. یعنی هر دو نوابغی بزرگ بودند كه با هم رقابت میكردند منتهی یكی در علم تخصص داشت و دیگری در جادو و مسائل عجیب و غریب.  تا اينكه دست سرنوشت باعث شد هر كدام به مسیر متفاوتی بروند و رو در روی هم قرار بگیرند. بنابراین آنها سمبل تقابل علم و جادو و یا حتی تقابل علم و مذهب هستند (این مسئله به وضوح در كمیك های Secret Wars نمایش داده میشود)

مطالب مرتبط:

اولين حضور دووم در دنياي كميك

5 دستاورد عظیم چهار شگفت انگیز برای دنیای کمیک بوک!

معرفي «Dr. Doom»

10 داستان وات ایف که واقعا اتفاق افتادند

تاریخی ترین لحظه مارول: شکل گیری گروه 4 شگفت انگیز

 

4- «پرفسور اگزاویر» و «مگنتو»

اگزاوير - مگنيتو

نكته عجیب درباره این دشمنی اینه كه بعضی اوقات شما به جای همدردی با قهرمان با شخصیت خبیث همذات پنداری میكنید! یعنی مگنتو انقدر كاركتر جذابی است و ارمان هايش گاهی آنچنان محق به نظر میرسد كه آدم بیشتر دوست دارد او برنده شود چون برای خیلی هم از هم نوعان خودش (یعنی میوتانت ها) یك قهرمان است و خودش را به عنوان كسی نشان میدهد كه دوست دارد میوتانت ها از بردگی و ظلم انسان ها رها شوند.

اما در نقطه مقابل چارلز اگزاویر قرار دارد كه خواهان زندگی مسالمت آمیز بین انسان ها و نژاد میوتانت هاست. آنها تقریبا یك هدف دارند : سعادت و خوشبختی هم نوعان خود ولی متد های مختلفی برای رسیدن به آن دارند . شاید به همین دلیل است كه اگزاویر و مگنتو بارها در دنیای كمیك در كنار هم قرار گرفته اند و با هم همكاري كرده اند . به قول «برایان سینگر» (كارگردان فیلم های X-men) رابطه آنها درست مثل رابطه رهبران مشهور سیاه پوستان آمریكا یعنی  «مارتین لوثر كینگ» و «مالكوم ایكس» است. چون مارتین لوثر كینگ به عقاید صلح طلبانه و آرام «گاندی» اعتقاد داشت و مشوق همبستگی بین سفید پوستان و سیاه پوستان بود ولی در نقطه مقابل او مالكوم ایكس روش های مسلحانه و جدی تری را برای دست یافتن سیاهان به حقوق مساوی با سفیدپوستان ميپسنديد .

مطالب مرتبط:

برترين لحظات تاريخ مارول: تولد مگنتو

 

3- «بتمن» و «جوكر»

بتمن - جوكر - عكس

سال‌های سال است که هواداران بتمن به نکته‌ای فکر می‌کنند که شاید کلیدی‌ترین رمز کمیک‌های شوالیه سیاه‌پوش باشد: آخر چرا بتمن دشمن شماره یک خود یعنی جوکر را نمی‌کشد و خودش و دنیا را از شر این قاتل روان‌نژند رها نمی‌کند؟ در حقیقت این دو کاراکتر مدت‌هاست که درگیر یک بازی موش و گربه کش‌دار شده‌اند: جوکر همیشه دست به جنایت می‌زند، بتمن با مشقت فراوان او را شکست می‌دهد و به زندان می‌اندازد و سپس جوکر برای هزارمین بار از زندان می‌گریزد. آیا واقعاً ساده‌تر و مفیدتر نبود اگر بتمن جوکر را می‌کشت؟ درپاسخ به این سئوال باید گفت كه بتمن هرگز جوكر را نمیكشد چون میداند اگر این كار را كند به ورطه ای میافتد كه دیگر نمیتواند از آن خارج شود و آن مرطه  جنون نام دارد! دشمنی آنها از این رو جاودانه است چونكه جوكر مظهر همه آن چیزی است كه بتمن با آن میجنگد، يعني هرج و مرج بی منطق و غیر قابل كنترل، یعنی دقیقاً همان چیزی كه باعث شد پدر و مادرش كشته شوند. در واقع بتمن و جوكر دو روی متفاوت یك سكه هستند: بتمن سمبل نظم ،عقل و قانون و جوكر سمبل بی نظمی، بی عقلی و بی قانونی.

بنابراین بتمن هرگز راضی به كشتن جوكر نمیشود چون با اینكار خودش هم بخشی از جنون بیمنطق جوكر شده است ... به علاوه هیچ كدام از دشمنان بتمن نمیتوانند مثل جوكر او را به چالش بكشند چون آنها همگی انگیزه منطقي خود را برای شرارت دارند و بتمن معمولا از متدی ثابت برای شكست آنها استفاده میكند. ولی جوكر؟ او موجودی روان پریش كه هیچ هدف خاصی در زندگی ندارد. کتک می‌خورد ولی همچنان می‌خندد. او انگیزه‌ای هم ندارد، نه پول نه ثروت نه احترام و نه قدرت و جاه و مقام. او فقط وقتی لذت می‌برد که جهان بسوزد و برای این کار هر کاری می‌کند. به قول معروف "هیچ چیز خطرناك تر از فردی كه چیزی برای از دست دادن ندارد، نیست"

مطالب مرتبط:

کمیک Batman و Spiderman ترجمه شد! + لینک دانلود مستقیم

كمیك فارسی: شوالیه آركام (Arkham Knight) + لینك دانلود مستقیم

بتمن از چه شخصیت هایی تقلید کرده است؟

 

2- «سوپرمن» و «لكس لوثر»

سوپرمن - لكس لوثر

خیلی ها هستند كه تقابل سوپرمن و لكس لوثر (Lex Luther) را تقابل نیروی عضله در برابر نیروی ذهن (brain versus brawn) میدانند ولی واقعیت این است كه دشمنی آنها چیزی فراتر از این حرفاست. لكس انسان باهوش و جاه طلبی است كه میخواهد نهایت پیشرفت را در خودش ببیند . او میخواهد نیرومند باشد، مورد احترام باشد و به همه اهداف بشریت دست یابد و فراتر از محدودیت های بشری باشد و خودش را ناجی بشریت نشان دهد   ولی ناگهان موجودی از سیاره ای دیگر سر میرسد كه نیرومند است ، مورد احترام است ،  میتواند به بشریت كمك كند تا به همه اهدافش برسد و از همه مهم تر اینكه محدودیت های بشری در او جایی ندارد و به معنای واقعی كلمه در صدد نجات بشریت است . پس طبیعیه كه به او حسادت میكند و حاضر است هر كاری بكند تا چنین موجودی را از سر راه خودش بردارد چون سوپرمن دقیقا كسی است كه همیشه میخواسته باشد.

فلسفه دشمنی لكس لوثر و سوپرمن در تناقض است : لكس انسانی است كه میخواهد موجودی فرا انسانی باشد ولی سوپرمن  موجودی فوق بشری است كه میخواهد ویژگی های انسانی داشته باشد. ضمن اینكه لكس هیچ ارزشی برای هم نوعان خود در كره زمین  قائل نیست و از آنها استفاده میكند تا دنیای خودش را داشته باشد ولی سوپرمن از آنجائیكه سیاره اش  نابود شده  ، دنیای خودش را در كره زمین و در بین مردم زمین جستجو میكند. و در آخر دلم ميخواهد به اين جمله خوب دقت كنيد:  لكس انسانی است كه با با انسانیت بیگانه است ولی سوپرمن بیگانه ای است كه با انسانیت آشناست.

خیلی فلسفی شد، مگه نه؟

مطالب مرتبط:

10 همكاری جالب میان ابرقهرمانان و شخصیت های خبیث!

 

1- «مرد عنكبوتی» و «گرین گابلین»

جنگ مرد عنكبوتي - گرين گابلين

تفاوت اصلی گرین گابلین/ نورمن ازبورن با همه ابرشروران دنیای كمیك این است كه خصومت اش با مرد عنكبوتی كاملا شخصی است. یعنی لكس لوثر با سوپرمن خصومت دارد (نه با «كلارك كنت»)  و جوكر با بتمن (نه با «بروس وين») ، اما گرين گابلين  مشكل اصلی اش  با كسی  است كه زیر ماسك اسپایدرمن قرار دارد یعنی پیتر پاركر. نورمن در زندگی هر كاری از دستش برآمده برای تبدیل كردن زندگی پیتر پاركر به جهنمی تمام عیار انجام داده: از كشتن گوئن استیسی بگیر تا به قتل رساندن بن رایلی ، دزدیدن دختر پیتر ، ربودن زن عمویش و ...

بدون تردید تا به حال هیچ ابرخبیثی تا این قدر به قهرمان داستان ضربه وارد نكرده.  او با پیتر تشباهات زیادی هم دارد چون باهوش است و خیلی از تجهیزاتش را خودش ساخته . اما تفاوت اصلی آنها در این است كه هر چقدر پیتر از مسئولیت استقبال میكند اما نورمن از آن فراری است. از طرفی دیگر اگر حس ناامنی فزاینده و مشكلات مخنلف در زندگی شخصی پیتر او را به جلو میبرد و اراده اش را قوی تر میكند اما اعتماد به نفس كاذب نورمن همیشه او را به شكست میكشاند.

یكی دیگر از دلایلی كه این خصومت را لایق قرار گرفتن در رتبه اول میكند این است كه پیتر هرگز در برابر نورمن تسلیم نمیشود و تن به كشتن او نمیدهد . در ضمن، خواننده خواننده كاملا با تنفر پیتر همذات پنداری میكند و از همین رو است كه نبرد آنها همیشه ملموس، نفس گیر، شخصی و جذاب است.

مطالب مرتبط:

گرین گابلین و جوكر: كدامیك شخصیت خبیث بهتری است؟ 

10 بلاي بزرگي كه گرين گابلين بر سر مرد عنكبوتي آورده است

معرفی تمام گابلین های كمیك های مرد عنكبوتی

چرا «گرین گابلین» بزرگترین دشمن «مرد عنكبوتی» است؟

"مرگ گوئن استیسی" بهترین داستان تاریخ مارول شد

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: مرگ گوئن استیسی

آشنایی با فیلم "آخرین نبرد با گرین گابلین" + لینک دانلود!

مهدی ترابی مهربانی

All rights reserved © Spidey.ir 2016

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn