مهمترین اتفاق ها در کمیک های ایکس من: جین گری از مارول گرل به فونیکس سیاه تبدیل میشود

مهمترین اتفاق ها در کمیک های ایکس من: جین گری از مارول گرل به فونیکس سیاه تبدیل میشود

 یکی از مهمترین اتفاقایی که در کمیک های ایکس من به وقوع پیوسته یقینا ظهور نیرویی کیهانی بنام فونیکس هست (برای آشنایی با نیروی فونیکس اینجا را کلیک کنید)

نیرویی کیهانی فونیکس که گفته میشود قدمتش به قبل جهان بیگ بنگ میرسد قدرت مطلق محسوب میشود این نیرو که بعد ها به زمین آمد با جهش یافته ای به نام جین گری که قدرت های تلپاتی قدرتمندی داشت ترکیب شد جین گری با قدرت فونیکس به قدری قدرتمند بود که به راحتی و در یک به چشم به هم زدن میتوانست اهالی یک سیاره را نابود کند حاصل ترکیب شخصیت جین گری و نیروی کیهانی فونیکس که تا به حال بلاهای زیادی بر سر جهش یافته ها آورده بی شک خلق مهمترین و تاریخی ترین حماسه ای است که به حماسه ی فونیکس سیاه (Dark Phoenix Saga) معروف هست

البته نه تنها این حماسه، که نیروی کیهانی فوینکس خلق کرده یکی از تاریخی ترین هاست بلکه لحظه ای که نیروی کیهانی فونیکس با جین گری ترکیب میشود هم یکی از مهمترین اتفاق ها در کمیک های ایکس من و حتی خود مارول محسوب میشود (اگر باور نمیکنید اینجا را کلیک کنید) حالا من تصمیم دارم تا این اتفاق مهم رو براتون شرح دهم پس با ادامه ی مقاله با من همراه باشید

در کمیک های ایکس من، شماره هایی که درش جین گری با قدرت و توانایی تلپاتی و تله کینزی مادرزادی از مارول گرل به فونیکس و پس از آن به ملکه ی سیاه و در نهایت هم به فونیکس سیاه تبدیل میشود در میان طرفداران دنیای عظیم ایکس من با نام حماسه فونیکس و حماسه ی فونیکس سیاه شناخته میشود که هر دو هم توسط اسطوره ی کمیک های ایکس یعنی کریس کلرمانت (Chris Claremont) که زبباترین داستان های کلاسیک ایکس من رو در کارنامه ی خود دارد نوشته شده است در حالی که داستان حماسه ی فونیکس بین شماره های 101 تا 108 سری کمیک های اصلی ایکس من با نام ایکس من های غیر طبیعی (Uncanny X-Men) روایت میشود حماسه ی فونیکس سیاه بین شماره های 129 تا 138 همین سری به وقوع میپیوندد

در این مقاله سعی خواهم کرد هر سه نیمه ی این حماسه، یعنی مرگ جین گری به عنوان مارول گرل و تولد دوباره از خاکسترش - داستان تبدیل شدن جین گری به ملکه ی سیاه و در نهایت هم ادامه ی حیات جین گری و سپس مرگش به عنوان فونیکس سیاه را برایتان توضیح دهم

ایکس من و استیون لانگ

کمی به قبل شماره ی 101 سری کمیک های مردان ایکس غیر طبیعی برمی گردیم تا قبل اتفاقی را ببینیم که شخصیت جین گری را اینطوری دگرگون ساخت در شماره 98 این سری میبینیم که مردان ایکس برای جشن کریسمس به شهر میروند (این کریسمس، اولین کریسمس تیم تازه شکل گرفته ایکس من بود که کنار هم جشن میگرفتند) در اینجا جین گری هم به عنوان معشوقه ی اسکات به این تیم اضافه میشود. در حالی که همه چیز به خوبی پیش می رفت یهویی سرو کله ی مدل جدید سنتینل ها (Sentinels) پیدا شد که به قصد یورش به جهش یافته ها آمده بودند سنتینل ها بدون درنگ به طرف جهش یافته ها یورش بردند این رویارویی اولین مواجهه تیم جدید ایکس من با سنتینل ها بود سنتینل ها که از سوی استیون لانگ (Steven Lang) اداره میشدند با ربودن ولورین، پروفسور ایکس، بانشی و جین گری آنها را به پایگاه فضایی که بدون استفاده و کارایی مونده بود ( یه زمانی از سوی سازمان شیلد مورد استفاده قرار میگرفت) میبرند استوین لانگ که فرد چندان خلاقی نبود با استفاده از تکنولوژی سنتینل ها قصد داشت نژاد میوتانت ها را از روی زمین پاک کند

در این شماره ها از سری ایکس من های غیر طبیعی، ما میبینیم هنوز هم چیزهایی هست که اعضای این تیم ایکس من در مورد همدیگر بی خبر هستن مثلا در تلاش آنها برای فرار از آنجا که با شکست روبرو میشود اعضای تیم باخبر میشوند که ولورین جنتل منی هست که هرگز اجازه نمیدهد در حضور او کسی به خانوم ها آسیبی برساند

ولورین

همچنن درمیابند که ولورین گاو نر خشن به تمام معناست

ولورین

و البته میبینم شخصیت ولورین قبل اینکه به سوپر قهرمانی بسیار کاریزماتیک، با قدرت و توانایی فوق العاده که بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته تبدیل بشه شخصیتی فوق العاده مرموز، جذاب و بسته داشته شده است طوری که هم تیمی هایش تازه باخبر میشوند که پنجه های ولورین بخش و پارچه ای از کاستومش نیست و بلکه بخشی از استخوان های بدن اوست که از دست هانش خارج میشود ( حتی نمیدانستند که نام ولورین لوگانه)

چند شماره بعدی این سری هم به باقی اعضای تیم ایکس من اختصاص داده میشود این شماره ها با رفتن باقی اعضای تیم به فضا برای نجات دوستان گرفتار شدشون با یک فضاپیمایی که دوست پروفسور ایکس یعنی Dr. Peter Corbeau ازش استفاده میکرد سپری میشود آنها موفق به شکست استیون لانگ میشوند و دوباره کنار هم گرد می آیند فقط در اینجا یه مشکلی براشون پیش میاید فضاپیماشون آسیب دیده بود. آنها وقتی برای بازگشت به زمین راه میفتند در فضا با طوفان عظیم خورشیدی روبرو میشوند برای بازگشت به زمین آنها باید از میان این طوفان عبور میکردند در حالیکه سیستم کامپیوتری فضاپیما کنترل فضاپیمارو رو خلبان اتوماتیک گذاشته بود و داشت آنها را به طرف زمین بازمیگرداند اعضای ایکس من قصد داشتند تا در قسمت پشتی مربوط به بخش پناه گیری پناه بگیرن ولی با آسیب دیدن سیستم کامپیوتری فضاپیما لازم شد تا یکی در کابین خلبان حاضر باشد و به صورت دستی فضاپیمارو کنترل کند

جین گری با دیدن این وضعیت، خودشو فدای هم تیمیایش میکند و با به دام انداختن آنها در بخش پناه گیری فضاپیما، به کابین خلبان وارد میشود و فضاپیما رو بدون مشکلی به زمین بازمیگرداند با این حال عبور کردن از میان طوفان خورشیدی بدون هیچ حفاظی امری غیرممکن بود. جین گری تا زمانی که به جو زمین وارد نشده بود مجبور میشود برای زنده ماندن تا آخرین قطره و حد از قدرتی که در توان داشت رو استفاده کند و همین هم اونو به کشتن میدهد

پس از اینکه فضاپیما با سرعت و به شکل محکم تو آب فرود میاید جین گری در حالیکه لباس جدیدی بر تن داشت به عنوان فونیکس از میان امواج ها قد علم میکند

جین گری، فونیکس - Jean Grey، Phoenix

و این همون داستان پشت تولد فونیکس هستش

بعدا فونیکس گاه گداری در کنار تیم ایکس من به مبارزه علیه عوامل شر میپردازد برخلاف باور عموم فونیکس نیروی بدی نیست و به محض اینکه جین گری به فونیکس تبدیل میشود از کنترل خارج نمیشود فونیکس قدرت خالص است یعنی نه خوب و ند بد. در واقع فونیکس غریزه ای عمل میکند بنابراین حق و ناحق (خوب یا بد) سرش نمیشود راستش یجورایی فونیکس و جین تجسم ادعای زیگموند فروید (Sigmund Freud) مبنی بر توصیف طبیعت انسان هست ولی فونیکس همواره تحت کنترل جین گری هستش. با وجود اینکه هر دفعه با بکارگیری قدرتاش جین رو از ارزش های خودش دور میکند ولی جین به اندازه ی کنترل کردن اون با اراداست

البته تا زمانی که با جیسون وینگارد Jason Wyngarde آشنا میشود

جیسون وینگارد

بعد مبارزه با مگنتو جین تصور میکند که تیم ایکس من از بین رفته است. در حالیکه ایکس من در Savage Land که دیگر به خانه های تابستانی آنها تبدیل شده بود یک ماجراجویی دیگر تجربه میکردند جین برای گرفتن عزاداری اسکات تصمیم به سفر کردن میگیرد در یکی از این سفر ها جین با یکی که خود را جیسون وینگارد (Jason Wyngarde) مینامید مواجه میشود جین که مرگ اسکات روش تاثیر گذاشته بود با حرف های این مرد بسیار تحت تاثیر قرار میگیرد

جیسون وینگارد، جین گری

پس از مدتی جین شروع میکند به دیدن رویاهای واقع گرایانه که درش خود را در قرن هجدهم میدید او تصور میکند این رویاها که در طول روز و در مواقع بیداری و البته در زمان های نامشخص هم به سراغش میامد خاطرات زندگی یکی از اجدادانش هست. در این رویاها جیسون وینگارد رو هم در نقش معشوقه ی خود میدید. جین حتی بعد برگشتن پیش اسکات و باقی تیم ایکس من هم با این مرد مرموز مواجه میشود و همچنان هم به تحت تاثیر قرارگرفتن از او ادامه میدهد

در همان قسمتی که بعد یورش، ملکه ی سفید (اما فراست) جون خودشو از بیخ مرگ نجات داد جین با خواندن ذهن یکی از کسایی که گرفته بودنشون نام Hellfire Club رو میفهمد. این کلوپ، که آنجل هم یکی از اعضایش بود در واقع باشگاه یسری ثروتمندان بی ضرر هستش فقط این باشگاه یه اتاق پشتی هم دارد که در آنجا چهار تا مدیر (کله گند ها)، درست مثل کاری که خیلی از آدم بدای نچندان خلاق انجام میدهند نقشه ی حکومت بر تمام دنیارو میکشیدند جیسون وینگارد هم یکی از اینها بود. به کمک آنجل، تیمی که از ولورین، جین، سایکلاپس، استورم، نایت کرالر و کلاسوس تشکیل شده بود به مهمانی که توسط Hellfire Club ارگانیزه شده بود نفوذ میکنند

جیسون وینگارد به همراه یه عده دیگر آمدن آنها رو میبینند. به محض اینکه وینگارد در برابر جین ظاهر میشود دوباره اون خاطرات قرن 18 به سراغش میاید

جیسون وینگارد، جین گری

در این خاطرات جین، اسکات و دیگر دوستانش را در چشم شورشی هایی که تا بحال ندیده بودشون در برابرش میبیند. در اون زمان اسکات متوجه میشود مردی که خودش را جیسون وینگارد می نامید در واقع همان خیال باف فوق العاده قوی ملقب به مسترمایند (Mastermind) هستش که پیش از اون خیلی باهاش روبرو شده بودند ولی دیگر خیلی دیر شده بود. جین که در خاطرات یکی از اجدادانش زندگی میکرد و خیال میکرد که تا بحال تمام اتفاقایی که براش افتاده و تجربه کرده واقعی نیست در واقع درون توهمی بسیار قدرتمند جای گرفته بود که در درون این توهم با هویت ملکه ی سیاه (Black Queen) زندگی میکرد مسترمایند با انداختن جین به جون ایکس من همشون رو میگیرد بجز یکی که با افتادن تو کانال فاضلاب گم شده بود و همه هم تصور میکردند که مرده او کسی نبود جز ولورین (درست در همین جا بود که شاهد یکی از بهترین لحظات کمیک های ولورین بودیم)

جين گري

در این نقطه باید بگم که واسه من غیر قابله باور هستش که تلپات فوق قدرتمندی چون جین فریب این خیال بافی های مسترمایند را خورده باشد جالبه برای توجیه اینکار هم عاشق بودن جین به جیسون وینگارد رو آورده بودند

ملکه ی سیاه که تماما تحت تاثیر بازی ذهنی جیسون قرار گرفته بود جوری که میتوانست بدون معطلی و چشم به هم زدن دوست پسر سابق و دیگر دوستان خود را که به چشم دشمن میدید را بکشد به همراه بقیه اون چهار نفر (همان کله گنده ها) در حالی که داشتن پیروزیشون رو جشن میگرفتند در اون پایین ها تو کانال فاضلاب، مبارزه های انفرادی ولورین آغاز میشود دیدن اون صحنه تو تصویر پایینی و تصور حرفای ولورین از زبان بازیگری چون هیو جکمن مو به تن آدم سیخ میکند

در شماره ی بعدی شاهد مبارزه ی ولورین با نگهبان و مبارزان هلفایر کلوپ هستیم که یکی از آنها را تنها با حرفایش جوری میترساند که با انداختن اسلحه اش دمشو میزاره رو کولش رو فرار میکند ولورین در کمترین زمان ممکن با خرد و له کردن مهمانی برای نجات دوستان اسیر شده اش میشتابد. با کمی هم تلاش اسکات، جین از دست توهم جیسون خلاص میشود و با کمک کردن به دوستانش برای آزاد شدن، کله گنده های هلفایر کلوپ را اساسی کتک میزنند

کاری که مسترمایند با جین کرده بود تمام اراده ی او را که برای کنترل کردن نیروی فونیکس لازم داشت و ازش استفاده میکرد رو از بین برده بود و به این ترتیب قدرت فونیکس بی اختیار و بدون کنترل جین مانده بود جین هم که کم کم نیروی فونیکس داشت او را به کنترل خود در می آورد با گفتن "حالا که چنین قدرتی رو میخواستی، قدرتو بهت نشون میدم"  در نتیجه ی نشان دادن تنها ذره ای از گوشه ی قدرت بیکران فونیکس به کمک قدرت تلپاتی خود به مسترمایند، مسترمایند عقل خودش را از دست میدهد

جیسون وینگارد، جین گری

جیسون وینگارد، جین گری

با وجود ادا اطوار و سرو صداها که به روی کار آمدن یه ارش کامل از پلیس و اینا انجامید از ساختمان هلفایر کلوپ بدون هیچ آسیبی خارج میشوند با این حال جین دیگر نمیتوانست بیشتر از این قدرت بی کران فونیکس را کنترل کند انگاری واقعا کارهایی که مسترمایند بر سر جین آورده بود تمام حد و مرزهایی که جین برای قدرتاش تعیین کرده بود را از بین برده بود بنابراین جین اینبار با از دست دادن کامل اختیار خود و فونیکس تبدیل میشود به فونیکس سیاه

فونیکس سیاه

اینم بگم که در دومین فیلم ایکس من کاراکتر جیسون استرایکر (Jason Stryker) رو از همین مسترمایند الهام گرفته بودند هم از جنبه ی قدرت و توانایی هاش و هم از جنبه ی کارهایی که تو فیلم میکرد با جیسون وینگارد مو نمیزد

غضب فونیکس سیاه

فونیکس سیاه

سپس درست زمانی که فکر میکردند از هلفایر کلوپ جون سالم بدر بردند جین با تبدیل شدن به فونیکس سیاه در مرکز سنترال پارک (Central Park) به آسمان پرواز میکند و درست در همان نقطه سعی میکند تا ایکس من هارو بکشد که البته بجای اینکار به شکل پر زرق و برقی به فضا و کهکشان ها پرواز میکند قدرتاش با قدرتای سیلور سورفر برابری میکرد

فونیکس سرگردان و بی هدف پرواز میکند او بطرف ستاره ای حمله ور میشود تمام انرژی اش را جذب میکند و بعدش هم منفجرش میکند سپس سیاره ی بیگانه ای با 5 میلیارد جمعیت را از بین میبرد، به طرف کشتی دیده بانی امپراتوری شی ار (Shi'ar Empire) حمله ور میشود. در یک کلام جین کاملا تحت کنترل قدرت فونیکس قرار گرفته بود

فونیکس با قدرت و کارهایش به شیوه ای بی امان وغیر قابل توقف، ترس و وحشت برای تمام جهانیان را به ارمغان می آورد و در این زمان هم از انتقام جویان یگیرید تا امپراتوری شی ار توجه و نگاه های همرو به طرف خود روانه میکند

فونیکس سیاه

فونیکس سیاه

سپس به خانه اش برمیگردد، ترس و وحشت خانواده اش از او را از ذهن هایشان میخواند و همین هم او را بیشتر و بیشتر تحریک میکند البته مردان ایکس قبل از اینکه ضرری به خانواده اش برساند مداخله و اون را از خانه اش خارج میکنند بعد مبارزات نفس گیر با اعضای ایکس من، در آخر پروفسور ایکس و فونیکس وارد نبردی ذهنی با هم دیگر میشوند در این نبرد بسیار دشوار پروفسور ایکس بالاخره با کمک جین، فونیکس را وادار به قبول شکست میکند دیگر حفاظ های ذهنی جین بازسازی شده بود و آگاهی های قبلیش را بدست آورده بود در این بین که داستان داشت به خوبی و خوشی فیصله میافت یدفعه ای نوری از آسمان پدیدار شد و به زمین افتاد و ایکس من ها در یک لحظه ناپدید کرد

مرگ جین گری

ایکس من ها را امپراتوری شی ار ربوده بود جین بخاطر قدرت های غیر قابل کنترلش و البته سیاره ای که نابود کرده بود مورد محاکمه قرار میگیرد و بنابراین گناهکار شناخته و به اعدام محکوم میشود

كميك x-men

در حالی که جین باید بلافاصله کشته میشد پروفسور ایکس که از عادت های امپراطوری شی ار به خوبی باخبر بود خواستار نوعی دوئل بین تیم ایکس من و تیمی از امپراتوری شی ار میشود

بر طبق این درخواست مردان ایکس به عنوان تیم باید با قدرتمند ترین سربازان و محافظان امپراتوری شی ار به مبارزه میپرداختند و در صورت برنده شدن، زندگی جین مورد بخشش قرار میگرفت جین به این دوئل که در خاک یه سیاره ترک شده برگذار میشد با یک حرکت نوستالژی با کاستوم مارول گرل اضافه میشود این دوئل بسیار دشوار سپری میشود راستش را بخواهید وضعیت برای ایکس من چندان هم امیدوار کننده نبود

پس جین دوباره به فونیکس سیاه تبدیل میشود و سپس خودکشی میکند

ظاهرا جین از ابتدا چنین چیزی رو برنامه ریزی کرده بود مثل اینکه او هنوز هم حضور فونیکس را در وجودش حس میکرد پس با این فکر و عقیده که "اگر در یکی از روزها دوباره قدرت فونیکس ظاهر شود و نتوانم کنترلش کنم او دوباره به انسان های بیگناه و معصوم صدمه هایی خواهد رساند" تصمیم میگیرد خودش را فدا کند تا مانعش شود اینکار را هم با انداختن خودش جلوی سلاحی که در بیرون محوطه ی تعیین شده برای این دوئل کار گذاشته شده بود و هر کی که از این محوطه ی تعیین شده خارج میشد را در یک ثانیه میسوزاند به شکل بسیار تعجب آور انجام می دهد

Wolverine

ولورین

All rights reserved © Spidey.ir 2015

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مقالات مرتبط:

مهم ترین اتفاق ها در کمیک های ایکس من: آنجل به ارکانجل تبدیل میشود

 5شخصیت كمیك بوكی که قدرت های خدامانند به دست آوردند

 10 زنده شدن غیر قابل باور در دنیای كمیك!

لحظات ماندگار عالم مارول: «فونیکس» برمیخیزد

لحظات ماندگار عالم مارول: جين گري خودكشي ميكند

معرفي نیروی های کیهانی در دنیای مارول

 4فیلم کمیک بوکی که حیف شدند

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

+6 #1 mtm 1394-09-02 11:29
عالي
واقعا spidey.ir به داشتن چنين نويسندگاني افتخار ميكنه
واقعا علي اقا و ديگر دوستان نويسنده دارند خدمت بزرگي به جامعه علاقمند به كميك در ايران ميكنند
+2 #2 Victor 1394-09-02 11:57
#1
مرسی استاد نظر لطفتونه
خدمتی که شما برای جامعه علاقه مند به کمیک در این کشور کردید باعث شد تا امثال من به کمیک بوک بیشتر علاقه مند بشن و بتونن به اندازه یک درصد هم که شده برای انجام وظیفه، پاسخ و ثمره تلاش های بینهایت شما رو داده باشن
مرسی استاد، مرسی که شما و دیگر اساتید هستید
+2 #3 A god name sparkles 1394-09-02 12:04
عالی بود علی! واقعا لذت بردم!
یه سوالی که برام پیش اومده اینه که در اینکه ولورین محبوب ترین و مهم ترین میوتانته که شکی نیست، ولی در رتبه ی دوم کیه؟ (من خودم فکر کنم جین گری چون ران ها و آرک های مهم اغلب به اون ختم میشن) ولی دوست دارم نظر تو رو هم بدونم. ;-)
+2 #4 Victor 1394-09-02 12:20
#3
والا ولورین همونطور که خودت هم گفتی برا منم اولین میوتانته ولی دومی؟
نمیدونم ولی من همیشه مگنتو، جین، سایکلاپس و آنجل را بدجور قبول داشتم و دارم بنظرم هرچهارتاش لیاقت رتبه ی دوم رو دارن (به نظر من) البته مگنتو و جین معلومه که بیشتر لیاقت دارن
+1 #5 captain alireza 1394-09-02 12:46
علی آقا دمتون گرم خیلی مقاله ی قشنگی بود اصلا چرا دارم میگم قشنگ؟ فوق العاده بود! میگم علی آقا میشه یه پیشنهادی بدم؟ لطفا در مورد آپوکالیپس هم مقاله بنویسید بالاخره فیلم جدید مردان ایکس در مورد اونه و فکر کنم ارزش داشته باشه بازم دمتون گرم ;-)
+2 #6 batspider 1394-09-02 12:55
ممنون علی آقا عالی بود
از اون مقاله های جامع و کامل هست که هر کمیک فنی باید بخونه .
من اولین کمیکی که از مردان ایکس خوندم اونجرز علیه ایکس من بود.
برای شروع کمیک عجیبی را انتخاب کردم :lol:
+2 #7 Doc Strange 1394-09-02 15:42
ایول علی آقا خیلی جامع و کامل بود.
من شنیدم مستر مایند توانایی کنترل ذهن جین و حتی پرفسور ایکسم داره :eek:
راستی اینم از زیگمویند فروید :lol: :
به نقل از علی آقا:
راستش یجورایی فونیکس و جین تجسم ادعای زیگموند فروید (Sigmund Freud) مبنی بر توصیف طبیعت انسان هست ولی فونیکس همواره تحت کنترل جین گری هستش.
+2 #8 Doc Strange 1394-09-02 15:52
اینم تصاویری از دارک فونیکس: (لطفا ظاهر شود)
s3.img7.ir/7IBzk.jpg
s3.img7.ir/aDTZ4.jpg
s3.img7.ir/3312C.jpg
#9 Victor 1394-09-02 16:29
به نقل از captain alireza:
لطفا در مورد آپوکالیپس هم مقاله بنویسید بالاخره فیلم جدید مردان ایکس در مورد اونه و فکر کنم ارزش داشته باشه بازم دمتون گرم ;-)

بله
قبلا گفتم که در مورد آپوکالیپس هم خواهم نوشت ولی تا فیلمش وقت زیاد هست پس عجله ای نیست
+2 #10 j.jonah jameson 1394-09-02 17:14
خدا میدونه چقدر از اینکه Bryan Singer این شاهکار رو به همین شکل توی فیلم X2 بیان نکرد ناراحتم! :sad: :sad:
خیلی داستان زیبایی داره !
Bryan Singer از همه جای داستان زده بود! جین میوفته توی آب و بعدش میشه فونیکس و بعد یهو میشه دارک فونیکس.!
ای کاش لباس دارک فونیکس رو مثل خودش استفاده می کردند ! خیلی جذابه (توی همین عکس هایی که Doc Strange لطف کرد داد هم یه خنده شیطانی معرکه داره که از اون نگاه و چشم هایی که برای جین توی X2 گذاشته بودند خیلی بهتره!) :-)
راستی نبرد وولورین هم درکار نبود (اگه اشتباه میکنم بگید) :roll:
ممنون علی آقا کلی بهم راجب داستان اصلی فونیکس کمک کردید :-)
+1 #11 young spider 1394-09-02 17:19
ممنون از علی آقا. بهترین مقاله نویس سایت و شاید ایران. خیلی مفید و جامع بود. الان کاملا قضیه فونیکس رو متوجه شدم. فقط یه سوال ، جین بعد از خودکشی دیگه زنده نشد ؟؟؟ آخه تو avsx هم که فونیکس بود ، هم جین نبود.
#12 Victor 1394-09-02 17:29
#11
برادر این مقاله قسمت دوم هم داره اسپویل نکنه دیگه :lol:
#13 young spider 1394-09-02 17:33
به نقل از Wolverine:
#11
برادر این مقاله قسمت دوم هم داره اسپویل نکنه دیگه :lol:


چشم. همه چیز درباره فونیکس یا فونیکس بعد از مرگ جین گری 8)
#14 Victor 1394-09-02 17:46
#13
نه خودت تو کامنت قبلی گفتی
+1 #15 Victor 1394-09-02 22:48
#10
آره واقعا همه چیز مهیا بود واسه یه شاهکار تو آخرین ایستگاه
بنظر میرسه دوباره داستان حماسه ی فونیکس سیاه رو اقتباس خواهند کرد که اصلا امیدی بهش ندارم هم هیو جکمن نخواهد بود و هم دیگر بازیگران اصلی و البته وجود اون بازیگره تو نقش جین گری که اصلا ازش خوشم نمیاد
+1 #16 Agent Marvel 1394-09-02 23:04
به نقل از Wolverine:
#10
آره واقعا همه چیز مهیا بود واسه یه شاهکار تو آخرین ایستگاه
بنظر میرسه دوباره داستان حماسه ی فونیکس سیاه رو اقتباس خواهند کرد که اصلا امیدی بهش ندارم هم هیو جکمن نخواهد بود و هم دیگر بازیگران اصلی و البته وجود اون بازیگره تو نقش جین گری که اصلا ازش خوشم نمیاد

به نظر من داستانش اصلا و ابدا پتانسیل تبدیل شدن به فیلم رو نداره،چون اینقدر عظیم،بزرگ و پر جزئیاته که اگر رری پرده نقره ای بیاد کلی از داستان حیف میشه.درست مثل Wachmen .

چرا از فامکه یانسن بدت میاد ؟ خوب بازی کرده که.
#17 Victor 1394-09-02 23:34
#16
میتونن
اتفاقا بدجوری به فیلم میخوره میشه یه شاهکار ازش دراورد فقط فونیکس رو درست و حسابی به تصویر بکشن نصف کار تمومه
متنفرم ازش بهمراه اون مادر اژدها تو گیم او ترونز
-2 #18 amazing barbod 1394-09-03 13:07
واقعا محشر بود.
این مقاله نشون میده که همه میتونن بد باشن...
همه پتانسیل پلید بودن رو دارن...
یادتون نره که حتی مرد عنکبوتی هم به این درد دچار شد و با سیمبیوت پیوند خورد و آدم بدی شد...
+1 #19 mtm 1394-09-03 13:29
به نقل از amazing barbod:
.
یادتون نره که حتی مرد عنکبوتی هم به این درد دچار شد و با سیمبیوت پیوند خورد و آدم بدی شد...

مرد عنكبوتي در فيلم مرد عنكبوتي 3 و برخي از كارتون هاي خودش بود كه با پيوند خوردن با سيمبيوت بد شد
ولي در كميك ها او وقتي لباس سياه را بر تن داشت ادم بدي نشد. رفتارش كمي تغيير كرد ولي ادم بدي نشد
+1 #20 Ice Man 1394-09-03 16:04
مقاله برای سیبرتوث هم میزارین ؟ یا Ice Man ؟ :oops: من خودم از کمیک های ایکس من بابی رو بیشتر همه دوست دارم :oops: علی آقا مقاله های شما رو هم بیشتر همه دوست دارم :-) برای من یه فاز دیگه سایتین ;-)

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید