بدترین داستان های مرد عنكبوتی

10 داستان بد مرد عنکبوتی

 مرد عنكبوتی بدون شك قهرمانی هستش كه در طول تاریخ پرافتخار خودش شماری از بهترین داستان ها را داشته و هوادارانش به آنها افتخار میكنند (در این مقاله میتوانید 10 داستان برتر مرد عنكبوتی را بخوانید) ولی این دلیل نمیشود كه تا به حال داستان بدی از روی او نوشته نشده باشد.

در واقع كاملا معلومه كه در طول بیش از 50 سالی كه از خلق شدن مرد عنكبوتی میگذره، هزاران  داستان از روی او نوشته شده باشه و قطعا نویسندگان این هزاران كمیك از نظر سطح استعداد، نوع نگرش یا دانش كمیك بوكی با هم  هم سطح نبوده اند . پس در نتیجه طبیعی هستش كه درست مثل همه انسان ها جایز الخطا باشند و داستان های بدی هم بنویسند. در هر حال،  در این مقاله به 10 داستان واقعا بد، احمقانه و مزخرفی میپردازیم كه برای این شخصیت نوشته شده است (بله  دوستان، spidey.ir از نوشتن هیج مقاله ای نمیترسه ...)

 

10-  اسپایدرمن: رین (Spider-man: Reign)

  اسپایدرمن: رین (Spider-man: Reign)

سال انتشار: 2006

نویسنده و طراح: كاره اندروز

"اسپایدرمن: رین" یك كمیك 4 قسمتی بود كه مشخص بود نویسنده اش آن را كاملا از روی كمیك تاریخی بتمن یعنی "بازگشت شوالیه تاريكي" (Dark Knight Returns) تقلید كرده است. یعنی داستان در آینده ای درب و داغان اتفاق می افتاد و در فضایی بسیار بی روح و تاریك و خشن روایت میشد و ما شاهد بودیم كه مرد عنكبوتی به دلایلی كه بعدا بهشون اشاره میكنم بازنشسته شده ولی دوباره مجبور میشه برای آخرین بار به عرصه برگرده و یک قهرمان بشه و ... معلوم نیست نویسنده با خودش چی فكر میكرده. اصلا آيا از خودش پرسيده كه  یك مرد عنكبوتی پیر و دارك و خفن ، ایده خوبی هست یا نه؟ داستان این كمیك به اندازه كافی احمقانه و قابل پیش بینی است. مثلا با وجود اینكه 35 سال بعد اتفاق می افته اما معلوم نیست كه «جیمز جونا جیمسوون» چرا هنوز زنده است؟! بعد همین  اقای جیسمون پیتر پاركری كه بالای 66 سال سن داره رو ترغیب میكنه تا دوباره مرد عنكبوتی بشه و بر علیه یك حكومت فاشیستی كه داره بر نیویورك حكومت میكنه، بجنگه (اگر مرد عنكبوتی 66 سالشه پس جیسمون چند سالشه؟!surprise) بعد شاهد یك روبات زامبی مانند از دكتر اختاپوس و یك ونوم واقعا عجیب و غریب هستیم كه هر چی كمتر ازشون بشنوید براتون بهتره! ولی از همه بدتر اینه كه متوجه میشیم پیتر داره مدام كابوس هایی از همسر خودش ، «مری جین» میبینه. بعد میفهمیم مری جین سرطان گرفته و مرده. ولی دلیلش چیه؟ (الان یه نفس عمیق بكشید و خوب تمركز كنید چون قراره عجیب ترین چیزی رو بشنوید كه تا به حال شنیدید) : مری جین به خاطر اسپرم های رادیو اكتیو پیتر پاركر سرطان گرفته!!!!!!!!!!!! به عبارت دیگر، پیتر در طول سالیان گذشته و بدون اینكه خودش بدونه هر وقت با همسرش رابطه جنسی برقرار میكرده، اسپرم های رادیو اكتیو خودش را وارد بدن مری جین بدبخت میكردهsurprisesurprisesurprise

باید به نویسنده این داستان گفت : بیشعور! این كه اصلا تراژیك نیست، احمقانه است! در حقیقت اگر من بودم به كاری میكردم كه داستان یك هجویه بر "شوالیه تاریكی برمیگردد" باشد . یعنی مثلا در بعضی از جاها دیده میشه كه پیتر داره با جسد مری جین حرف میزنه یا مثلا دكتر اختاپوس كلا یك جسد فاسد شده است كه چسبیده به یك روبات هوشمند. اینا لحظات خوبی در ژانر "كمدی سیاه" (Black Comedy) هستند و ای كاش نویسنده كل داستان را به همین شیوه مینوشت. ولی متاسفانه فقط سعی كرده كوركورانه از داستان معروف بتمن تقلید كنه و نتیجه چیزی نشده مگر داستانی احمقانه با مبارزاتی احمقانه تر كه البته پایانی مضحكی هم دارد.

نكته مهم: نویسنده این كمیك یك گند بزرگ دیگر هم زد و آنهم این بود كه در شماره اول این كمیك پیتر پاركر را كاملا لخت نشان داد ! (تصویرش  اینجاست. البته سانسور شده !cheeky) . مارول هم سعی كرد در تجدید چاپ اين كميك، این تصوير واقعا ضايع را با انداختن سایه روی برخی اندام های حساسیت برانگیز پیتر پارکر، اصلاح كنه ...

مطالب مرتبط:

10 كميك مهم بتمن: بازگشت شواليه تاريكي

 

9- پیشگویی «مادام وب» (The Prophecy of Madame Web!)

 پیشگویی «مادام وب» (The Prophecy of Madame Web!)

چاپ شده در شماره 210 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز (نوامبر 1980)

نویسنده: دنی اونیل

به نظر من run ای كه از شماره 207 تا 219 در كمیك های مرد عنكبوتی شگفت انگیز خلق شد یكی از بدترین های دوران مرد عنكبوتی است. نویسنده ای ماهر و موفق به نام «مارو ولف من» تازه run خودش را در این کمیک تمام كرده بود و مارول «دنی اونیل» را جانشین او كرد . آقای اونیل از اسطوره های دنیای كمیك است و داستان های ماندگاری برای شركت دی سی نوشته ولی الحق و والنصاف داستان هایی كه در این دوره برای مرد عنكبوتی نوشت بیخود و چرت بود (مخصوصا اون شماره ای كه «هایدرو من» و «مرد شنی» با هم تركیب شدند و در نتیجه یك هیولای گلی درست شد!!!) در ضمن اونیل تمام آن داستانك های جالب و جذابی كه مارو ولف من شروع كرده بود را به بدترین شكل ممكن تمام کرد. مثلا ما در run مارو ولف من شاهد بودیم كه پیتر زد به سیم آخر و از دست جیمسون طاقتش طاق شد و دیلی بیوگل را ول كرد و رفت برای روزنامه رقیب یعنی «دیلی گلوب» كار كنه. در آنجا ماجراهای جالبی داشت شكل میگرفت و حتی دیدیم كه دیلی گلوب یك صاحب مرموز داره ولی اونیل همه این اونا رو گند زد توش! اوج این مسائل را در شماره 210 شاهد بودیم ، یعنی جایی كه جیمسون به پیتر زنگ میزنه و در نتيجه او هم دوباره به استخدام دیلی بیوگل درمیاد! این یعنی هر چی مارو ولف من ساخته بود، نقش بر آب شد! پیتر با اون همه هیاهو دیلی بیوگل را رها كرد تا بره برای روزنامه رقیب كار كنه ولی اخرش دست از پا دراز تر برگشت به خونه اولش! نه شخصیت اش رشد كرد و نه هیچی!

از همه بدتر اینكه این كمیك شخصیتی اعصاب خرد كن به نام «مادام  وب» را وارد داستان های مرد عنكبوتی كرد كه من هیچ وقت ازش خوشم نیومده. مادام وب اصلا نباید در داستان های مرد عنكبوتی باشه چون قدرت هاش خیلی جنبه جادویی و عرفانی داره و با حال و هوای داستان های مرد عنكبوتی سنخیت نداره.

مطالب مرتبط:

معرفي مادام وب

 

8- "سرقت حیات" (Lifetheft)

سرقت حيات

چاپ شده در شماره های  386 تا 388 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز

سال انتشار: 1994

نویسنده: دیوید میكلینی

در این داستان معلوم شد كه پدر و مادر پیتر پاركر كه چندی پیش برگشته بودند ، واقعی نیستند بلكه  روبات های بسیار پیشرفته ای هستند كه توسط یكی از دشمنان قدیمی اسپایدرمن به نام  «آفتاب پرست» درست شده اند! پیتر سپس فهمید كه  این روبات ها میخواهند راز او را به افتاب پرست و همچنین «والچر»  بگویند! اما ناگهان معلوم شد روباتی كه برنامه ریزی شده تا نقش مادر پیتر را بازی كند، واقعاً به او دل بستگی پیدا كرده است و او را مثل پسرش دوست میدارد! به همین دلیل جلوی دهان روبات دیگر را گرفت تا نتواند هویت اسپایدرمن را فاش كند. او حتی به اسپایدرمن كمك كرد زیرا روباتی كه نقش پدر پیتر را بازی كرده بود ناگهان به هیولایی تبدیل شد و به اسپایدرمن حمله كرد ولی در نهایت هر دو روبات نابود شدند. اسپایدرمن كه بسیار از اینكه احساسات و عواطفش به بازی گرفته شده است، به خشم آمده بود به تعقیب «آفتاب پرست» پرداخت و هر طوری بود گیرش آورد. او همانجا متوجه شد كه آفتاب پرست به تشویق فرد دیگری این كار را كرده است: «هری آزبورن»! در حقیقت، هری برای گرفتن انتقام مرگ پدرش تصمیم گرفته بود دو روبات را دقیقاً شبیه والدین پیتر طراحی كند تا او را آزار دهد!

من نويسنده این داستان را هرگز نخواهم بخشید. نه فقط به خاطر احمقانه بودن داستانی كه سر هم كرده بود بلكه به خاطر اینكه این داستان سرآغازی شد بر تغییر شخصیت پیتر پاركر. یعنی پس از این بود كه  مارول در دهه 90 میلادی پیتر را به شكل یك آدم عقده ای كه كاملا غیر اجتماعی شده و همش دنبال انتقام گرفتن از دیگرانه به تصویر کشید. به زودی هم كه این حالت منجر شد به خلق داستان "سرگذشت كلون" كه خودتون حتما میدونید چه لطماتی به كمیك های اسپایدرمن وارد كرد. در ضمن به نظر میرسه پایان این داستان كاملا سر هم بندی شده و ناگهانی به ذهن نویسنده خطور كرده یا شاید هم به ذهن روسای مارول خطور كرده و اونا هم اونا به نویسنده تحمیل كردن. در هر حال در طول دورانی كه پدر و مادر پیتر به داستان های مرد عنكبوتی بازگشته بودند آدم كاملا حس میكرد قراره عضو جدیدی از شخصیت های مكمل اسپایدرمن باشند ولی ناگهان معلوم شد واقعی نیستند! یكي نیست به نویسنده بگه اگه میخواستی از شر پدر و مادر پیتر خلاص بشی چرا مثلا كاری نكردی توسط یكی از دشمنان معروف مرد عنكبوتی (مثل گرین گابلین یا دكتر اختاپوس یا حتی ونوم) كشته بشوند؟ واقعا ایده بهتر از روبات پیدا نكردی؟! واقعا آفتاب پرست اینقدر خره كه هری ازبورن بهش بگه از روی پدر و مادر پیتر پاركر روبات بساز بعد نفهمه پیتر همون مرد عنكبوتیه؟ تازه، آفتاب پرست مگه همیشه یك مزدور درجه دو و سه نبود؟ پس این تجهیزات ساخت روبات را از كجا آورد؟

مطالب مرتبط:

همه چيز درباره پدر و مادر «پیتر پاركر»!

10 بلای بزرگی كه گرین گابلین بر سر مرد عنكبوتی آورده

 

7- "حداكثر كارنیج" (Maximum Carnage) 

كميك maximum carnage

چاپ شده در : شماره 1 و 2 كمیك Spider-Man Unlimited، شماره های 378 تا 380 Amazing Spider-Man، شماره های 101 تا 103 Web of Spider-Man، شماره های 35 تا 37 Spider-Man و شماره های 201 تا 203  Spectacular Spider-Man

سال انتشار: 1993

این داستان مثال بارزی است از سیاست های غلط ناشرین كمیك بوكی در دهه 90 میلادی، یعنی موقعی كه كیفیت جای خودش را داده بود به كمیت. در ضمن این داستان نشون میده كه نویسندگان مارول آن موقع چقدر تحت فشار بودند تا با هر شگرد و نیرنگی بر فروش اضافه كنند و تا میتوانند از محبوبیت شخصیت هایی همچون «ونوم» و «كارنیج» سو استفاده كرده و آنهار ا مثل سیمبوت های ... ببخشید ... مثل گاوهای  شیرده بدوشند! (همین كار ها را كردند كه ونوم و كارنیج همان مقدار كمی جذابیت را هم كه داشتند خیلی زود از دست دادند) به علاوه، با خواندن این داستان میفهمیم كه مارول (و البته دی سی) چقدر در آن سالها سعی داشتند از سبك كمپانی Image در خلق كمیك هایی كه  پر زرق و برق و دارای طراحی های اغراق آمیز بودند  ولی محتوای آبكی داشتند، تقلید كنند. بنابراین در Maximum Carnage شاهد یك داستان ضعیف و كلیشه ای هستیم كه در آن كارنیج به همراه اراذل و اوباشی كه بهش ملحق شده اند دست به آشوب زده و مرد عنكبوتی و دوستانش هم باهاشون میجنگند. ولی مسئله اینجاست كه این داستان 14 قسمت ادامه یافت! یعنی من هنوزم موندم كه نویسنده ها چطور تونستن اینقدر كشش بدن! بگذارید داستان هر قسمت رو براتون شرح بدم: قهرمان جدید وارد داستان میشه، بعد یك دعوای بزرگ با شخصیت خبیث میكنه. بعد تموم میشه و میریم شماره بعدی: قهرمان جدید وارد داستان میشه، یك دعوای بزرگ با یک شخصیت خبیث جدید میكنه و میریم شماره بعدی و ......! laugh

يعني نه تنها دعواها و مبارزات بلكه دیالوگ ها هم تكرار میشدن !!! جالب اینه كه مارول تو این داستان همش اصرار داره بگه كارنیج خیلی خشنه، كارنیج خیلی خفنه و ... ولی آخرش نه كسی میمیره و نه اتفاق بدی می افته! (البته فكر كنم «گربه سیاه» یه جا پاش پیچ میخوره!) بعدشم، اگه كارنیج و رفقا اینقدر شاخ شدن چرا گروه هایی مثل اونجرز، چهار شگفت انگیز، مردان ایكس یا اصلا چرا خود دولت آمریكا وارد عمل نمیشه؟!

مطالب مرتبط:

مرد عنکبوتی اینجوری وارد عالم مارول خواهد شد!

«ونوم»، «كارنیج» و دیگر سیمبیوت ها چطور و از كجا وارد زندگی «پیتر پاركر/مرد عنكبوتی» شدند؟

 

6- سرگذشت كلون (Clone Saga)

 سرگذشت كلون (Clone Saga)

چاپ شده از سال 1995 تا 1997 در تمامی عناوین مرد عنكبوتی!

"سرگذشت كلون" قطعا یكی از منفور ترین داستان های تاریخ اسپایدرمنه و سمبل تصمیمات غلطی كه ناشرین كمیك بوكی در دهه 90 میلادی میگرفتند. (البته این "سرگذشت كلون" رو با اونی كه دهه 70 میلادی چاپ شد اشتباه نگیرید چون اون یكی از 10 داستان مهم  مرد عنكبوتیه).

من سعی میكنم با استفاده از نظری كه «مختار» اینجا داده بود، به برخی از ایرادات این داستان اشاره كنم:

- این داستان بده نه فقط به خاطر اینکه معلوم شد پیتر کلونه و بن واقعیه (یعنی ما که این همه سال داشتیم داستان های اسپایدرمن میخوندیم و پیتر پارکر رو به عنوان اسپایدرمن میشناختیم، پشم!(! در واقع این داستان گیج کننده اول قرار بود فقط 6 ماه به طول بی انجامه ولی چون فروش بالا رفت مارول به نویسنده هاش گفت تا میتوننند کشش بدن!

 - کلا اون موقع مارول خیلی سعی داشت هر جوری شده بن رایلی رو تو دل خواننده ها جا بده و به همین دلیل پیتر رو یه ادم عصبی ، تا حدی دیوانه ، خشک و حتی گاهی خشن نشون بده. به طور مثال او همش دنبال بهونه بود تا بگیره بن رایلی رو بزنه! در حالیکه رایلی همیشه خونسرد و منطقی نشون داده میشد. از همه بدتر و غیر قابل توجیه تر اینکه وقتی به پیتر میگن که کلونه اونقدر از کنترل خارج میشه که به مری جین ضربه میزنه!!! آره درست شنیدید با دست مری جین رو پرت میکنه و بعد در حالیکه مری جین روی زمین افتاده و داره خونریزی میکنه بی تفاوت راهشو میکشه و میره! در حالیکه پیتر هرگز چنین کاری نمیکنه ولی نویسنده احمق اون شماره جوری داستان رو نوشت که اینکارو کرد. واقعا دیدن چنین رفتاری از پیتر منو از درون متلاشی میکنه (مثل همون صحنه مشابه تو فیلم "اسپایدرمن 3" که مری جین رو تو کافه پرت میکنه و هر دفعه که میبینمش حالت تهوع بهم دست میده ) . واقعا سخت بود که هر ماه شاهد رفتارهای عجیب و off-character پیتر باشیم و انگار مارول عمدا داشت پیتر را به لجن میکشید تا خواننده ها را ازش متنفر کنه.

- دو تا از بدترین و بیخود ترین دشمنان تاریخ اسپایدرمن به نام های Judas Traveller و scrier تو این داستان ها خلق شدند! دو شخصیت مرموز با قدرت های جادویی که همش به صورت نامفهموم، گنگ و معماگونه حرف میزدند و آخرش هم معلوم نشد هدفشون چی بود و چی از جون پیتر ، بن رایلی و خواننده های بیچاره میخواستند!

- مارول تا میتونست این clone saga را مثل یه گاو شیرده و پرسود دوشید و کمیک های فرعی چاپ کرد تا فروششو بالا ببره. بعضی هاشون آنقدر بیربط و بیخاصیت بودند که قابل باور نبود. مثلا یکی بود به نام Birth of a spider-man که درباره زمانی بود که مایلز وارن برای اولین بار یه کلون اسپایدرمن خلق کرد، داستانی چندش آور و زشت که در آن با کلون همانند یک حیوان زبان نفهم رفتار میشد و  آنقدر تحت شکنجه های جسمی و روانی شغال قرار گرفت تا نابود شد.

- مارول داستانی به نام Maximum Clonage چاپ کرد که قرار بود خیلی از سئوالات خواننده ها رو پاسخ بده ولی هیچی رو توضیح نداد! در عوض همش میدیدیم که شغال یه برنامه احمقانه برای تعویض نژاد بشر با کلون ها را دارد! دیالوگ های شغال افتضاح بود و غیر قابل تحمل! تازه، پیتر مثل یک شخصیت احمق که حتی به شغال اعتماد میکرد، به تصویر کشیده شده بود. از اون بدتر، بعد از این همه بلایی که شغال سر «کین» آورده بود، حاضر بود جونش رو برای شغال فدا کنه!

- طراحی شغال تو این داستان ها افتضاح بود. هر طراح هر جوری که عشقش میکشید اونو طراحی میکرد. یکی با گوشهای عادی ، یکی یا گوشهایی که انگار یک متر تو هوا معلق بودند (!) و ...

- اصلا معلوم نشد چه بر سر کلون «گوئن استیسی» اومد! نه توضیحی نه هیچی! یکهو غیبش زد!

- در یکی از شماره ها پیتر سعی کرد مری جین رو بکشه چون شغال هیپنوتیزمش کرده بود!!!!

در کل واقعا این clone saga دهه 90 مزخرف بود. داستانی بیش از حد طولانی که پس از مدتی کوتاه حتی نویسنده هایش هم نمیدانستند دارند چه غلطی میکنند!

مطالب مرتبط:

معرفي كامل كلون ساگا (Clone Saga)
 

 

5- "گردهمایی پنج نفره و فصل آخر "

(The Gathering of Five and The Final Chapter) 

گردهم آیی پنج نفره و فصل آخر "  (The Gathering of Five and The Final Chapter)

چاپ شده در :  Sensational Spider-Man #32-33، Amazing Spider-Man #440-441، Spider-Man #97-98 و Spectacular Spider-Man #262-263
سال انتشار: 1998

در این داستان «نورمن آزبورن» سعی میكنه یك لوح جادویی كه به 5 تكه تقسیم شده را به هم بچسبانه . قراره 5 نفری كه این كار را میكنند هر یكی از این چیزها را دریافت كنند: دانش، قدرت، مرگ، جنون یا فنا ناپذیری. همین جا باید بگم كه این ایده از پایه و اساس غلطه و بیشتر به درد یك كمیك جادو و جمبلی مثل «دكتر استرنج» میخوره تا كمیك مرد عنكبوتی. البته واضح و مبرهن است كه نورمن فقط یكی از این تكه ها را دارد و بنابراین كلی وقت صرف میكنه تا بقیه تكه ها رو پیدا كنه و ما در اكثر قسمت های داستان فقط میبینیم كه نورمن یا مزدورانش چطور به تكه ها دست پیدا میكنند و ... در هر حال نورمن موفق میشه این كار را بكنه و ما میبینیم كه «مادام وب» میمیره (چه خوب!) یه سری اتفاقات دیگه هم می افته كه اهمیت چندانی نداره و در نهایت نورمن فكر میكنه "قدرت" رو دریافت كرده . بعد اون خدمتكاری كه در پایان سرگذشت كلون، بچه پیتر و مری جین را به نورمن داده بود دوباره برمیگرده (درباره این قضیه میتونید اینجا بیشتر اطلاعات كسب كنید) او در آخرین لحظات عمر خودش میرسه به درب خونه پیتر و مری جین و به مری جین میگه: May is Alive (= می زنده است) . بنابراین ما همه فكر كردیم منظورش اینه که بچه پیتر و مری جین زنده است چون اونا اسم بچه شون رو قرار بود «می» بگذراند. بعد پیتر لباس مرد عنكبوتی رو میپوشه و میره سراغ نورمن آزبورن تا دخترش را ازش پس بگیره. ولی معلوم میشه منظور اون خانمه از "می زنده است" ، زن عمو می بوده!!!! (زرشک!)  در حقیقت، ما در شماره 400 مرد عنكبوتی  شاهد مرگ زن عمو می بودیم ولی توضیح داده میشه كه زن عمو می نمرده بوده و نورمن او را ربوده بوده!!!!

اولش پیتر باورش نمیشه و زن عموش رو پیش چهار شگفت انگیز میبره تا مطمئن بشه واقعا خودشه. اونا هم بعد از انجام آزمایشاتی هویت زن عمو می را تایید میكنند. پیتر كه كاملا گیج شده از نورمن توضیح میخواد و او هم میگه كه بازیگری را استخدام كرده بود تا هم شبیه زن عموی باشه و هم مثل او رفتار كنه. بنابراین اونی كه مرده بود، همون بازیگره بوده (!!!). تازه نورمن در سر زن عمو می واقعی یك وسیله كار گذاشته بوده كه اگه برداشته میشده باعث فعال شدن یك بمب  DNA  و كشته شدن هزاران نفر میشده! در هر حال پیتر راهی برای نجات زن عموش پیدا میكنه.

اگر فكر میكنید كه حماقت داستان  اینجا تموم میشه اشتباه میكنید چون بعدش پیتر باز دوباره میره سراغ نورمن و باهاش میجنگه و نورمن فاش میكنه یك بمب خیلی خفن تو شهر كار گذاشته كه قراره مردم رو ذوب كنه. این تیكه رو  خوب بهش دقت كنید: نورمن مرد عنكبوتی رو شكست میده و اونو ميكشه، بعد كل ساختمان دیلی بیوگل را نابود میكنه و اخرش هم ماسك از روی صورت مرد عنكبوتی برمیداره! حتما میگید مگه میشه؟ مگه داریم؟ چه باحال! چه داستان خفنی! ولی زیادی ذوق زده نشوید . چرا؟ چون این چیزا همش تو ذهن نورمن اتفاق افتاده !!!!! در واقع ، نورمن به جای قدرت، جنون را از آن لوح جادویی دریافت كرده بوده و الان دیگه حسابی قاط زده!!!!

خدای من! واقعا باورتون میشه همچین داستانی اجازه چاپ پیدا كرده باشه؟

مقالات مرتبط:

10 داستان جنجالی مرد عنکبوتی در دنیای کمیک

10 زنده شدن غیر قابل باور در دنیای كمیك!

 

4- "فصل اول" (Chapter One)

فصل اول" (Chapter One)

چاپ شده در شماره های 1 تا 12 از سری دوم  كمیك های مرد عنكبوتی شگفت انگیز

سال انتشار: 1999

نویسنده و طراح: جان بیرن

بعد از گندی كه "سرگذشت كلون" و  همچنین  "گردهمایی پنج نفره و فصل آخر" به دنیای مرد عنكبوتی زد مارول چاره ای نداشت جز اینکه كمیك های مرد عنكبوتی را ریبوت كنه. در نتیجه ما در سال 1999  دیدیم كه همه عناوین اسپایدرمن از نو و با شماره 1 چاپ شدند. «جان بیرن» ماموریت یافت در شماره ای 1 تا 12 مرد عنكبوتی شگفت انگیز به نوعی اریجین مرد عنكبوتی را ریبوت كنه یا بهتره بگیم میخواست حال و هوای اون كمیك های اولیه مرد عنكبوتی در دهه 60 میلادی را به نوعي اپدیت و جایگزین اریجین اصلی كنه (این در حالیه كه مرد عنكبوتی برترین اریجین تاریخ كمیك های ابرقهرمانی را داره).

از همون اولش هم انتخاب جان بیرن اشتباه بود چون او به جای اینكه عصاره و ذات داستان های استن لی /استیو دیتكو را بگیره و در دنیای مدرن امروزی باز خلق كنه، تا میتونست اونا رو تغییر داد . ایده هاش هم قربونش برم، دیوانه كننده بود (مثلا گفت كه علت شباهت مدل موی نورمن آزبورن و مرد شنی اینه كه با پسر عمو هستند!!!!)  او در ضمن به نكاتی پرداخت كه یا اصلا ضروری نبود یا اینكه قبلا خیلی بهتر بهشون پرداخته شده بود. مثلا او یك عالمه توضیحات اضافی و بیخود ارائه داد مثل "چرا سارقی كه عمو بن را به قتل رسوند، خونه عمو بن را برای دزدی انتخاب كرد؟". دلیلی هم كه جان بیرن درباره علت تنفر زن عمو می یا جیمز جونا جیمسون از اسپایدرمن ارائه كرد، افتضاح بود. بیرن حتی در طراحی لباس های جدیدی كه بر تن دشمنان مرد عنكبوتی كرد، ناموفق بود و به طور مثال یك لباس كلیشه ای آبی رنگ را جایگزین لباس كلاسیك «الكترو» كرد!) خلاصه اینكه جان بیرن هیچ تغییر مثبتی در اریجین مرد عنكبوتی به وجود نیاورد كه هیچ ، بلكه خیلی از المان های منحصر به فرد آن را نیز خراب كرد!  در نتیجه واكنش ها اونقدر به این سری بد بود كه مارول تسلیم شد و گفت این سری رو جوری باهاش برخورد کنید که انگار هرگز اتفاق نیافتاده (!)  و اریجین و پیشینه شخصیت های مختلف ماجراهای مرد عنكبوتی همونی هستند كه همیشه  بودند!

مطالب مرتبط:

10 ابرقهرمانی كه بهترین اریجین (Origin) را دارند + ویدئو

 

3- "دیگری" (The Other)

دیگری" (The Other)

چاپ شده در: Friendly Neighborhood Spider-Man #1-4,

Marvel Knights Spider-Man #19-22  و The Amazing Spider-Man #525-528

"دیگری" یك كراس اور بزرگ و عظیم بود كه اكثر عناوین مرد عنكبوتی را پوشش داد. پیتر پاركر متوجه شد كه مدتیه  سرگیجه داره و دچار ضعف شده . وقتی آزمایش خون داد بهش گفتن كه داره میمیره. بعد پیتر با دشمن نیرومند خودش به نام «مورلان» مبارزه  میكنه . مورلان وحشیانه پیتر را كتك میزنه و حتی یكی از چشمان پیتر رو از سرش درمیاره و میخوره!!! او را به بیمارستان میبرن و در آنجا پیتر برای نجات جان مری جین حالت حیوانی پیدا میكنه و مورلان را میكشه. بعدش خودش هم میمیمره. در نهایت اما پیتر رفت داخل یه پیله و پوست انداخت و دوباره زنده شد (!) او سپس متوجه میشه كه دارای توانایی های جدیدی شده و مثلا تارهای عنبكوتي اش ارگانیك شده ، میتونه با حشرات حرف بزنه (surprise) و ... سپس پای یك شخصیت خبیث به نام «ملكه عنكبوتی» به داستان باز میشه كه پیتر را به ویروسی مبتلا میكنه كه باعث میشه به آرامی تبدیل بشه به یك عنكبوت بزرگ! بعد معلوم میشه این عنكبوتی كه پیتر بهش تبدیل شده، حامله است!!!!! بعد این عنكبوت میمیره و بچه اش به دنیا میاد. حالا بچه اش كیه؟ پیتر پاركر! خدا وكیلی فهمیدید چی شد؟ بزارید دوباره بگم: پیتر به خاطر ویروس ملكه عنكبوتی تبدیل شد به یك عنكبوت بزرگ و حامله، بعد این عنكبوت مرد ولی قبل از مردن زایید و بچه اش پیتر بود! بعد پیتر از نیروهای جدید اش استفاده میكنه تا به راحتی ملكه عنكبوتی را شكست بده. چیز دیگه ای ندارم که بگم ...

 

2-  گناهان گذشته (Sins Past)

 گناهان گذشته (Sins Past)

چاپ شده در : شماره های 509 تا 514 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز

سال انتشار: 2005

نویسنده: جی. مایكل استراكزینسكی

این داستان در ابتدا ایده نسبتا جالب و بدیعی هم داشت: پس از سالها فاش میشه كه پیتر و گوئن استیسی رابطه شون بیش از حد صمیمی شده بوده (!) و در نتیجه گوئن باردار و سپس یك دختر و پسر دوقلو به دنیا می آورد. ولی روسای مارول از این ایده خوششان نیامد چون به عقیده آنها شخصیت پاك و منزه ای مثل پیتر نباید قبل از ازدواج با گوئن صاحب بچه میشده (من دارم الان نهايت سعي خودم را میكنم به جای اون كلمه كه همتون خوب میدونید چیه، از مترادف استفاده كنم ولی مترادف ها داره تموم میشه! blush) بنابراین به نویسنده دستور دادند پدر بچه های گوئن را عوض كنه . نویسنده هم  این پدر بزرگوار را تبدیل كرد به هیولایی به نام «نورمن آزبورن»!!! در واقع مارول با این كارش از چاله به چاه افتاد چون عوض اینكه به نویسنده بگه : "بابا این ایده احمقانه ای است. پیتر و گوئن كه از این شیطونی ها نمیكردن"، كاری كرد كه ایده احمقانه تر از قبل بشه. اینكه چرا و چطور نورمن تونست گوئن كه مظهر پاكی بود را اغوا كنه ، خودش به اندازه كافی احمقانه و غیر منطقی است و ما هم قبلا در  این مقاله یا  این مقاله كاملا به آنها اشاره كرده ایم و من اینجا میخواهم از جنبه دیگری به داستان نگاه كنم:

ما دیدیم كه دوقلوهای نورمن و گوئن بازگشته اند ولی كاملا عاقل و بالغ هستند. آنها در ضمن میخواهند پیتر را چون نتوانسته از مرگ مادرشان جلوگیری كند ، بكشند! سوالی كه مطرح میشه اینه كه به گفته خود مارول زمانی كه این داستان چاپ شد، كمتر از 10 سال از مرگ گوئن استیسی میگذشت . پس چطور ممكنه كه بچه های گوئن در طول این مدت ناگهان اینقدر رشد كنند و تبدیل به جوان های بیست و خورده ای شوند؟! نویسنده داستان («جی مایكل استراكزینسكی») یك بهانه بدتر از گناه آورد و ما دیدیم این دو بچه به خاطر خواص نامتعارف موجود در خون پدرشان (يعني نورمن آزبورن)  دچار یك بیماری نادر شده بودند و به همین دلیل  خیلی سریع تر از انسان های دیگر رشد میكردند!!!!

خلاصه اینكه این داستان واقعا افتضاح بود. بچه های گوئن و نورمن شخصیت های خبیث غیر جذابی از آب درآمدند. آنها اصلا شخصیت پردازی نداشتند  و پایان داستان هم به هیچ وجه با عقل جور در نمی آمد (دیدیم كه پیتر برای كمك به دختر گوئن بهش خون اهدا كرد . ولی وقتی او و برادرش به خون نورمن حساسیت داشتن و دچار این بیماری شدند پس آیا به خون آغشته به رادیو اكتیو پیتر حساسیت ندارند؟!!!!!)

تازه بعد از داستان مارول دنباله اش را  هم چاپ كرد به نام  Sins Remembered كه هر چه كمتر درباره اش براتون بنویسم بهتره  چون میترسیم برامون شر بشه!

مطالب مرتبط:

10 داستان جنجالی مرد عنکبوتی در دنیای کمیک

معرفي بچه هاي گوئن

10 بلای بزرگی كه گرین گابلین بر سر مرد عنكبوتی آورده

 

1- یك روز بیشتر (One More Day)

کمیک one more day

چاپ شده در شماره های 544 و 545  Amazing Spdier-man ، شماره 24   Friendly Neighborhood Spider-Man و شماره 42 از سری دوم ensational Spider-Man

سال انتشار: 2007

نویسنده و طراح: جو كسادا

خداییش از همون اولی كه چشمتون به این مقاله افتاد میدونستید این داستان در رتبه اول قرار میگیره، درسته؟ cheeky ما درباره این داستان هم بارها در سایت مقاله نوشته ایم (مثلا اینجا یا اینجا) دیگه فقط خواجه حافظ شیرازی نمیدونه كه تو این داستان بود كه ازدواج پیتر پاركر و مری جین پس از 20 سال به طرز احمقانه ای بهم خورد. بنابراین من در این مقاله به جای اینكه هی به مارول فحش بدم كه چرا برای اینكه پیتر رو دوباره مجرد كنه اين داستان را چاپ كرد؟ (تا نوجوان ها دوباره بهش علاقمند بشن)  يا چرا با خاطراتی كه ما این همه سال از ازدواج بین پیتر و مری جین داشتیم اینجوری رفتار كردی؟ يا  چرا با این كار رشد طبیعی و شخصیتی پیتر را متوقف كردی؟ و ... میخوام به خود داستان و نقاط ضعف اش توجه كنم.

 خلاصه داستان از این قرار بود: پس از قضیه فاش شدن هویت مخفی مرد عنكبوتی در رویداد جنگ داخلی ، «كینگ پین» (از دشمنان قدیمی و قسم خورده مرد عنكبوتی) یك تك تیرانداز استخدام میكنه تا پیتر پاركر را بكشه ولی در آخرین لحظه پیتر جا خالی میده و به جای او زن عمو می تیر میخوره. دكترها از مداوای زن عموی پیر پیتر ناامید میشن و پیتر كه كاملا امیدش را از دست داده ، نزد دوستش «دكتر استرنج» میره ولی او هم نميتونه كمكی بهش  بكنه. در واقع هیچ قهرمان دیگری نمیتونه به پیتر كمك كنه (یعنی این همه میوتانت و ابرقهرمان مثل مور و ملخ ریختن تو مارول یونیورس كه انواع و اقسام قدرت ها رو دارن ولی از دست هیچ كس هیچی برنمیاد!) حول و حوش بخش سوم این داستان پیتر از طریق یك دختر كوچك به شیطان (كه در عالم مارول «مفیستو» نام دارد) معرفی میشه. مفیستو هم بهش میگه كه میتونه جان زن عمو را در ازای باارزش ترین چیزی كه داره نجات بده. حالا اون چیز چیه؟ ازدواجش با مری جین! بعدش پیتر و مری جین موافقت میكنند و ازدواجشون به هم میخوره (مفیستو حتی بهشون نشون میده كه اون دختر موقرمزی كه پیتر را بهش معرفی كرد، دختری بود كه قراره بوده پیتر و مری جین در اینده داشته باشند!)

واقعا باید از نویسنده پرسید كه چرا پیتر و مری جین راضی شدند آینده و گذشته خودشون رو بدهند برای نجات پیرزنی كه سالهاست یك پایش لب گوره؟ رفتار پیتر در این داستان مثل یك پسر بچه 5 ساله است كه مشخصه از عقده ادیپ هم داره رنج میبره و  حاضره هر كاری كنه تا مامانش تركش نكنه. واقعا پیتر پاركر پس از این همه سال نمیتونه واقعیت رو قبول كنه و بپذیره كه زن عمویش  داره میمیره؟ ايا به قول معروف "مرگ حق نيست؟" واقعا آیا پیتر حق داشت به خاطر خودخواهی خودش آینده زن و بچه اش رو عوض كنه؟ ضمن اینكه اصلا مفيستو  چرا گیر داده بود به ازدواج پیتر و مری جین؟ چون این ازدواج بسیار مقدس و سمبل همه خوبی ها بود و باید حتما نابودش میكرد؟!!!!

بدتر اینكه آیا واقعا پیتر پاركر كسی هستش كه به شیطان اعتماد كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا پیتر پاركر با این همه تجربه و این همه زمانی كه در كنار دیگر ابرقهرمان مارول سپری کرده نمیدونه كه مفیستو سمبل نیرنگ و فریب كاری هستش؟ واقعا برای مرد عنكبوتی فاجعه نیست با شیطان "معامله" كنه؟ من مطمئنم  حتی آن دسته از هواداران مرد عنكبوتی كه دوست داشتند پیتر دوباره مجرد بشه از این داستان  منتفر هستند چون واقعا بد نوشته شده و نشون میده مارول برای رسیدن به هدف خودش بدترین و توهین آمیز ترین راه را انتخاب كرد (جالبه كه مغز متفكر این داستان یعنی «جو كسادا» در كمال بی شرمی در پاسخ به هوادران مرد عنكبوتی  گفت: "میدونم داستانش غیر منطقی بود ولي همش زیر سر مفیستو بود. مفیستو هم كه قدرت هاش همه ریشه در جادو دارند و جادو هم كه اصلا منطق سرش نمیشه!" ) angry

مارول میتونست ازدواج پیتر و مری جین را بر هم بزنه ولی در عين حال ازش  یك داستان معركه و عاطفی و اشك دربیار خلق كنه. اون موقع بود كه كه من میگفتم: "درسته كه پیتر و مری جین از هم جدا شدند و من از این قضیه متفرم ولی انصافا اونا خیلی تاریخی و ماندگار از هم جداشدند". ولی افسوس ...

مطالب مرتبط:

جنجالی ترین داستان های كمیك بوكی در 20 سال گذشته!

تاریخچه کمیک استریپ های اسپایدرمن - قسمت دوم

نتیجه گیری:

تا قبل از شماره 210 مرد عنكبوتی شگفت انگیز (یعنی ماه نوامبر سال 1980) داستان بد و افتضاحی در كمیك های مرد عنكبوتی وجود نداشت. آن موقع فقط در ماه دو کمیک ماهانه اصلي از اسپایدرمن چاپ میشد ، امیزینگ اسپايدرمن و Spectacular spider-man .  این موضوع ثابت میکنه كه با افزایش تعداد عناوین ماهانه مرد عنكبوتی و اضافه شدن نویسندگان و طراحان جدید ، داستان های بد کم کم شروع شدند. در واقع موقعی كه در دنیای كمیك كراس اور های بزرگ و عظیم رونق نداشتند، داستان ها هم بهتر و قابل تحمل تر بودند. این موضوع در دهه 90 میلادی به اوج خودش رسید و اگر دقت كرده باشید اكثر 10 داستانی كه در اين مقاله بودند، در همین دهه منتشر شدند. حالا مارول ممكنه همش بگه كه مرد عنكبوتی از وقتی ازدواج كرد، افت كرد و باید دوباره مجرد میشد تا درست بشه. ولی حقیقت اینه كه افت مرد عنكبوتی و كل دنیای كمیك از دهه 90 ميلادي شروع شد كه در آن شركت ها فقط و فقط دنبال پول درآوردن و كسب درآمد بودند و به كیفیت توجه نمیكردند.

مهدی ترابی مهربانی

All rights reserved © Spidey.ir 2016

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 Odyssey 1394-09-29 20:03
عالی بود استاد !
بااخره به قولتون عمل کردید چون فک کنم قول این مقاله رو تقریبا اوایل راه اندازی سایت داده بودید !
#2 Odyssey 1394-09-29 20:31
نمیدونم میدونستید یا نه ولی جمله ای که رو کاور یک روز بیشتر تو متن هست یعنی nuff said جمله معروف استن لی هست که یعنی " دیگه حرف بسه !"
8pic.ir/.../...
ولی اگه دقت کنید داستان از یه شخصیتی وقتی بد می شه که الکی بخوان ذاتشو عوض کنند الان تو اکثر این داستانا فقط می خواستن مرد عنکبوتی متفاوت تر بشه ولی نمیدونند اگه تو همون فاز باشه ولی یکم اوضاع عوض شه و شخصیت تو حال و هوا بمونه خیلی بهتر جواب میده الان مثلا هیچوقت توی sitcom نمیان کاری کنند شخصیتا همو بکشند ولی هیچوقت هم هم زندگیشون به خوشی پیش نمیره و گاهی اوقان دچار مشکلاتی هم می شن و هیچوقت هم یهویی نمیشه الان تو گناهان گذشته همه چیز یهویی بود و معلوم میشه که همه چیز افت می کنه
#3 j.jonah jameson 1394-09-29 20:42
:eek: :eek: :eek:
مثل اینکه امشب هم باید با دارو بخوابم !
خیلی دلم برای شخصیت مظلوم مرد عنکبوتی ( پیتر ) میسوزه ! ( خیلی ازش سو استفاده میشه :sad: )
هیج رقمه نمیتونم مشکلاتی که این شخصیت در کارنامه خودش داشته رو درک کنم .
لعنت تو ...... نویسنده هایی که فقط بخاطر پول مینویسند !
شماره های 6 - 3 - 2 - 1 اصلا غیرقابل وصف هستند و من حتی روم نمیشه راجب انها نظر بدم .
آقای ترابی ما در جامعه کمیک کسانی را نداریم که قبل از چاپ کمیک انها رو مورد برسی قرار بدند ؟
( مثلا مثل کسایی که وقتی یه بازی کامپیوتری جدید میاد میدن اونا بازی کنند و نظرشون رو بدن و اشکالات حل و اصلاحات را انجام دهند )
چون اگه این اتفاق بیوفته چنین وقایع چندش و وحشت آوری بوجود نمیاد !
ممنون جناب ترابی ! کل مقاله رو با وجود اینکه ناراحت کنندس براش ارژش قائل شدم .
راستی این جمله :
به نقل از متن مقاله:
بله! Spidey.ir از نوشتن هیچ مقاله ای نمیترسه ...... !

وجدانا کمر شکن نیست ؟
دمتون گرم جناب ترابی خیلی زحمت کشیدید !
کاشکی بقیه نویسندگان سایت های دیگر نیز مثل شما از گفتن حقیقت نمی ترسیدند ......
#4 Goblin.S 1394-09-29 20:43
مقاله عالی بود با طنز خاص استاد هم عالی شده بود :lol: !
ولی اگه از حق نگذریم ، دو سه تا از این داستانا یک مقدار پتانسیل داشتن اما به قول معروف باید دست اهلش می افتادن. همونطور که درباره کمیک مضخرف "one more day" گفتید :
نقل قول:
مارول میتونست ازدواج پیتر و مری جین را بر هم بزنه ولی در عين حال ازش یك داستان معركه و عاطفی و اشك دربیار خلق كنه.
این داستان رو میتونستن بهتر از اینا بنویسن ، میتونستن به نکات ریز داستان بیش تر توجه کنن چه کارا که نمیتونستن بکنن و نکردن.
یکی از نکات دیگه ی این کمیک ها ، عنوان و جلد های پر زرق و برق و گول زنندشونه!برخی از هنوان های این کمیک ها برای مثال همین "one more day" بسیار خلاقانه انتهاب شدند. جلد هاشون رو هم باید بگم وسوسه کنندن ، یعنی امکان داره کسی که از محتوای این کمیک ها خبر نداشته باشه و بره سمتشون ، فکر کنه این کمیک ها عالین!

درباره داستان Sins Rembered هم یک نکته رو باید بگم که این داستان در اون حد افتضاحه که که Marvel Wikia فقط یک خط براش توضییح داده!
نقل قول:
Gwen Stacy's past continues to haunt Spider-Man.
که بهتره که کلا چیزی دربارش نگیم و اگه نخوندینش به هیچ وجه به سمتش نرید!
#5 Spectacular Deadpool 1394-09-29 20:43
خیلی عالی آقای ترابی خیلی وقته منتظر این مقاله بودم
همینطور که خودتون گفتین تا قبل از سال 1980 کمیک خیلی بدی وجود نداشت و اینو میشه به حساب این گذاشت که کیفیت داستان ها خیلی بهتر بود و نویسنده ها و طراحای فوق العاده ای اون زمان بودن و زوج استن لی و استیو دیکتو همه کار برای اسپایدی کردن به نظر من بهترین زوج تو کل تاریخ کمیک بودن و راه رو برای بقیه نویسنده ها و طراحان باز کردن که داستان های خوبی بنویسن ولی این چند سال اخیر کمیک خوبی از اسپایدرمن نمی بینم به غیر چند مورد مثل تجدید عهد و sensational spiderman annual و چند تای دیگه امیدوارم دوباره بتونیم کمیک های بهتری از اسپایدی ببینیم و شاهد داستان بد و افتضاح نباشیم ;-)
#6 Farzan003 1394-09-29 20:44
عالی بود.یه مقاله دقیق که تک تک نقاط ضعف رو توضیح میده و بعد نتیجه گیری میکنه.همونطور که باید باشه.
از بین این داستان ها از وجود شماره ی 10 مطلع نبودم ولی توضیحاتی که داده شد حال من رو به هم زد.کلا من با ایده ی دارک کردن شخصیت پیتر پارکر مخالفم.البته مرد عنکبوتی میتونه توی یه فضای دارک قرار بگیره و داستان خوبی هم رقم بزنه مثل مرگ جین دی ولف و آخرین شکار کریون اما شخصیتش نباید دارک شه.جدا از این واقعا کدوم آدم عاقلی (!) این دلیل رو برای مرگ مری جین پیشنهاد داد؟
#7 beast boy 1394-09-29 20:46
وای آقای ترابی اصلا نمیدانستم اسپایدرمن انقدر کامیک بدی داره :o ولی جدا از این مقالتون به شدت عالی بود و توضیح خیلی خوبی داده بودید
هیچ سایتی را تاحالا ندیدم که از بدترین کامیک های قهرمان مورد علاقه خودش پرده برداری کنه(البته مرد عنکبوتی را خودم خیلی دوست دارم و از بچگی باهاش کلی خاطره دارم)
اما تنها چیزی توی کتم نمیره اسپرم های رادیواکتیوی :-| :o :eek:
من دیگه..‌. :zzz :zzz :zzz
#8 Doc Strange 1394-09-29 20:54
فکر کردم با لحن مقاله مختار نوشته ولی 10000000 در صد اشتباه کردم!
ّخوب ...
10 - اسپایدرمن رین: :-x :-x :-x
آقا جدا حالم از این کمیک بهم خورد آخه یعنی چی ***** های رادیو اکتیویته؟!!! خیلی دیوونه بوده نویسنده :-x

9- مادام وب که کلا شخصیت مزخرفیه اصلا کجاش قدرت عنکبوت داره؟! من که تو کارتون مردعنکبوتی مجموع کارتونی دیدم مادام وب با بیاندر موجودات افسانه ای بودن که به زمین اومدن :eek:
آخه جون من این کجاش به مردعنکبوتی میخوره؟!

8- من اصلا موندم چرا مادرو پدرشو زنده کردن که در نهایت بازم بمیرن :-|

7- نظری دربارش ندارم

6- گند زد به اون داستان زیبای سرگذشت کلون :-x

5- داستان ابلهانه تر از این :-|

4- از طراحی اش هم معلومه چه کمیک مزخرفی بوده

شماره 3 رو که .... عنکبوت حامله ... پیتر بچه عنکبوت ... :-x

شماره 2 و 1 رو مختصر بیان میکنم:

:-x به توان Infinite
#9 Hamid_k 1394-09-29 20:56
چه جالب،ولی اصلا دلیل نوشتن داستان (دیگری)چی بود؟ میخواست چی بهمون بگه؟
بقیشون هم که .......
#10 parker 1394-09-29 21:12
10- به دلیل مورد دار بودن از این میگذرم. :-* :-* :-* :-*
(فقط یه چیزی به نویسنده ی شریف این داستا ن بگم :********** ****** ***********) خودش فهمید چی گفتم.
9-ترجیح میدم از این یکی هم بگذرم.
8-گمونم قبل نوشتن کمیک یه دو تا کتاب فلسفه یا منطق خوندن خیلی بد نباشه.
7-سر خوندنش خیلی خندم گرفت .
یه شماره اول رو خوندم ، یه دونه وسطی رو خوندم ، دو تا آخری رو. بازم حوصلم سر رفت.
6-پشم که چه عرض کنم ،کشک!!!!!!!!!!!%$$%#^$^&
5- :D :D :D :D :lol: وای خدا!!!!!!!!!!! یکی منو بگیره!!!!!!!
4-مردم بی کارن ها!!!!!!!!!! آخه مگه فروشش قبلیت بد بود ریبوت کردی؟ اریجین مشکل داشت؟ نقد ها مشکل داشت( البته بدون استثناء)؟ خب حالا که کردی عین آدم ریبوت می کردی!!!!!
#11 j.jonah jameson 1394-09-29 21:17
به نقل از Hamid_k:
چه جالب،ولی اصلا دلیل نوشتن داستان (دیگری)چی بود؟ میخواست چی بهمون بگه؟
بقیشون هم که .......

سوال جالبی بود !
دلیلش: spidey.ir/.../...
قسمت ( کین ) رو بخوانی یه سری چیزا رو میتونی درک کنی!
#12 amazing-armin 1394-09-29 21:27
مقاله خیلی جالبی بود خیلی منتظر این کمیک بودم
ولی من یکبار تو سایت مجله بازی رایانه همین مقاله بدترین داستان های اسپایدرمن دیدم(حدود 5-6 سال پیش) ولی جای بعضیا عوض شده بود مثلا یه داستانش راجب ازدواج زن عمو می با دکتر اختاپوس بود
#13 mtm 1394-09-29 21:27
مخلص همه دوستان هستم
ممنون از لطف شما. lمن به عشق شما این مقالات رو مینویسم
این مقاله برام خیلی مهم بود و دوست داشتم خوب از اب دربیابد
کلا من هر وقت در حالت عصبانی مطلب مینویسم نمیدونم چرا شوخ طبع میشم!

راستی این صفحه رو هم نگاه کنید:

www.recalledcomics.com/.../

روی عکس پیتر پارکر که روی تخت نشسته هم کلیک کنید تا ببینید چه اتفاقی در عکس می افته! :oops:
#14 parker 1394-09-29 21:41
10- به دلیل مورد دار بودن از این میگذرم. :-* :-* :-* :-*
(فقط یه چیزی به نویسنده ی شریف این داستا ن بگم :********** ****** ***********) خودش فهمید چی گفتم.

9-ترجیح میدم از این یکی هم بگذرم.

8-گمونم قبل نوشتن کمیک یه دو تا کتاب فلسفه یا منطق خوندن خیلی بد نباشه.

7-سر خوندنش خیلی خندم گرفت .
یه شماره اول رو خوندم ، یه دونه وسطی رو خوندم ، دو تا آخری رو. بازم حوصلم سر رفت.

6-پشم که چه عرض کنم ،کشک!!!!!!!!!!!%$$%#^$^&

5- :D :D :D :D :lol: وای خدا!!!!!!!!!!! یکی منو بگیره!!!!!!!

4-مردم بی کارن ها!!!!!!!!!! آخه مگه فروشش قبلیت بد بود ریبوت کردی؟ اریجین مشکل داشت؟ نقد ها مشکل داشت( البته بدون استثناء)؟ خب حالا که کردی عین آدم ریبوت می کردی!!!!!

3-.............................. :-|

2-متاسفانه این یکی هم مورد داره :-* :-* :-*
مگه این کتاب مال نوجوون ها نیست!!!!مورد دار ترین کتاب داستانی که تا حالا خوندم شنل قرمزی بوده!!!

1-یکی هم باید به جو کسادا بگه میدونی منطق با کدوم ت نوشته میشه؟ آخه تو که منطق سرت نمیشه بیخود می کنی (دیگه ببخشید لازم بود) داستان می نویسی مرتیکه مفت خور **********.

در کل خیلی ممنون آقای ترابی . هر چی بیشتر می خوندم عصبانیت شما بیشتر معلوم میشد.
#15 j.jonah jameson 1394-09-29 21:43
#13
چـــــــــــــــــــــــــــی ؟ :eek: :eek: :eek:
یه مثال خوبی این مواقع میزنند که نمیشه اینجا گفت ! حرمت اینجا بالاست !
ولی ناقص شده میگم :
... خرما ......... !!!!!!!
بله !
و با کمال احترام به نویسنده ی این کمیک میگم :
عزیز من بهترین قهرمان عالم رو خوب رو سفید کردی نامرد این چیه ؟ بچه خودتم اینو ببینه اشک میریزه ...... از کجا الگو برداری کرده بماند !
واقعا شرم آوره :sad:
#16 parker 1394-09-29 21:46
به نقل از mtm:
مخلص همه دوستان هستم
ممنون از لطف شما. lمن به عشق شما این مقالات رو مینویسم
این مقاله برام خیلی مهم بود و دوست داشتم خوب از اب دربیابد
کلا من هر وقت در حالت عصبانی مطلب مینویسم نمیدونم چرا شوخ طبع میشم!

راستی این صفحه رو هم نگاه کنید:

www.recalledcomics.com/.../

روی عکس پیتر پارکر که روی تخت نشسته هم کلیک کنید تا ببینید چه اتفاقی در عکس می افته! :oops:

اقا یعنی این چه حرکتی بوده؟
می خواست ثابت کنه پیتر مرده؟ یه ثابت کنه پیتر چیزی پاش نیست؟ یا **** *** ****؟
#17 Doc Strange 1394-09-29 21:55
به نقل از mtm:
کلا من هر وقت در حالت عصبانی مطلب مینویسم نمیدونم چرا شوخ طبع میشم!

به عبارتی میشه گفت شبیه عمو مختار مینویسید :D
( خدایی با لحن مقاله فکر کردم عمو مختاره با اون کلمه ها و اینا ... :oops: )
#18 Doc Strange 1394-09-29 22:01
حالا باز خوبه شما نوشتید وگرنه مختار تو مقاله به جاهای باریکم میرفت کلا چه بدبختی درست میشد !
توهین ها بماند ... !!
#19 beast boy 1394-09-29 22:02
به نقل از mtm:
مخلص همه دوستان هستم
ممنون از لطف شما. lمن به عشق شما این مقالات رو مینویسم
این مقاله برام خیلی مهم بود و دوست داشتم خوب از اب دربیابد
کلا من هر وقت در حالت عصبانی مطلب مینویسم نمیدونم چرا شوخ طبع میشم!

راستی این صفحه رو هم نگاه کنید:

www.recalledcomics.com/.../

روی عکس پیتر پارکر که روی تخت نشسته هم کلیک کنید تا ببینید چه اتفاقی در عکس می افته! :oops:


واقعا فاز نویسنده چی بوده؟!!!!
چی را می خواسته ثابت کنه؟


آقای ترابی چرا دیگه نظر ها مثل قبل مثبت یا منفی نمیخوره؟!
#20 mokhtar 1394-09-29 22:16
#19:
برای اینکه دوست نداریم دوستان و کاربران سر منفی گرفتن از هم دعواشون بشه
اینجوری ارامش بیشتری تو سایت هست
#21 mokhtar 1394-09-29 22:21
ممنون مهدی
این بدون شک یکی از 5 مقاله برتر تو بود
داشتم فکر میکردم تو این چند سال با این همه مقالاتی که نوشتی و نوشتم دیگه واقعا زاویه یا ابعادی از مرد عنکبوتی و اطرافیانش باقی مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مخصوصا تو که همه چیز درباره اش
داستان برتر ، بدترین داستان، نقد فیلم های مرد عنکبوتی، تاریخچه انیمیشن های مرد عنکبوتی، معرفی دشمنان مرد عنکبوتی، اولین های مرد عنکبوتی، بیخود ترین دشمنان مرد عنکبوتی، جنجالی ترین داستان های مرد عنکبوتی، معرفی پدر و مادر مرد عنکبوتی، چرا مرد عنکبوتی را دوست داریم، معرفی کامل کلون ساگا، معرفی همه گابلین ها، نکات جالب کمیک های مرد عنبکوتی، معرفی سیمبیوت ها ،معرفی طراحان و نویسندگان مرد عنکبوتی، لحظات ماندگار فیلم های مرد عنکبوتی، ترجمه برترین کمیک های مرد عنکبوتی، لحظات ماندگار مرد عنکبوتی، برترین کاورهای مرد عنکبوتی، معرفی دوستان مرد عنکبوتی، معرفی شخصیت های مکمل مرد عنکبوتی، تاریخچه کمیک های مرد عنکبوتی، تاریخچه بازی های مرد عنکبوتی و ....
وای خدا ! واقعا خسته نباشی و خسته نباشم!

واقعا تو دنیا هیچ هواداری اینقدر برای شخصیت محبوب خودش وقت نمیزاره
#22 mokhtar 1394-09-29 22:25
به نقل از mtm:
راستی این صفحه رو هم نگاه کنید:

www.recalledcomics.com/.../

روی عکس پیتر پارکر که روی تخت نشسته هم کلیک کنید تا ببینید چه اتفاقی در عکس می افته! :oops:


what the hell
?
این چی بود دیگه؟
چرا اینقدر اب رفته بود؟ :lol: آهان فهمیدم "به خاطر رادیو اکتیو بوده" :lol:

شانس آوردیم نویسنده هوس نکرده به جای پیتر از جیمز جونا جیمسون در حال بلند شدن از روی تخت استفاده کنه
:-x
#23 mokhtar 1394-09-29 22:27
به نقل از Doc Strange:
حالا باز خوبه شما نوشتید وگرنه مختار تو مقاله به جاهای باریکم میرفت کلا چه بدبختی درست میشد !
توهین ها بماند ... !!

lمرد حسابی اگه من این مقاله و نوشته بودم که الان صورتتون هنوز از خوندش سرخ بود :-* :D
#24 beast boy 1394-09-29 22:31
به نقل از mokhtar:
به نقل از mtm:
راستی این صفحه رو هم نگاه کنید:

www.recalledcomics.com/.../

روی عکس پیتر پارکر که روی تخت نشسته هم کلیک کنید تا ببینید چه اتفاقی در عکس می افته! :oops:


what the hell
?
این چی بود دیگه؟
چرا اینقدر اب رفته بود؟ :lol: آهان فهمیدم "به خاطر رادیو اکتیو بوده" :lol:

شانس آوردیم نویسنده هوس نکرده به جای پیتر از جیمز جونا جیمسون در حال بلند شدن از روی تخت استفاده کنه
:-x


وای خدا :D :D :D :D :D
وای عمو مختار از دست شما
چرا انقدر آب رفته؟
خخخخخخخ
:D :D :D
#25 agh 1394-09-29 22:38
واقعا ابروی طرفدارهای مردعنکبوتی با این داستاناشون بردن و از خوندن مقاله اعصابم خرد اما بازم خوب شد که نوشتید تا همه بدونند شما رو اسپایدرمن تعصب کورکورانه ندارید ابایی ندارید تا بدترین انتقادها را بکنید.
بریم سراغ مقاله
باز خوب شد که تو شماره 10 نگفتن که هیومن تورچ از طرف دولت بیاد و با پیتر بجنگه
این که گفتید در دهه 90 میلادی مارول و دی سی بیشتر به فکر پول بودند عین یک تیم فوتبال که فقط دفاع میکنه و حالا از رو یک سانتر یا یک کرنر و ضربه ایستگاهی به گل میرسه میمونه و ممکنه تیم تو چندتا بازی نتیجه بگیره اما همه انتقاد میکنند و مردم به استادیوم نمیروند و همه چیز کسل میشود
#26 mokhtar 1394-09-29 22:41
به نقل از beast boy:
وای آقای ترابی اصلا نمیدانستم اسپایدرمن انقدر کامیک بدی داره :o و : :

"انقدر" هم کمیک های بدی نداره. تازه، همه شخصیت ها دارن مخصوصا اون .... اصلا بیخیال
ایشالا فرصت کنم یه مقاله توپ براش مینویسم ;-)
#27 mokhtar 1394-09-29 22:42
به نقل از agh:
واقعا ابروی طرفدارهای مردعنکبوتی با این داستاناشون بردن و از خوندن مقاله اعصابم خرد اما بازم خوب شد که نوشتید تا همه بدونند شما رو

ببین همه شخصیت ها از این داستان ها دارن
الات تو گوگل بزن:
worst batman stories
یا مثلا 10 worst avengers stories
ببین چند تا مقاله برات میاره!
#28 j.jonah jameson 1394-09-29 22:43
به نقل از mokhtar:





what the hell
?
این چی بود دیگه؟
چرا اینقدر اب رفته بود؟ :lol: آهان فهمیدم "به خاطر رادیو اکتیو بوده" :lol:

شانس آوردیم نویسنده هوس نکرده به جای پیتر از جیمز جونا جیمسون در حال بلند شدن از روی تخت استفاده کنه
:-x

:lol: :lol: :lol:
جمله دارای ابعاد گوناگون بود !
من همین الان یهویی :
s3.picofile.com/.../...
#29 beast boy 1394-09-29 23:03
#26
بزار حدس بزنم
آهان همان شخصیتی که عمو مختار ارادت خیلی خیلی خاصی بهش داره و کلی نظر های کوبنده در مورد این شخصیت گفته اسم این شخصیت(اسمشو نبر است)
عمو مختار اگه این مقاله را بنویسی فکر کنم بر ضد سایت قیام بشه :D :lol: :lol: :D
#30 Si@Vash 1394-09-29 23:13
اوففف این مقاله عالی بود
مدتها منتظرش بودم.
به نقل از mokhtar:
[quote name="mtm"]چرا اینقدر اب رفته بود؟ :lol: آهان فهمیدم "به خاطر رادیو اکتیو بوده" :lol:

:-x

دقیقا میخواستم همینو بگم روم نشد :-|

10-این داستان شاید تو لیست تنفر من رتبه 3 باشه.مخصوصا دلیل مرگ مری جین:-|
9-من این داستان رو نخوندم ولی مادام وب کلا یکم آزاردهندس،یکی از نقاط ضعف انیمیشن تلویزیونی دهه نود اسپایدرمن بود.
8-نخوندم نظر خاصی هم ندارم راستش همه حرفام تو خود مورد بود
7 و 6 و 5 و 4-آهااااا،رسیدی م به دهه نود،دهه تاریک مارول و دی سی،از همینجاست که همه دردسرهای ما شروع میشه.البته شاید این دهه تونسته باشه کمکی به پیشرفت طراحی ها بکنه ولی به نظرم هزینه که پیشرفت خیلی زیاد بود
3-داستانو نخوندم و نفهمیدم چی شد اصلا!
2-والا چی بگم :-| اصلا من نمیفهمم مارول دلش نمیخواست پیتر با گوئن قبل از ازدواج رابطه داشته باشه ولی اشکالی نداره گوئن با نورمن....هی وای من هرچی نگم بهترتره :-|
1-از اینم که دیگه همه حرفامو قبلا زدم تموم شد رفت!اصلا از وقتی این آرک لعنتی اومد بدبخت شد کمیک های اسپایدرمن دیگه!کلا مارول از house of M دیگه خوشش نیومده از ازدواج!اسکارلت ویچ و ویژن،پیتر پارکر و مری جین،استورم و بلک پنتر و ...
#31 Scarlet 3pidey 1394-09-29 23:37
ظاهرا آقای اونیل خواسته با ترکیب هایدرو من و مرد شنی یه شخصیتی شبیه گلی فیس DC درست کنه :sigh:
#32 amirhg29 1394-09-29 23:46
#23
#22
:lol:
به نقل از mokhtar:
به نقل از beast boy:
وای آقای ترابی اصلا نمیدانستم اسپایدرمن انقدر کامیک بدی داره :o و : :

ایشالا فرصت کنم یه مقاله توپ براش مینویسم ;-)

از همین الان برای مقالتون لحظه شماری میکنم عمو مختار
#33 beast boy 1394-09-29 23:54
به نقل از amirhg29:
#23
#22
:lol:
به نقل از mokhtar:
به نقل از beast boy:
وای آقای ترابی اصلا نمیدانستم اسپایدرمن انقدر کامیک بدی داره :o و : :

ایشالا فرصت کنم یه مقاله توپ براش مینویسم ;-)

از همین الان برای مقالتون لحظه شماری میکنم عمو مختار


دوست عزیز میدانی کدام شخصیت را می گویند؟
یعنی انقدر از این شخصیت بدت میاد؟
جالبه :-?
#34 amirhg29 1394-09-30 00:01
به نقل از beast boy:
به نقل از amirhg29:
#23
#22
:lol:
به نقل از mokhtar:
به نقل از beast boy:
وای آقای ترابی اصلا نمیدانستم اسپایدرمن انقدر کامیک بدی داره :o و : :

ایشالا فرصت کنم یه مقاله توپ براش مینویسم ;-)

از همین الان برای مقالتون لحظه شماری میکنم عمو مختار


دوست عزیز میدانی کدام شخصیت را می گویند؟
یعنی انقدر از این شخصیت بدت میاد؟
جالبه :-?

:-|
من منتظر بخشی که در رابطه با همه است ام نه اون ;-)
که من بخش بالا رو پاک کردم
#35 amir a. ghaderi 1394-09-30 00:04
واقعا این مقاله شاهکار بود. همه چیز داشت از نظر نگارش و ادبی هم عالی بود. از اون مقالاتی که فقط استاد ترابی تو ایران میتونه بنویسه و بس. ممنون به خاطر اینکه به شدت به اطلاعان من اضافه کردید و ممنون که بازهم ثابت کردین طرفدار بودن در تعریف و تمجید کورکورانه خلاصه نمیشه. شما الگوی من در همه زمینه ها هستید استاد ترابی
#36 amir a. ghaderi 1394-09-30 00:08
به نقل از Odyssey:
نمیدونم میدونستید یا نه ولی جمله ای که رو کاور یک روز بیشتر تو متن هست یعنی nuff said جمله معروف استن لی هست که یعنی " دیگه حرف بسه !"
8pic.ir/.../...
ولی اگه دقت کنید داستان از یه شخصیتی وقتی بد می شه که الکی بخوان ذاتشو عوض کنند الان تو اکثر این داستانا فقط می خواستن مرد عنکبوتی متفاوت تر بشه ولی نمیدونند اگه تو همون فاز باشه ولی یکم اوضاع عوض شه و شخصیت تو حال و هوا بمونه خیلی بهتر جواب میده الان مثلا هیچوقت توی sitcom نمیان کاری کنند شخصیتا همو بکشند ولی هیچوقت هم هم زندگیشون به خوشی پیش نمیره و گاهی اوقان دچار مشکلاتی هم می شن و هیچوقت هم یهویی نمیشه الان تو گناهان گذشته همه چیز یهویی بود و معلوم میشه که همه چیز افت می کنه

کاملا با حرفاتون موافقم
#37 the amazing deadpool 1394-09-30 00:11
وای آقای ترابی کلی درس خوندم اومدم مقالتون رو خوندم انرژی گرفتم.منم مثل بقیه اولش فک کردم عمو مختار مقاله رو نوشته.چون شما معمولا دست و پا بسته تر مینوشتید.به نظرم کمیک رین رو باید 3 یا 4 میبود چون واقعا افتضاح بود.مخصوصا اون عکسش که روش کلیک کردم فک نمیکردم اینقدر تحلیل رفته باشه :-* واقعا یعنی چی آخه این حرکت؟به خدا **** به کمیکای مرد عنکبوتی :-* :lol:
خدایی مرد عنکبوتی که استن لی و استیو دیکتو خلق کردن شایسته چنین کمیکایی نیست.مخصوصا one more day.من کمیکش رو تو موبایلم دارم هی میخونم نمیدونم به داستان مضحکش بخندم یا بشینم گریه کنم ام جی از پیتر جدا شده :cry: راستی عمو مختار منتظر مقاله شما هم هستیم. ;-)
#38 Tony Stark 1394-09-30 00:44
با این کمیک ها گند زدن به داستان های اسپايدرمن و مخصوصا سرگذشت کلون
داشتم توضیحات the other رو میخوندم خندم گرفت داستانش خیلی مزخرفه (هنوز دارم میخندم)
#39 Ice Man 1394-09-30 00:57
من واقعا از 3 بدم میاد
#40 Tony Stark 1394-09-30 01:00
به نقل از Ice Man:
من واقعا از 3 بدم میاد


داستان بی ربط و مزخرفی هست
ولی در عوض خنده داره :lol: :lol:
#41 Tony Stark 1394-09-30 01:05
بعد از عدم موفقیت chapter one مارول کمیک های ultimate رو چاپ کرد؟
#42 blackspidey 1394-09-30 10:28
مقاله وقن خیلی خوب و کامل بود دستتون درد نکنه....
ولی برای من از همه عجیب غریب تر و بدتر گیزنه ی 10 و 3 بود :eek: واقن بی شوخی یلحظه داد زدم وقتی خوندم که سرطان گرفتن ام جی بخاطر اسپرم های پیتر بوده :o
پیتر میشه عنکبوت بعد عنکبوته حامله میشه بچش میشه پیتر :D واقن این داستانو واسه ی بچه 5 ساله هم بخونی حال نمیکنه :-| آخه ینی چی؟من خودم 5 بار این جملرو آنالیز کردم تا قضیرو بفهمم
گزینه 1 هم ک دیگه هیچی....حرفی ندارم دربارش..بایدم اول میشد...
#22
:D :D
#43 farhood7 1394-09-30 11:33
واقعا جالب بود و این جا تنها جایی هست که برای مارول تاسف میخورم......فقط همین. :sad:
#44 Agent Marvel 1394-09-30 12:57
بالاخره مقاله ای که خیلی منتظر انتشارش بودم.آقای ترابی به جرات بگم که بهترین مقاله سایت تا به اینجا بوده بس که دقیق و کامل بود.

10-از نظر من ایده بکری داشت.همانطور که استاد در متن گفت میتونست به صورت یک هجویه به کمیک تاریهی بتمن باشد ولی ایده های احمقانه نویسنده واقعا کمیک افتضاحی رو به وجود آورده

9-ماداب وب از اون دست شخصیت هاییه که ازش خوشم نمیاد.تو مجموعه کارتونی هم خیلی آزار دهنده بود.به هر حال این داستان هم داستانک ها و ران نویسنده قبلی رو خراب کردو هم داستان بدی رو به هوادارن متحمل کرد.

8-اصلا از همان اولم به نظرم برگردوندن پدر و مادر پیتر اشتباه بود.چون اون ها قهرمانانه مرده بودند و پیتر هم ثابت کرده بود که اون قهرمانان ملی اند ولی با برگدوندن ها آسیب زیادی به شخصیت پردازی پیتر و کمیک های اسپایدرمن وارد شد.

7-راستش.... این داستان سرگرم کننده ایه ! یعنی با تمام شلوغی ها و آبکی بودنش داستان سرگرم کننده ای داره.البته به هیچ وجه منکر ضعف هایش نمیشوم و به نظرم داستان خیلی بدیه ولی,جنبه سرگرم کننده اش رو تحسین میکنم.

6-درباره این داستان بارها نظرم رو گفتم.خلاصه اینکه مارول چنان گندی به داستان های اسپایدرمن زد که خودش هم دیگر داشت تو مجنلابی که ایجاد کرده بود غرق میشد..... خدا رو شکر که این ماجرا تموم شد.

5-وای ترجیح میدم خودم رو درگیر این داستان مضحک نکنم.میتونست درباره دختر پیتر باشه و ماجراهای جالبی را ایجاد کند ولی در عوض گند زد به مرگ ماندگار زن عمو می.

4-به نظرم مارول میتونست با این عنوان از چاه به سیاهچاله بره ! ولی با کمیک های مرد عنکبوتی نهایی به خوبی تونست گندی رو که chapter one بالا آورده بود پاک کند.

3- !!

2-واقعا مارول چه جوری اجازه چاپ این داستان رو داده ؟ گوئن؟نورمن؟ بچه ؟!!!!!! وای نه !

1-در واقع one more day قرار بود یه جور لاپوشونی برای گناهان گذشته باشه.یعنی اون داستان رو حوری وانمود کنن که گویا اتفاق نیافتاده.ولی جی نتونست کامل کنه و از کسادا خواست اینکارو کنه و اونم.....

داستان دیگری که به شدت ازش متتفرم و باید به نظرم تو لیست میبود شماره 700 مرد عنکبوتی شگفت انگیزه که واقعا از بدترین داستان های مرد عنکبوتیه.
#45 VENOM-ZOMBIE 1394-11-11 19:33
سلام.
ببخشید میشه در مورد این ( The Other)
یکم بیشتر توضیح بدین؟؟؟؟
من آخر نفهمیدم چی شد
#46 Cyclops 1395-04-13 15:39
توی سایت comicbookresour ces یه نظرسنجی گذاشتن چند وقت پیش که کیا موافقن تاثیر one more day از بین بره 88.4 درصد موافق بودن، هنوزم میشه توش رای داد.
#47 RED VENOM 1395-04-13 15:52
بابا این پست رو هی میارید صفحه اول آدم چشمش میخوره به کمیکا حالش بد میشه :-|
#48 iron mard 1395-04-13 16:10
Sins past که واقعا یه آشغال به تمام معنای کلمه بود. One more day به نظرم یه جورایی نشون داد که زن عمو می چقدر برای پیتر با ارزشه و به هیچ وجه نمیخواد از دستش بده. (البته قبول دارم که معامله پیتر با شیطان عجیبه!) از مادام وب هم متنفرم. :-x هر وقت تو مجموعه کارتونی مردعنکبوتی هم سر و کله اش پیدا میشد می خواستم بزنم تو دهنش! زنیکه وسط داستان یهو معلوم نبود از کجا میامد! چقدر هم چرت و پرت می گفت! :lol:
#49 iron mard 1395-04-13 16:27
صحبت از مادام وب شد و تخیل بیش از حد! راستی آقای ترابی به نظرتون رویداد دنیای عنکبوتی هم زیادی تخیلی نبود؟ به نظرم فضاش زیاد با کمیک های مردعنکبوتی مطابقت نداشت. (البته کمیک های مارول کلا داره به سمت برخورد دنیاها و ... پیش میره.)
#50 SPIDER-ALI 1395-04-13 17:34
عالی بود واقعا لذت بردم راستی چرا داستان کلون ساگا دو بار منتشر شد همونی که برای دهه 70 بود مگه برای مارول کافی نبودد ؟؟ :o
#51 2m-had 1395-04-13 17:37
خداوکیلی من که حرفی ندارم اما عکس العمل من به این مقاله.
:-|
#52 i love spidey 1395-04-13 17:39
به نقل از SPIDER-ALI:
عالی بود واقعا لذت بردم راستی چرا داستان کلون ساگا دو بار منتشر شد همونی که برای دهه 70 بود مگه برای مارول کافی نبودد ؟؟ :o

اوني كه براي دهه 70 بود عاليه
ولي براي دهه 90 گفتن بزار فروش بيشتر بشه كه ادامه اش رو خلق كردن و گند زدن
#53 i love spidey 1395-04-13 17:40
بابت مقاله هم ممنون سايت اسپايدي و صاحبش نشون داده هيچ تعصبي نسبت به شخصيت مورد علاقه خودش نداره و حتي از روش مقاله بدترين داستان ها رو هم مينويسه. ممنونم اقاي ترابي شما براي من مظهر "انصاف" و "عدم تعصب " هستيد
#54 i love spidey 1395-04-13 17:42
به نقل از iron mard:
صحبت از مادام وب شد و تخیل بیش از حد! راستی آقای ترابی به نظرتون رویداد دنیای عنکبوتی هم زیادی تخیلی نبود؟ به نظرم فضاش زیاد با کمیک های مردعنکبوتی مطابقت نداشت. (البته کمیک های مارول کلا داره به سمت برخورد دنیاها و ... پیش میره.)

ببخشيد من جواب بدم؟ :-*
به نظر منم دنياي عنكبوتي به فضاي داستان هاي مرد عنكبوتي نميخورد ولي يه جا خوندم كه پس از كلون ساگاي دهه 90 بود كه پاي همچين داستان هايي به فضاي كميك هاي مرد عنكبوتي باز شد
درست ميگم استاد ترابي؟
#55 Cyclops 1395-04-13 18:11
یکی از قسمت های بد Sins Past که کمتر بش اشاره میشه اون قسمتیه که واسه تست DNA پیتر میره سراغ جسد گوئن :o ، خیلی حرکت اخلاقی ای نبود
#56 2m-had 1395-04-13 18:56
در ظمن یک سری کمیک هست که اونم دسته کمی ازینا نداره اما نمی دونم چرا نمیومد تو مقاله!
تو یکی از دنیا های مرد عنکبوتی ام-جی یه لزبینه که همون باعث شد که من از این داستان متنفر بشم!چون واقعا از ارمان های مرد عنکبوتی جدا بود!!!
#57 kia spider 1395-04-13 19:38
نقل قول:
جالبه كه مغز متفكر این داستان یعنی «جو كسادا» در كمال بی شرمی در پاسخ به هوادران مرد عنكبوتی گفت: "میدونم داستانش غیر منطقی بود ولي همش زیر سر مفیستو بود. مفیستو هم كه قدرت هاش همه ریشه در جادو دارند و جادو هم كه اصلا منطق سرش نمیشه!" )
واقعا ایشون با این جمله به معنای کلمه منطق افزوده یا فقط منطق تو **** ما معنی دیگه ای می ده
#58 iron mard 1395-04-13 19:51
به نقل از i love spidey:
به نقل از iron mard:
صحبت از مادام وب شد و تخیل بیش از حد! راستی آقای ترابی به نظرتون رویداد دنیای عنکبوتی هم زیادی تخیلی نبود؟ به نظرم فضاش زیاد با کمیک های مردعنکبوتی مطابقت نداشت. (البته کمیک های مارول کلا داره به سمت برخورد دنیاها و ... پیش میره.)

ببخشيد من جواب بدم؟ :-*
به نظر منم دنياي عنكبوتي به فضاي داستان هاي مرد عنكبوتي نميخورد ولي يه جا خوندم كه پس از كلون ساگاي دهه 90 بود كه پاي همچين داستان هايي به فضاي كميك هاي مرد عنكبوتي باز شد
درست ميگم استاد ترابي؟

ممنون از پاسختون. آقای ترابی شما هم لطفا اظهار نظر بفرمایید. البته اگر فرصت داشتید.
#59 Spidey Reigns 1395-04-13 22:24
اون داستانی که پیتر، زن عمو می رو از دست نورمن نجات میده چه داستان بیخودیه! :-x :lol:
#60 Spidey Reigns 1395-04-13 22:27
مرد شنی،پسرعموی نورمنه! :D

من همینجوری شماره ها رو میخونم و میام پایین،نظر میدم...
#61 Spidey Reigns 1395-04-13 22:41
3)همین مونده بود،پیتر بچه بزاد!!! :o :P

2)آخه این چه ایده ای بود؟گوئن و نورمن؟ :sad:

مارول لامصب!همون پیتر و گوئن خوب بود که!نه؟

خب باشه!فلش و گوئن!!! :-*

بازم نه؟؟؟

آخه نادونا دیگه آخرش هری و گوئن!!! :lol:

نه نورمن و گوئن که!!!

بیشتر از این نمیتونن یه شخصیت رو خراب کنن که!!!میتونن؟؟؟

3) پیتر،زن عموش رو با آینده اش عوض کرد...

میشه گفت

.

.

.

حال بهم زنه!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!! !!!! :-x
#62 Spidey Reigns 1395-04-13 22:42
دوستان!

لطفا جواب بدین!

مفیستو همون شیطانیه که با روح سوار(گوست رایدر) معامله کرد و فریبش داد؟؟؟؟
#63 amir a. ghaderi 1395-04-14 01:30
به نقل از Spidey Reigns:
دوستان!

لطفا جواب بدین!

مفیستو همون شیطانیه که با روح سوار(گوست رایدر) معامله کرد و فریبش داد؟؟؟؟

اره خودشه
#64 AMIN 1395-04-14 05:03
واقعا یه اتفاق های عجیب غریب میفته واقعا چطور نویسنده های این کمیک ها فکر میکنند با این داستان های مزخرف وچرت و پرت و البته خنده دار جز تخریب شخصیت چیزی همرا نداره به خاطر فروش بیشتر چه اتفاق هایی نمی افته گوئن از نورمن دو بچه داره و بدن لخت پیتر و مرد شنی باید پسر عموی نورمن بشه و پیتر باید با شیطان معامله کنه
#65 ariyarz81 1395-04-15 09:42
آقای ترابی مغاله خیلی عالی بود ولی بنظرم داستان دیگری بایستی در رطبه تول قرار میگرفت چونکه واقعا عجیب و غریب و چرت بود من وقتی دیدم این طوری با خودم گفتم wtf ? :cry:
اصلا چه خر تو خری بود داستانش :-|
#66 Ar_Nemati 1395-07-18 21:25
استاد ترابی یه سوال داشتم. شما تو این مقاله گفتین داستان chapter one که جان بیرن که نویسنده اش بود ریبوت فاجعه ای بود. حالا سوال من اینه که جان بیرن که داستان مرد پولادین دهه هفتاد سوپرمن که ریبوت اریجینش بود هست آیا نویسنده یا طراح فاجعه ای هست یا فقط چپتر وان اینجوری بود؟ :-*
#67 mokhtar 1395-07-18 22:01
به نقل از Ar_Nemati:
استاد ترابی یه سوال داشتم. شما تو این مقاله گفتین داستان chapter one که جان بیرن که نویسنده اش بود ریبوت فاجعه ای بود. حالا سوال من اینه که جان بیرن که داستان مرد پولادین دهه هفتاد سوپرمن که ریبوت اریجینش بود هست آیا نویسنده یا طراح فاجعه ای هست یا فقط چپتر وان اینجوری بود؟ :-*

جان بیرن قبلا تو دهه 80 میلادی با کمیک های چهار شگفت انگیز و ایکس من شاهکار کرد
کلا اون دهه هر چی برای مارول نوشت یا طراحی کرد عالی بود ولی از اواسط دهه 90 به شدت افت کرد که با chapter one دیگه به ته افتضاح بودن رسید
#68 THE END 1396-01-26 19:05
واقن اون قضيه ى اسپايدرمن رين خيلى داغون بود :o
ولى خوبه مال بروس وين راديو اكتيو نيست وگرنه نصف سوپر هيرو هاى خانوم دنياى ديسى سرطان ميگرفتن :lol:

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید