10 داستان برتر مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز

10 داستان برتر مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز

در این مقاله به 10 داستان برتر  با حضور مرد عنكبوتی و اعضای چهار شگفت انگیز، میپردازیم.

مقدمه: رابطه بین مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز بسیار قدیمی است و نوعی صمیمیت خاص بین آنها موج میزند. در ضمن همانطور كه میداند  رفاقت مرد عنكبوتی و جانی استورم /مشعل انسانی (Human Torch) آنقدر عمیق و جالب است كه داستان های فوق العاده ای درباره آنها نوشته شده . در این مقاله به 10 داستان برتر  با حضور مرد عنكبوتی و اعضای چهار شگفت انگیز، میپردازیم.

 

10- شماره 2 كمیك Strange Tales Annual

شماره 2 كمیك Strange Tales Annual

تاریخ انتشار: ژوئن 1963

نویسنده: استن لی

طراح: جك كربی

خلاصه داستان: شخصیت خبیثی به نام Fox برای مرد عنكبوتی پاپوش میدوزد و او مجبور میشود نزد جانی استورم برود تا خودش را تبرئه كند ...

داستان شاید چندان خارق العاده نباشد. در واقع  كاملا معمولیه (شخصیت خبیث اش هم خیلی بیخوده!)  ولی خیلی تاریخیه. چون از اولین داستان هایی بود كه عالم مشترك مارول را نشان میداد. و ضمنا از اولین داستان هایی بود که  رفاقت جذاب و در عین حال همراه با تنش و رقابت بین مرد عنكبوتی و Human Torch را به تصویر میکشید؛ رابطه ای كه پس از گذشت 50 سال هنوز با قدرت تمام ادامه دارد!

مرد عنكبوتي - چهار شگفت انگيز

نوع شخصیت پردازی این دو شخصیت در این داستان عالی است و برای دوره و زمانه خودش بسیار منحصر به فرد بود. چون بر خلاف آنچه قبلا  در عالم کمیک مرسوم بود  ، آنها هر دو نوجوان هستند و هر دو نیز بسیار مغرور و كله شق به نظر میرسند ولی در عین حال برای هم احترام زیاید قائلند! بنابراین tem-up بین آنها خیلی سرگرم كننده است.

مطالب مرتبط:

معرفی دوستان مرد عنکبوتی: هیومن تورچ

لینك دانلود كمیك های Fantastic Four (كامل)

 

 

 

9- شماره 88 كمیك Marvel Team-Up

شماره 88 كمیك Marvel Team-Up

تاریخ انتشار: دسامبر 1979

نویسنده: كریس كلرمانت

طراح: سل بیوسما

خلاصه داستان: گروهی از خلافكاران فرزند «سوزان استورم» را گروگان میگیرند و او در نهایت باید به كمك مرد عنكبوتی پسرش را پس بگیرد.

«كریس كلرمانت» یكی از بزرگترین نویسندگان تاریخ كمیك است. او كسی بود كه به همراه «جان بیرن» ، كمیك های مردان ایكس را از گمنامی خارج و آنها را تبدیل به پرفروش ترین كمیك های تاریخ كرد. اما خیلی ها شاید ندانند كه کلرمانت  اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 میلادی داستان های بسیار خوبی را هم برای مرد عنكبوتی و در كمیك های Marvel Team-Up نوشته است.  یكی از این داستان ها در شماره 88 كمیك مذكور به چاپ رسید. در این داستان شاهد همكاری بین مرد عنكبوتی و سوزان استورم (زن نامرئی گروه چهار شگفت انگیز) هستیم. در نگاه اول شاید در كنار هم قرار گرفتن مرد عنكبوتی و سوزان ایده جالبی به نظر نرسد ولی این ایده خیلی خوب اجرا میشود برای اینکه  از همان صفحه نخست نویسنده و طراح موفق میشوند فضایی پر تنش و ناآرام خلق كنند. چون كسانی كه فرزند سوزان را گرفته اند به او میگویند اگر میخواهد فرزندش را زنده ببیند باید كمك شان كند تا یك گروه تبهكاری رقیب را از بین ببرند. در ضمن، نباید چیزی از این موضوع به دیگر ابرقهرمانان بگوید! بعد پیتر پاركر اتفاقی از این موضوع خبردار میشود و تصمیم میگیرد به سوزان كمك كند ولی او خشمگین است چون میترسد دخالت مرد عنكبوتی باعث شود تا خلافكاران پسر او را بكشند.

بنابراین از همان ابتدا شاهد تنش بی سابقه ای در داستان هستیم. كلرمانت با این داستان نشان میدهد كه نمیخواسته فقط یه داستان كلیشه ای كه در آن مرد عنكبوتی همین جوری با یك ابرقهرمان دیگر متحد میشود و بعد با هم آدم بد داستان را به سزای اعمالش میرسانند، بنويسه. نبرد نهایی هم بسیار جالبه و نویسنده و طراح به جای یك زد و خورد كلیشه ای، كمی "درام" به آن اضافه كرده اند. ضمن اينكه صحنه اي كه سوزان به نشانه تشكر سر مرد عنكبوتي را ميبوسد هم جالب است.

سوزان استورم

در ضمن یك صحنه ماندگار هم در این كمیك است و آنهم جایی هستش كه مرد عنكبوتی ناخواسته پشت فرمان اتوموبیل قرار میگیره!

رانندگي مرد عنكبوتي

همه میدانند كه مرد عنكبوتی اصلا رانندگی اش خوب نیست و به همین دلیل لحظه  بامزه ای خلق میشه (البته او جدیدا در كمیك های amazing spider-man به نظر میرسه راننده بینظیری شده!) در هر حال این داستان ایده بسیار ساده ای دارد كه به طور عالی اجرا شده و در نهایت بدل شده به داستانی منحصر به فرد و به یاد ماندنی.

مطالب مرتبط:

10 داستان برتر Marvel Team-Up

بزرگان تاریخ كمیك های مرد عنكبوتی: سل بیوسما

لینك دانلود كمیك Marvel Team-Up (كامل)

 

 

 

8- شماره 1 كمیك Amazing Spider-Man

شماره 1 كمیك Amazing Spider-Man

تاریخ انتشار: مارس 1963

نویسنده: استن لی

طراح: استیو دیتكو

خلاصه داستان: مقالات انتقادی جیمز جونا جیمسون باعث شده مردم به مرد عنكبوتی دیگر اعتماد نداشته باشند . بنابراین او دیگر نمیتواند با اجرای نمایش پول دربیاورد. در نتیجه  سعی میكند به مقر چهار شگفت انگیز نفوذ كرده و به عضویت این گروه دربیاید چون فكر میكند چهار شگفت انگیز به اعضایش حقوق میدهد!  ولی وقتی اسپایدرمن میفهمد از حقوق خبری نیست ، از تصمیم خود منصرف میشود.

به عقیده همه كارشناسان شماره 15 "فانتزی شگفت انگیز" دارای بهترین Origin یا اولین حضور یك ابرقهرمان در طول تاریخ کمیک  بوك است. همچنین به عقیده آنها شماره بعدی مرد عنكبوتی، یعنی شماره 1 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز هم بهترین حضور دوم یك ابرقهرمان است.

درسته كه «استن لی» و «استیو دیتكو» در دورانی كه با هم كمیك های مرد عنكبوتی را خلق میكردند شاهكارهای بیشماری آفریدند، ولی شماره نخست مرد عنكبوتی یك شاهكار به تمام معنا در ساخت و پرداخت جهان پیرامون مرد عنكبوتی و شخصیت اوست. در واقع درسته كه در شماره 15 فانتزی شگفت انگیز به بهترین نحو ممكن شخصیت پیتر پاركر تثبیت شد، اما در شماره 1 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز بود كه دنیای مرد عنكبوتی كاملا پایه گذاری شد. یعنی ما با شخصیت مكمل داستان های او مثل جیمز جونا جیمسون و ضمناً  با اولین ابر خبیث او به نام «آفتاب پرست» آشنا شدیم و همچنین دیدیم كه پیتر مجبور است با مشكلات روزمره سر و كله بزند و .... ما حتی در پایان داستیم دیدیم كه پیتر پاركر  غصه میخورد  و با خودش میگوید كه ای كاش هرگز نیروهای فوق بشری به دست نیاورده بود. اینا واقعا در زمان خودش در عالم كمیك بی سابقه بود.  در ضمن در بخش دوم این كمیك داستانی كلاسیك با حضور گروه چهار شگفت انگیز چاپ شد كه خواندن آن هنوز هم لذت بخش است. دیتكو و استن لی با نبوغ بینظیر خود میخواستند با نوشتن این داستان به چند هدف برسند: 1- چون چهار شگفت انگیز قبل از مرد عنكبوتی خلق شده و بسیار هم موفق و پرفروش بود ، میخواستند با آوردن آنها به این كمیك و نشان دادن آنها روی جلد، به فروش این شماره  كمك كنند. 2- با این بهانه میخواستند مرد عنكبوتی را رو در روی اعضای چهار شگفت انگیز قرار دهند و با این ترفند قدرت ها و قابلیت های فرا بشری او را به خوانندگان نشان دهند.

قدرت هاي مرد عنكبوتي

ضمن اینكه تا قبل از این كمیك، معمولا رسم بود كه ابرقهرمانان جدید مثلا خودشان را به پایگاه "جاستیس لیگ" برسانند و بعد از یك درگیری مختصر با هم دوست شوند و در نهایت هم آن قهرمان جدید عضو جاستیس لیگ شود. ولی استن لی و استیو دیتكو با این داستان میخواستند كاری جدید و متفاوت انجام دهند. چون مرد عنكبوتی در پایان داستان به  عضویت در چهار شگفت انگیز درنیامد. آنها در واقع میخواستند نشان دهند كه تعامل بین شخصیت های مختلف در عالم مارول وجود خواهد داشت ولی بر خلاف كمیك های دی سی ، این تعامل قرار نیست همیشه براساس حسن ظن یا خوشبینی باشد و خیلی پیچیده خواهد بود (البته دی سی هم سالهاست كه سعی كرده دنیای خود را تغییر داده و آنرا از نو و بر پایه سوظن بنا كند). حتی ما میبینیم كه سوزان استورم با خود میگوید كه اگر جوان بی تجربه ای مثل مرد عنكبوتی با قدرت هایی كه دارد به راه خباثت كشیده شود، چه خواهد شد؟

كميك مرد عنكبوتي

بنابراین دیتكو و استن لی از همان شماره نخست مرد عنكبوتی شگفت انگیز داشتند سئوالات مهمی درباره شرافت  و قهرمانی (heroism) مطرح میكردند كه واقعا در نوع خودش بینظیر است. آنها همچنین با این داستان زیربنای یكی از اصول اصلی داستان های مرد عنكبوتی را پایه گذاری كردند: بی اعتمادی مردم نسبت به مرد عنكبوتی

مطالب مرتبط:

لینك دانلود شماره های 1 تا 700 كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز"!

اولین و مهم ترین کمیک استریپ مرد عنکبوتی به فارسی ترجمه شد!

10 ابرقهرمانی كه بهترین اریجین (Origin) را دارند + ویدئو

 

 

 

7- شماره 17  كمیك FF

شماره 17  كمیك FF

تاریخ انتشار: ژوئن 2012

نویسنده: جاناتان هیكمن

طراح: نیك دراگوتا

خلاصه داستان: پیتر  و جانی با هم هم اتاق شده اند. پیتر به شكل هم اتاقی مسئولیت پذیر به تصویر كشیده میشه. او شغل ثابتی هم در شركت "هورایزن لابز" دارد. ولی این تازه آغاز ماجراست چون باید جانی استورمی را تحمل كند كه به تازگی از مرگ برگشته و انگار هیچ چیزی برایش اهمیت ندارد!

ابتدا وقتی شنیدم اسپایدرمن قراره جای «جانی استورم» مرحوم را در گروه چهار شگفت انگیز بگیره كمی دچار تردید شدم. البته نه به این خاطر كه فكر میكردم اسپایدی وصله ناجوری برای این گروهه چون ناسلامتی او از ابتدای عصر نقره ای دوران كمیك همیشه وصل بوده به این گروه و باهاش تعامل داشته. ضمن اینكه یه جورایی حس میكردم كه خیلی جالبه كه اسپایدرمن قراره جای كسی رو بگیره كه همیشه باهاش كل كل داشته و البته خیلی هم باهاش صمیمی بوده. ولی راستش را بخواهید نگرانی من بیشتر از جانب نویسنده آن زمان كمیك های چهار شگفت انگیز یعنی «جاناتان هیكمن» بود. هیكمن البته نویسنده بسیار خوبی است ولی بیشتر در نوشتن داستان های پیچیده و كیهانی تخصص داره تا نوشتن داستان هایی كه اصطلاحا "خاكی" (down-to-earth) هستند.

مرد عنكبوتي - هيومن تورچ

خود هیكمن در مصاحبه های خودش اعلام كرد كه عاشق مرد عنكبوتیه و از ایده ملحق شدن او به جمع چهار شگفت انگیز استقبال میكنه ولی صادقانه بگم كه به نظرم حضور مرد عنكبوتی به عنوان جانشین جانی چندان جالب درنیامد و او هرگز نتوانست جایگاه خاصی در این كمیك به دست بیاورد. ولی در هر حال هیكمن بلاخره در شماره 7 كمیك FF داستان معركه ای نوشت كه مربوط به دوره ای میشود كه جانی استورم دوباره زنده شده و به گروه بازگشته. این شماره یقینا cool ترین كمیكی هستش كه تا به حال از هیكمن خوانده ام و به طرز شگفت انگیزی پویایی و جذابیت بی حد و حصر رابطه بین اسپایدرمن  و جانی استورم را به نمایش میگذارد.

نوعی طراحی اقای « دراگوتا» هم حال و هوای منحصر به فردی به داستان داده. فضای داستان جوری است كه آدم را یاد سریال های تلویزیونی در ژانر "كمدی موقعیت" (sit-com) می اندازد و در آن ذره ذره میبینیم كه پیتر چطور به انتهای حد تحمل خودش میرسد و از دست بی مبالاتی های جانی جانش به ستوه می آید! یكی دیگر از نقاط قوت این داستان این است كه بعد از مدتها جانی استورم را به ریشه های خودش برگرداند. یعنی مدتها بود كه به خاطر مرگ او در منطقه منفی (negative-zone) ، نوعی فضای تراژیك و بدبینانه دور و بر جانی را احاطه كرده بود ولی در این داستان دوباره همان جانی سرحال و انرژیك را دیدیم. این داستان در ضمن با یكی از به یاد ماندنی ترین تصاویری كه در عمرم در یك كمیك دیده ام به پایان میرسد: «انایلوس» روی دستشویی فرنگی!!!

انايلوس - دشمن چهار شگفت انگيز

مطالب مرتبط:

لینک دانلود این داستان

75 لحظه تاریخی مارول: مرگ جانی استورم

معرفی دشمنان معروف چهار شگفت انگیز: انایلوس

 

 

 

6- شماره 1 كمیك What If

كميك what if

تاریخ انتشار: فوریه  1977

نویسنده: روی توماس

طراح: جیم كریگ

خلاصه داستان: اولین شماره از سری كمیك های What if كه به تاریخ پیوسته: "چی میشد اگر اسپایدرمن به گروه چهار شگفت انگیز ملحق میشد؟"

درباره اهمیت سری كمیك های What if هر چه بگوییم كم است چون درسته كه مارول قبل از این سری هم به نوعی ایده دنیاهای موازی یا Multiverse را شروع كرده بود ، ولی What if  بود كه در هر شماره خود یك دنیای دیگر را در معرض دید خوانندگان قرار میداد. ضمن اینكه چون رخدادهای  مهم و نمادین  دنیای اصلی را دستمایه خود قرار میداد پس بنابراین شاهد پیچش های داستانی جالبی هم در داستان ها بودیم. ضمنا، در كل ایده اصلی what if خارق العاده بود چون همیشه با یك قضیه آشنا برای خوانندگان شروع میشد ولی به زودی داستان به نقطه ای میرسید  كه از دنیای اصلی جدا شده  و به سمت متضادی میرفت و اینجاست كه لحظات fun آغاز میشد!  در این شماره هم میبینیم كه داستان همان طوری شروع میشود كه در شماره 1 كمیك مرد عنكبوتی شگفت انگیز دیدیم، همانطور كه در ابتدای این مقاله گفته شد، در آن داستان مرد عنكبوتی سعی كرد به گروه چهار شگفت انگیز ملحق بشه چون فكر میكرد اینطوری میتواند از آنها حقوق بگیرد ولی فهمید اشتباه میكند و از این كار منصرف شد. ولی در این داستان  میبنیم كه سوزان استورم به پیتر میگوید: "برگرد" و بنابراین او هم كه تحت تاثیر این دختر جذاب قرار گرفته ، تصمیم میگیرد عضو چهار شگفت انگیز شود.  در نتیجه اسم گروه به "پنج شگفت انگیز" تغییر میابد.

پنج شگفت انگيز

یكی دیگر از نقاط قوت سری what if این بود كه به نویسندگان اجازه میداد داستان های دارك یا شوكه كننده ای بنویسند (حتی گفته میشه خیلی از نویسنده های مارول به خاطر همین قضیه با كمال میل برای این سری داستان مینوشتند). در ضمن چون داستان ها اكثر تك قسمتی یا اصطلاحا one-shot بودند، بنابراین نویسنده دیگر نگران تبعات اتفاقاتی كه بر سر شخصیت ها می آمد نبود چون قرار نبود قسمت های بعدی داستان را بنویسد! در هر حال در این داستان هم میبنیم كه با اضافه شدن مرد عنكبوتی به چهار شگفت انگیز، سوزان استورم حس میكند كه دیگر بهش نیازی نیست و بنابراین گروه را ترك و نزد «نیمور» ملقب به Sub-Mariner (كه از قبل به سوزان علاقه رومانتیك هم داشته)  میرود.

سوزان استورم - نيمور

این تصمیم سوزان كاملا منطقی جلوه میكند چون به اعتقاد هواداران چهار شگفت انگیز یكی از معدود نقاط ضعف run جاویدان استن لی و جك كربی در كمیك های Fantastic Four ، شخصیت پردازی ضعیف سوزان بود چون خیلی وقتها انگار حضورش در گروه غیر ضروری بود. بنابرای وقتی در اینجا گروه را ترك میكنه خواننده كاملا باور میكنه و حتی بهش حق میده. ولی رفتن سوزان استورم از چهار شگفت انگیز منجر به بروز حوادث تلخی در داستان میشه و ... در هر حال، این كمیك بسیار مهمه چون سنگ بنای سری مهمی به نام What if را گذاشت و فرمول روایت داستان هایی كه در عالم موازی روایت میشوند را تثبیت كرد. اهمیت این داستان ها و دنیای موازی وقتی بیشتر میشود كه میبنیم در سالهای اخیر بسیاری از رویداد (event) های مارول از آنها سرچشمه گرفته اند؛ رویدادهایی نظیر "عصر الترون" ، "جنگ های پنهان" یا "دنیای عنكبوتی" (كه اتفاقا در آن دیدیم «مورلان» مرد عنكبوتی همین دنیایی كه به چهار شگفت انگیز ملحق شده را كشت!)

مطالب مرتبط:

10 کمیک What If كه واقعاً اتفاق افتادند!

کشته شدگان دنیای عنکبوتی: قسمت اول 

 

 

5- شماره 100 كمیك Marvel Team Up

شماره 100 كمیك Marvel Team Up

تاریخ انتشار: دسامبر 1980

نویسنده: كریس كلرمانت

طراح: فرانك میلر

خلاصه داستان: مرد عنكبوتی تحت تاثیر نیروهای ذهنی میوتانتی به نام «كارما» قرار میگیره تا ماموریتی را به انجام برسانه. به زودی معلوم میشه كه نیت های كارما خیره و میخواد با استفاده از نیورهای مرد عنكبوتی بچه هایی  را از دست عموی پلید خودش نجات بده. در این میان چهار شگفت انگیز هم وارد ماجرا میشوند ...

بله درست دیدید «كریس كلرمانت» و «فرانك میلر» (دو تن از مهم ترین و برجسته ترین خالقان كمیك بوكی در دهه 80 میلادی) با هم همكاری كردند تا این داستان در سری Marvel Team-Up منتشر شود. این داستان البته به دلایلی دیگر نیز تاریخی است چون برای اولین بار میوتانتی مهم به نام «کارما» (Karma) در آن خلق شد (کارما بعدها یكی از اعضای موسس گروه New Mutants شد) . ضمنا برای نخستین بار بود كه میدیدم مرد عنكبوتی در این سطح تحت كنترل ذهنی قرار گرفته. البته واقعا جای تاسف است كه این کمیک چندان جدی گرفته نمیشه و خیلی كم به آن ارجاع میشه چون واقعا همه چیز در آن یافت میشود: یك شخصیت جدید و جذاب كه نمیتوان از انگیزه هایش مطمئن بود، یك شخصیت پلید كه البته كمی مورد سو تفاهم قرار گرفته، لحظاتی كه مرد عنكبوتی باید بر حریفان قدرتمندی غلبه کنه و البته طراحی آقای میلر كه آن موقع واقعا طراحی هایش خاص بود.

میلر در ضمن چون یك قصه گوی حرفه ای است، طراحی را كاملا در خدمت داستان قرار داده. فقط كافیه به صفحه سوم  و جایی كه اسپایدرمن داره با توانایی های ذهنی كارما مقابله میكنه و سعی میكنه ناخن های دستش رو طوری در دیوار فرو كنه تا به سمت كارما كشیده نشه، دقت كنید:

فرانك ميلر

شخصیت پردازی كارما هم در نوع خودش جالبه و خواننده را دچار غافلگیری میكنه چون متوجه میشیم دلیلی كه برای كنترل ذهن مرد عنكبوتی داشته كاملا توجیه پذیر بوده. یك نوع غافلگیری دیگر هم در داستان هست كه جالبه. یعنی اولش مرد عنكبوتی تحت كنترل ذهنی كارما قرار میگیره و چهار شگفت انگیز مجبور میشن باهاش مبارزه كنند ولی بعدش چهار شگفت انگیز هستند كه تحت كنتزل ذهنی برادر كارما (به اسم Tran) قرار میگیره و حالا ایندفعه مرد عنكبوتیه كه باید با اونا بجنگه! اینجا هم میبینیم كه نویسنده خیلی عالی یكی از ویژگی های اصلی شخصیت مرد عنكبوتی را به نمایش میزاره و میبینیم كه موفق میشه چهار شگفت انگیز رو با اتكا به روحیه بالا و تسلیم ناپذیر خودش تا مرز شكست پیش ببره (البته همانطور كه گفتم اعضای چهار شگفت انگیز در وضعیتی بودند كه ذهنشان توسط برادر كارما كنترل میشد و بنابراین علیرغم میلی باطنی خود با اسپایدرمن میجنگیدند) .

جنگ مرد عنكبوتي - چهار شگفت انگيز

لازم به ذكره كه پایان داستان هم یه جورایی خاكستری از آب در آمده و به نوعی عجیبه كه مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز با كاری كه كارما میكنه مخالفت نمیكنند (بهتون نمیگم تا اسپویل نشید!)

مطالب مرتبط:

بهترین مبارزات مرد عنكبوتی

 داستان های برتر Marvel Team-Up

 

 

 

4- شماره های 512 و 513 كمیك Fantastic Four

كميك چهار شگفت انگيز

تاریخ انتشار: سپتامبر و اكتبر   2004

نویسنده: مارك وید

طراح: مارك ویرینگو

خلاصه داستان: جانی استورم محبوبیت خودش را از دست داده و از مرد عنكبوتی كمك میخواد تا خودش را با شرایط جدید وفق بده ...

پس از run جادویی كربی و استن لی برای چهار شگفت انگیز ، نویسندگان دیگری هم بوده اند كه توانسته اند داستان های خوب و ماندگار برای این گروه بنویسند . میشه از میان آنها به «جان بیرن» (كه دهه 80 میلادی یك تكان اساسی به كمیك های چهار شگفت انگیز داد) یا مثلا جاناتان هیكمن كه این اواخر داستان های حماسی برای چهار شگفت انگیز مینوشت اشاره كرد.  ولی شخصا run اقایان مارك وید و مارك ویرینگو را هم خیلی دوست دارم . این دو نفر كه در اواسط دهه میلادی یك run معركه هم در كمیك های Flash داشتند، واقعا به ذات چهار شگفت انگیز واقف بودند و البته روحیه Fun داستان های كربی و استن لی را بار دیگر احیا كردند. آنها در سال 2004 (كه كلا یك سال رویایی برای مرد عنكبوتی و هوادارانش بود) یك داستان معركه دو قسمتی نوشتند تحت عنوان Spider-Sense كه مرد عنكبوتی طبق معمول به خل بازی با جانی استورم میپردازد!

جالبی این داستان اینه كه در آن نقش همیشگی مرد عنكبوتی و جانی با هم عوض شده، یعنی میبینیم كه چهار شگفت انگیز به خاطر مشكلاتی كه با دولت آمریکا پیدا كرده است مورد تنفر عامه مردم قرار گرفته . ولی مرد عنكبوتی بسیار محبوب شده! اما جانی نمیخواد با شرایط جدید خودش رو وفق بده و به جای اینكه قبول كنه دیگه محبوبیتی نزد مردم نداره، میاد پیش مرد عنكبوتی و ازش میخواد تا بهش كمك كنه. حالا به نظرتون چه كمكی ازش میخواد؟ بزارید عین جمله ای كه به مرد عنكبوتی میگه رو براتون ترجمه كنم: "میشه به من نصیحت كنی؟ میخوام بدونم چطور هر روز از خواب بیدار میشی و لباس ابرقهرمانی میپوشی در حالیكه همه به چشم یك تهدید بهت نگاه میكنند؟ به من بگو چطور باید مثل تو یك آدم بدبخت بازنده باشم؟"!!!!!

ولی مرد عنكبوتی به جای اینكه از سئوال بی ادبانه جانی ناراحت بشه سعی میكنه به جای نصیحت كردن یك روز جانی رو با خودش به جایی ببره تا به مورد تنفر بودن عادت كنه! ناگفته پیداست كه در نتیجه یك عالمه لحظه بامزه و خلاقانه خلق میشه كه به نظرم بهترین آنها وقتیه كه جانی تو استخر بچه ها شورتش رو آب میبره و پیتر مجبور میشه با تار عنكبوت براش یك شورت موقتی درست كنه!!!

وید و ویرینگو با چنان مهارتی مثال زدنی كمدی و شوخی های زمان بندی شده  را با اكشن مخلوط میكنند كه حیرت انگیز است.  بعیده كسی این كمیك رو بخونه و از ته دل نخنده! حتی برخی از شوخی ها بدون هیچ متن یا دیالوگی خلق شده اند كه حیرت انگیزه (مثل اون جایی كه مرد عنكبوتی به درخواست جانی برای اینكه بهش كمك كنه، فقط با زل زدن بهش واكنش نشون میده) . مارك وید حتی آدم های مشهور را هم بی نصیب نگذاشته و دو، سه جا شوخی های كلامی جالبی درباره «بن افلك» و «مایكل جكسون» مطرح میكنه! به نظرم چون شیمی و نوعی ارتباط صمیمی بین وید و ویرینگو برقرار بوده تونستن همچین داستانی خلق كنند. آنها مثل زوج خط حمله یك تیم فوتبال میمونند كه سالهاست در كنار هم تمرین كرده اند و چشم بسته به هم پاس میدن تا گل به ثمر برسه.

یك نكته ظریفی هم در داستان هست كه نشون میده مرد عنكبوتی چقدر آدم خوش قلبیه: آخر داستان مرد عنكبوتی كه به راحتی میتونه جان یك شهروند عادی رو نجات بده، كاری میكنه تا جانی این كار رو بكنه تا در نتیجه  مردم تشویق اش كنند و دوباره محبوب بشه.  ولی این كار به قیمت عدم محبوبیت خودش تمام میشه (تازه  معلوم میشه كسی كه جانی نجاتش داده یك دختر خوشگله كه شماره تلفن هم به جانی میده. اینجوری دیگه بدشانسی های پیتر بار دیگر خودش  رو نشون میده). واقعا خيلي غم انگيزه كه آخر داستان مرد عنكبوتي ظبق معمول از سوي مردم طرد ميشه در حاليكه جاني دوباره محبوب قلب ها شده ...

عكس human torch

مطالب مرتبط:

لینک دانلود این داستان

بهترین كمیك های چهار شگفت انگیز (Fantastic Four)

 

 

 

3- شماره 588 كمیك Fantastic Four

شماره 588 كمیك Fantastic Four

تاریخ انتشار: آوریل  2011

نویسنده: جاناتان هیكمن

طراح: مارك بروكس

خلاصه داستان: پس از مرگ جانی استورم، خواهر زاده او یعنی «فرانكلین ریچاردز» را میبینیم كه به خاطر از دست دادن دایی خودش بسیار غم زده است و حتی خودش را به نوعی مقصر میداند. ولی مرد عنكبوتی پیش او می آید تا دلداری اش  دهد.

مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز از نظر اریجین شباهت هایی دارند چون هر دوی آنها به خاطر نوعی حادثه و به طور تصادفی به نیروهای خود دست یافتند ولی از نظر حال و هوا و با و جود اینكه هر دو fun هستند ولی چهار شگفت انگیز بیشتر داستان هایش حول و حوش ماجراجویی های علمی – تخیلی میچرخد و اعضای آن از نیروهای خود دل خوشی دارند (البته به جر «بن گریم) ولی اسپایدرمن از همان ابتدا نوعی بدبینی در داستان هایش به جشم میخورد (شاید به خاطر حضور استیو دیتكو که کلا ادم بدبین و بدقلقی هستش!) این باعث میشد قهرمان داستان همیشه با تردید و دودلی مواجه باشد.

به عبارتی دیگر كمیك های مرد عنكبوتی خیلی اوقات نیمه خالی لیوان را در عرصه ابرقهرمانی و چهار شگفت انگیز اغلب نیمه پر لیوان را نشان میدهند. یعنی حتی با وجود اینكه خیلی وقتها در داستان های اولیه چهار شگفت انگیز با بدبختی های بن گریم و ناراحتی های او به خاطر تبدیل شدن به یك غول زشت زرد رنگ مواجه بودیم اما دركل این کمیک  ها در مقایسه با كمیك های اسپایدرمن فضای خوش بینانه تری داشته اند (یكی از دلایل این موضوع این است كه اریجین مرد عنكبوتی با تراژدی آغاز شد و با تراژدی هم عجین شده و پیتر پاركر اغلب بابت مرگ یكی از عزیزانش خودش را سرزنش میكند)

حالا از خود میپرسید كه چرا این مقدمه رو برایتان گفتم.. چون میخواستم بگم كه دلیل اصلی كه من شماره 588 كمیك Fantastic Four را خیلی دوست دارم و این رتبه را بهش اختصاص داده ام این است كه لحن و ماهیت كمیك های FF  را به طرز زیبایی با فضای داستان های مرد عنکبوتی تركیب میكند. یعنی آن غم سنتی و احساس گناه همیشگی در داستان های مرد عنكبوتی را با خوشبینی و امید چهار شگفت انگیز در هم می آمیزد و داستانی بسیار عاطفی خلق میكند . هیكمن كلا ایده های بزرگ و حماسی داره ولی گاهی در خلق لحظات احساسی ضعیف عمل میكنه اما در این داستان كولاك كرده! یعنی داستانی را میبینیم كه در عین سادگی و كوتاهی خروارها بار احساسی را با خود حمل و به خواننده منتقل میكند.

فرانکلین ریچاردز

این داستان به زیبایی نشان میدهد كه هر وقت عزیزی را از دست میدهیم شاید در ان لحظه كمی شوكه باشیم و نفهمیم دقیقا چه شده ولی گذشت زمان چقدر جای خالی او را بیشتر و بیشتر نشان میدهد. نكته جالب داستان این است كه فرانكلین چون خودش را به نوعی در مرگ دایی خود مقصر میداند پس پیتر بهترین كسی است كه میتواند آرامش كند چون خودش تجربه مقصر دانستن خودش در قضیه مرگ عمویش را دارد. نوع دیالوگ های رد وبدل شده بین اسپایدرمن و فرانكلین واقعا عالیه و نشون میده كه پیتر چقدر خوب میتونه با نوجوان ها و بچه های كوچك حرف بزنه و ارتباط برقرار كنه. این كمیك نشان میده كه مارول و شخصیت هایش را اینقدر دوست داریم چون خیلی وقت ها در داستان هایشان به جنبه های عاطفی پرداخته میشه.

 

 

 

2- شماره 258 كمیك Amazing Spider-Man

شماره 258 كمیك Amazing Spider-Man

تاریخ انتشار: نوامبر 1984 

نویسنده: تام دی فالكو

طراح: ران فرنز

خلاصه داستان: مرد عنکبوتی متوجه میشه لباس سیاهی که مدتیه داره بر تن میکنه ، منشا فضایی داره و تاثیرات مخربی هم روش میزاره. بنابراین سراغ رید ریچاردز میره تا ازش کمک بگیره ...

این از اون كمیك های تاریخی مرد عنكبوتی هستش كه داخلش كلی اتفاق می افته: شوکی که شماره قل به خواننده وارد شد و فهمیدیم كه «مری جین» سالهاست از هویت مخفی مرد عنكبوتی باخبره مورد پیگیری قرار میگیره، پیتر با «گربه سیاه» (که به مری جین حسودی میکنه) بحث میکنه، قضیه «هاب گابلین» ادامه پیدا میکنه و از همه مهم تر اینکه پیتر متوجه میشه لباس سیاهی كه از سیاره Battleworld  با خودش آورده، در واقع یك موجود فضاییه كه مثل یك زالو داره ازش تغذیه میكنه و .. ولی دلیلی كه این كمیك در این لیست به خاطر لحظه ماندگاریه كه به خاطر شوخی به یاد ماندنی جانی با پیتر خلق میشه! چون پیتر پاركر در این شماره به لباسی سیاه خودش مشكوك میشه و نزد رید ریچاردز میره تا روی لباس تست كنه و حقیقت رو پیدا كنه. او متوجه میشه كه این لباس یك سیمبیوت زنده است و باید هر چه زودتر ازش فاصله بگیره.

لباس سیمبیوت

در این میان جانی استورم هم معروف ترین شوخی خودش با پیتر را انجام میده! یعنی وقتی رید به پیتر میگه كه باید لباس سیاه اش رو عوض كنه (چون داره روی مغزش تاثیر بدی میزاره)، پیتر مجبور میشه لباسی رو كه جانی بهش پیشنهاد داده بپوشه. این لباس همون همون لباس کلاسیک و معروف چهار شگفت انگیزه منتهی با یك پاكت ساده روی سر تا هویت پیتر شناخته نشه!!!

لباس پاکتی

تا اینكه پیتر میره بیرون و در حالی كه از چیزی خبر نداره متوجه میشه جانی یه تكه كاغذ پشت لباس چسبانده كه رویش نوشته شده: "به من لگد بزنید" (Kick me)!!!

ظ

(لازم به ذكره كه این لباس كه به نام The Amazing Bag Man شناخته میشه، خیلی مشهوره و بارها و بارها به عنوان لباس unlockable در بازی های رایانه ای مرد عنكبوتی به كار رفته)

در هر حال، «تام دی فالكو» با این شوخی فقط قصد نداشته یك لحظه بامزه خلق كنه و با این كار در واقع چند خطوط داستانی را به هم ربط میده. اولا اینكه بدشانسی ذاتی پیتر رو بار دیگر نشان ما میده و  سناریویی خلق میكنه كه فقط و فقط ممكنه برای قهرمانی مثل اسپایدرمن رخ بده. یعنی واقعا كدام قهرمانی رو میشناسید كه لباسش رو از دست بده بعد مجبور بشه یه پاكت بزاره روی سرش تا هویت اش شناخته نشه و تازه آخرش هم ملت بهش قاه قاه بخندند!!! دوما اینكه ما میبینیم جانی همیشه در رابطه اش با پیتر دست بالاتر را داره .  البته آنها تقریبا هم سن هستند ولی چون جانی بر خلاف پیتر مجبور نیست هویت مخفی داشته باشه و همیشه عادت كرده عامه مردم به عنوان یك شخصیت موجه (یا حتی به عنوان یك سلبریتی ) بهش نگاه كنند، گاهی اوقات مثل یک برادر بزرگتر که به خودش اجازه میده در ملا عام  با داداش کوچولوش شوخی کنه، عمل میکنه. این در حالیكه كه پیتر همیشه مورد تنفر مردم بوده و به چشم یك "تهدید" بهش نگاه شده. به همین خاطر آدم در انتهای داستان دلش بیشتر به حال پیتر میسوزه و با در نظر گرفتن وقایع دیگری كه گفتم در این شماره برای پیتر رخ میده، آدم واقعا استیصال و درماندگی اسپایدرمن رو حس میكنه.

مطالب مرتبط:

بزرگان تاریخ كمیك بوك های مرد عنكبوتی: تام دی فالكو

«ونوم»، «كارنیج» و دیگر سیمبیوت ها چطور و از كجا وارد زندگی «پیتر پاركر/مرد عنكبوتی» شدند؟

آشنایی با لباس های مختلف مرد عنکبوتی: لباس ماسک پاکتی (Bag-Man)

 

 

 

1- شماره های 1 تا 5  كمیك Spider-Man/Human Torch

كميك spiderman human torch

تاریخ انتشار: مارس – جولای 2005

نویسنده: دن اسلات

طراح: تای تمپلتون

خلاصه داستان: 5 دوره مهم از تاریخ گذشته مرد عنکبوتی و هیومن تورچ  در قالب داستان های فلش بکی روایت میشود ...

«دان اسلات» الان پای ثابت دنیا مرد عنكبوتی شده و آدم یادش میره كه همین 10 سال پیش بود كه برای اولین بار با این كمیك داستانی از مرد عنكبوتی نوشت! اسلات خودش گفته كه "بزرگترین هوادار مرد عنكبوتی تاریخ بشریته" (I am the biggest Spider-Man fan ever) و  این ادعا را كاملا در این كمیك ثابت میکنه چون بدون هیچ اغراقی همه چیزش عالیه و هیچ نكته منفی در آن به چشم نمیخوره. به راستی، ما از نظر شخصیت پردازی، شوخ طبعی، خلق لحظات ماندگار، قصه گویی و یا  وفاداری به ذات شخصتی ها و تاریخچه آنها هیچ ایرادی نمیتوانیم از اسلات بگیریم. طراحی ها هم فوق العاده است و كاملا حال و هوای دوره های زمانی مختلفی كه داستان در آنها رخ میدهد را به خواننده منتقل میكند. در واقع اسلات و اقای «تمپلتون» در این كمیك فقط و فقط به خلق یك داستان خوب فكر كرده اند (شاید به خاطر همینه كه از وقتی اسلات نویسنده سری "مرد عنكبوتی شگفت انگیز" شد دیگه نتونست همچین شاهكاری رو تكرار كنه چون مدام باید به فكر فروش، رفتن تو لیست Top 10 ماهانه، خلق شخصیت های جدید و ... باشه) . مهم ترین نقطه قوت این سری اینه كه به بهترین شكل خصوصیات دوره های زمانی مختلف از تاریخچه كمیك های مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز رو به تصویر میكشه. یعنی مثلا وقتی شماره 1 و 2 رو میخونیم كاملا یاد دوره ای كه استیو دیتكو ، جان رومیتا،  جك كربی و  استن لی كمیك های مرد عنكبوتی و چهار شگفت انگیز را در دهه 60 میلادی خلق میكردند، می افتیم  و دقیقا همون خصوصیات و حال و هوا برامون تداعی میشه و وقتی هم كه شماره 3 رو میخونیم دقیقا میریم تو فضای كمیك ها مارول در دهه 70 میلادی و ...  از اون جالب تر اینه كه نوعی ارتباط تماتیك هم بین تمام 5 شماره این سری برقراره و ما انگار پس از هر شماره شاهد بلوغ و تكامل در روابط پیتر و جانی هستیم . این بلوغ در شماره آخر به نقطه عطفی ختم میشه كه در آن اسپایدرمن هویت مخفی خودش رو برای جانی آشكار میكنه. یك نكته مهم دیگه اینه كه در طول این سری ما متوجه میشویم كه پیتر و جانی چه چطور بهم نگاه میكنند و چه نظری نسبت بهم دارند. ضمن اینكه تضاد بین شخصیت های جانی و پیتر هم برایمان آشكار میشود و اینكه  آنها چگونه از رقبای سرسخت به رفقای صمیمی هم تبدیل میشوند.

همچنین هر چه سری جلو میرود لحن و تم هر شماره عوض میشود و جالب اینكه هم پیتر و هم جانی به طور مساوی لحظات درخشان دارند و نمیتوان گفت كه كدامیك ستاره واقعی سری است. خودم شخصا عاشق شماره 3 این سری هستم (همون قسمتی كه خودم هم ترجمه كردم) . یعنی این شماره همه چیز داره از داستانی ظاهرا ساده و كارتونی  (از این نوع داستان ها در دهه 70 میلادی زیاد چاپ میشد) گرفته در و دل های پیتر با جانی به خاطر مرگ گوئن كه انصافا تكان دهنده است  . حس و حالی كه اسلات در این بخش به خواننده منتقل میكنه واقعا اعجاب انگیزه و نشون میده كه واقعا چقدر تنهاست و هیچ كس رو در بین ابرقهرمانان  نداره تا بهش بگه اونی كه گرین گابلین كشت، عشق من بود (چون اگه بگه هويت مخفی اش لو میره)

  این  اسلات حتی تونسته به طرز نبوغ آسایی پای اون تبلیغاتی كه در این دهه برای كیك های میوه ای Hostess چاپ میشد و فرمت كمیك بوكی داشتند رو هم به داستان باز كنه !

شخصا از صفحات پایانی شماره 5 هم خیلی خوشم میاد، یعنی جایی كه لحظات معركه ای بین خانواده پیتر پاركر و خانواده چهار شگفت انگیز خلق میشه. بله دوستان .... درسته پیتر در شماره 1 مرد عنكبوتی شگفت انگیز نتوانست یکی از اعضای "گروه" چهار شگفت انگیز بشه ولی در پایان این سری یکی از اعضای "خانواده" چهار شگفت انگیز میشه.

در هر حال هر چه درباره خوبی های این كمیك بگیم بازم كمه ... در ضمن ما این سری رو در سایت ترجمه كردیم . اگه نخوندید حتما اینجا بخونید چون اگه نخونید یكی از  بهترین كمیك های چند سال اخیر مارول رو از دست دادید ...

مطالب مرتبط:

تمام قسمت های كمیك "اسپایدرمن و هیومن تورچ" ترجمه شد! + لینک دانلود

10 داستان برتر تاریخ کمیک استریپ های مرد عنكبوتي+ لینك دانلود مستقیم

5 دستاورد عظیم چهار شگفت انگیز برای دنیای کمیک بوک!

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: مری جین از هویت مخفی اسپایدرمن باخبر است!

 

نويسنده : مهدی ترابی مهربانی

All rights reserved © Spidey.ir 2015

(هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

+3 #1 mokhtar 1394-08-21 09:25
عالی
بهترین مقاله ای که در چند ماه اخیر تو سایت خونده بودم
کیفیت مقالات سایت رو دوباره تا حد لالیگا بالا بردی استاد ;-)
البته من خودم اون داستان شماره 100 team-up رو چندان دوست ندارم چون طراحی های میلر واقعا تو اون کمیک حالم رو بهم میزنه و به نظرم خیلی درباره اش اغراق کردی :-*
به نظرم به جای این کمیک بهتر بود شماره 3 کمیک سری جدید مرد عنکبوتی شگفت انگیز رو میزاشتی (همون که هفته پیش منتشر شد و واقعا لحظه ماندگاری بین پیتر و جانی بود)

ولی بازم میگم که دست مریزاد
هم بهترین لحظات اسپایدی و FF رو گفتی، هم خیلی زیاد به تاریخچه هاشون اشاره کردی، هم چند تا کمیک مهم رو نقد کردی و هم کلی خاطره برامون زنده کردی
خلاصه غوغا بود این مقاله
مرسی
مقاله ات حالم رو خوب کرد چون خودتم خوب میدونی چقدر کمیک های چهار شگفت انگیز رو دوست دارم
+2 #2 spider emad 1394-08-21 09:45
مقالتون عالی بود آقای ترابی.خسته نباشید.من خودم به شخصه با شماره های 5 و 4 لیستتون خیلی خاطره دارم...خیلی تو شماره های 513 و 512 کمیک ff خیلی قشنگ بودن با اونا خیلی حال کردم بعد آخرشم دوباره بد شانسی های پیتر و خوش قلب بودنش بسیار زیبا نمایش داده شد.بعد بنظرم شماره های 1تا 5 اسپایدی و جانی لایق اول بودن هستن.واقعا بهترین داستان اسپایدی و ff هستش....فکر کنید آدم از خواب پاشه و چنین مقاله ای بخونه....خیلی ممنون استاد
+1 #3 mtm 1394-08-21 15:38
به نقل از mokhtar:

به نظرم به جای این کمیک بهتر بود شماره 3 کمیک سری جدید مرد عنکبوتی شگفت انگیز رو میزاشتی (همون که هفته پیش منتشر شد و واقعا لحظه ماندگاری بین پیتر و جانی بود)

اره راست میگی
اون شماره 3 امیزینگ اسپایدرمن که هفته پیش اومد هم عالیه ولی من فرمت مقاله و گزینه هاش رو خیلی وقت پیش انتخاب کرده بودم
+2 #4 captain alireza 1394-08-21 16:12
استاد خسته نباشید واقعا عالی بود خیلی مقاله جامع و کاملی بود چون:
1- ما همیشه پیتر رو به عنوان یک دوست واقعی در داستان هاش با جانی میبینیم
2- پیتر شخصیتی هست که تاثیر پذیریش بسیار بالاست و همین خصوصیتش اون رو محبوبت تر از همه میکنه و...
ولی استاد میگم اگر نویسنده ی جنگ های پنهان زرنگ باشه باید لحظه ای در داستان بسازه که وقتی پیتر میفهمه جانی تبدیل به خورشید شده و اینطوری دووم اون رو از سر راهش برداشته میتونه لحظه ی ماندگاری بشه
در هر حال باز هم ممنونم از استاد بابت این مقاله عالی
+3 #5 SLH Hero 1394-08-21 17:53
مقاله فوق العاده بود. انصافاً اسپایدرمن-هیومن تورچ شایسته مقام اوّل بود. جزو بهترین کمیک های اسپایدرمنه.
+3 #6 j.jonah jameson 1394-08-21 17:57
ممنون آقای ترابی
خستگی از تنم در رفت ! :-)
حضور مردعنکبوتی همراه هیومن تورچ یکی از بهترین لحظه هایی که همیشه در ذهنم میمونه (توی بازی Ultimate Spider هرچند که حظور جامعی نداشت ولی برای رفتن به مرحله ی بعد لازم بود که کلی بهم حال داد)
همیشه یک سری قهرمان هستند که در یک گروه اخلاق خاصی دارند مثلا ددپول کلا شاده (توصیفش سخته امیدوارم درک کنید) و مرد عنکبوتی هم فکر کنم از جمله شخصیت هایی باشه که میان شوخی و جدیت حد و مرزی قاعله(به عنوان مثال که در همین مقاله هم اشاره شد اونجایی که جانی به پیتر میگه چطوری مثل تو یه بد بخت بازنده باشم واکنش پیتر خیلی عالیه )
و این خصوصیت باعث شده که انقدر با بقیه ی شخصیت ها مکمل بشه (مرد عنکبوتی با ددپول / هیومن تورچ / وولورین) اصولا یکی از نکات مثبت مرد عنکبوتی مکمل خوب بودنه
برقراری ارتباط میان اسپایدر من و فرانکلین ریچارد خیلی جالب و غم انگیز بود (سوال من از اون لحظه این بود که فقط ممکنه یک کودک با چنین شرایطی روبرو بشه؟ چرا باید فقط مرد عنکبوتی چنین غمی رو تجربه کنه و بتونه به یک کودک دلداری بده؟ :cry: )
به طور کل اون دیالوگ :تجربه ثابت کرده که همیشه عمو بن ها راست میگن.... از یادم رفته بود این دیالوگ از درون داغون میکنه! :cry:
+2 #7 web head 1394-08-21 22:32
دست شما درنکنه بابت مقاله ولی من نمیدونم چرا خیلی از قهرمانا از هویت هم دیگه خبر ندارن مثل همین پیتر و جانی آخه چطور بعد این همه سال هویت هم دیگه رو نمیدونستن واقعا چجور یه سوال دیگه اون مشعل انسانی برای عصر طلایی که با نازی ها میجنگید دیگه خبری ازش نیست چون نیمور با کاپیتان هم دوره اون بودن الانم هستن
+2 #8 young spider 1394-08-22 12:52
همه این کمیک ها پر از لحظات ناب و فوق العاده و فان و خاطره انگیز هستند. اسپایدرمن همیشه با ff رابطه خیلی خیلی خوبی داشته و الان هم خیلی نارحت هستیم که ff از هم پاشیده. هیومن تورچ یه طرف و ثینگ یه طرف و مستر فنتستیک و سوزان استورم هم معلوم نیستند که کجا هستند!!! هی خیلی با ff و اسپایدی خاطره داریم. مخصوصا تو کمیک اسپایدرمن \ هیومن تورچ . من به شخصه قسمت ۴ و ۵ اون سری رو دوست دارم. الان هم که « همه چیز جدید و متفاوت » رو باید تبدیل کرد به« همه چیز در حال تغییره و باید تغییرا رو پسندید » . در آخر می خواهم بگم کلا همه ما هم ff و هم اسپایدی رو دوست داریم و خیلی خیلی دوست دارین دوباره این ۵ نفر رو در کنار هم ببینیم. در ضمن واقعا جانتان هیکمن نیز فوق العادس. دوتا از این لیست رو اون نوشته و سری جدید سکرت وارز هم که همه می دنند دیگه . دن اسلات هم که انگار فقط من دوستش دارم و همیشه هم اینجوری میمونه. ممنون از دن و جانتان و تام دی فالکو و صدرصد استاد ترابی.

تجربه ثابت کرده همیشه عمو بن ها راست می گویند :cry: :cry:
+2 #9 agh 1394-08-22 19:26
این مقاله واقعا عالی بود اما از همون اول معلوم بود که دتبه اول کدوم بود.
اما من تو رتبه اول اون داستانی که فیلیشیا هاردی توش خیلی قشنگ بود اما خنده دار و عبرت امیز هم بود.
اون داستان what if هم قشنگ بود چون ما پیتر می خواستیم برای اولین بار تو یک گروه ببینیم
#10 spidey 4ever 1394-08-23 11:18
به نقل از web head:
واقعا چجور یه سوال دیگه اون مشعل انسانی برای عصر طلایی که با نازی ها میجنگید دیگه خبری ازش نیست چون نیمور با کاپیتان هم دوره اون بودن الانم هستن


وقتی یه هیومن تورچ هست دیگه لزومی نداره اون رو بیارن
البته اگر اشتباه نکنم اون هیومن تورچ اریجینال در کمیک invaders حضور داشت
#11 spidey 4ever 1394-08-23 11:19
اقای ترابی مقالتون عالی بود
خیلی حرفه ای و تخصصی نوشتید
من از همه این کمیکا خوشم اومد
#12 mtm 1394-08-24 21:12
خیلی دوست داشتم اقای ریاحی به عنوان بزرگترین هوادار ff تو ایران درباره این مقاله نظر بده! :-*
نمیدونم این داستان ها رو خونده یا نه؟ :-* :-*
#13 Bad joke 1394-08-24 21:25
به نقل از mtm:
خیلی دوست داشتم اقای ریاحی به عنوان بزرگترین هوادار ff تو ایران درباره این مقاله نظر بده! :-*
نمیدونم این داستان ها رو خونده یا نه؟ :-* :-*

شرمندم استاد دارم برای مصاحبه اموزش پرورش اماده میشم اصلا وقت نکردم بیام سایت
+2 #14 Hossein sbn 1394-08-24 21:44
دستتون درد نکنه آقای ترابی،مقاله ی عالی ای نوشتید.
راستش توی مقاله به یک نکته ای اشاره شد،که می خوام دربارش یک توضیحی بدم(هر چند که به موضوع مقاله خیلی ربطی نداره!)
علت ضعف شخصیتی سوزان استورم در Run استن لی و جک کربی، اختلاف نظر استن لی و جک کربی بود.در حقیقت، جک کربی معتقد بود که زن ها می تونند قوی مستقل باشند اما استن لی معتقد بود که کاراکتر های مونث باید به کاراکترهای مذکر وابسته باشند، به همین دلیل هم بود که حتی وقتی که جک کربی برای سوزان لحظه قهرمانانه ای خلق میکرد، استن لی دیالوگ رو جوری مینوشت انگار اون کار رو با کمک رید و جانی و... انجام داده! خودتون نگاه کنید:

#15 Bad joke 1394-08-25 08:56
خب من تمام داستانها را همون طور که انتظار دارید خوندم بعضی هاشم خیلی دوست دارم مثل داستانی که مرد عنکبوتی به فرانکلین دلداری میده یه رابطه معلم و شاگردی رخ میده بینشون خیلی عالیه
رابطه پیتر و جانی هم کلا خیلی لذت بخشه دو ادمی که تفاوت اشکاری تو روحیه دارند ولی دوستان نداری هستند به اصطلاح به هم کمک میکنند ولی حسابی از خجالت هم در میایند

کلا چهار شگفت انگیز از ابتدا جور خانواده ابرقهرمانی پیتر را کشیده در سخت ترین لحظات به او کمک کرده یه جورایی خانواده دوم پیتر حساب میشن
#16 dark spiderman 1394-09-12 20:45
اسلات خوب میتونه رابطه ی اسپایدر من و جانی رو شکل بده
#17 a.v.s 1394-09-25 19:05
معرفی کاراکتر های بازی lego marvel avengers (پیشرفته تر)

spidey.ir/.../...
#18 beast boy 1394-09-25 20:17
آقای ترابی مقالتون به شدت فوق العاده و تخصصی بود و واقعا شما اطلاعات به شدت کاملی از شخصیت مرد عنکبوتی دارید راستی آقای ترابی این مقاله واسه چند وقت پیشه؟ :sigh:

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید