نقد شماره 700 كمیك "اسپایدرمن شگفت انگیز"

 700 اسپايدرمن شگفت انگيز

شماره 700 "اسپایدرمن شگفت‌انگیز" بلاخره از راه رسید. اما آیا این شماره جنجالی  ارزش خواندن دارد؟ آیا نویسنده توانسته توقعات بالای هواداران اسپایدرمن را برآورده كند؟  

مقدمه:
اعتراف می كنم كه نوشتن نقد برای شماره 700 كمیك استریپ "اسپایدرمن شگفت انگیز" (The Amazing Spider-Man) كار بسیار سختی است. كلاً هر وقت بیش از حد  عصبانی و برآشفته میشوم، حرف زدن هم براین دشوار میشود، چه برسد به نوشتن! در حال حاضر احساس میكنم مارول كاراكتر موردعلاقه‌ام را به زشت‌ترین شكل ممكن مورد تجاوز قرار داده و كاری كرده كه دیگر رغبتی برای خواندن ماجراهایش نداشته باشم. ممكن است مارول با هزار ترفند و تبلیغات "اسپایدرمن برتر (The Superior Spider-Man) را به كمیك‌استریپی پرفروش تبدیل كند، و ممكن است كه هنوز زیر ماسك اسپایدرمن كسی باشد كه از نظر بدنی و فیزیكی شبیه پیتر پاركر است، ولی برای من پیتر پاركر واقعی مرده و تا وقتی هم برنگردد كمیك استریپ جدیدی از اسپایدرمن نخواهم خواند. در هر حال این شماره و اتفاقی كه در آن می‌افتد بسیار مهم است، پس وظیفه دارم به آن بپردازم. در ضمن لازم به ذكر است كه شماره 700 "اسپایدرمن شگفت انگیز"، درست مثل هر كمیك استریپ دیگری كه شماره اش مضربی از عدد 100 میباشد، از اهمیت بسزایی برخوردار است و به همین دلیل تعداد صفحات زیادی دارد و از داستان‌های متعددی تشكیل شده، اما بخش عمده‌ و اصلی آن به جدال نهایی میان اسپایدرمن و دكتر اختاپوس اختصاص دارد. در حقیقت این نقد نیز درباره همین داستان اصلی است.

مشخصات:
نویسنده: دان اسلات
طراح: هامبرتو راموس
سیاه قلم: ویكتور اولازابا
رنگ‌آمیزی: ادگار دلگادو
سردبیر: استیو وكر
تاریخ انتشار: 26 دسامبر سال 2012 (6 دی 1391) توسط انتشارات مارول كامیكس

لينك دانلود مستقيم (با تشكر از سايت "خط و رنگ"):  

http://dl1.khatorang.ir/Comic/AmazingSpiderman/ASP-700.cbr

 

خلاصه داستان:
اكنون كه دكتر اختاپوس بدن و ذهن خود را با بدن و ذهن پیتر پاركر عوض كرده است، پیتر سعی میكند تا با كمك گرفتن از دستیاران سابق دكتر اختاپوس از زندان فرار كند و نگذارد او به اهداف پلید خود برسد. اما تلاش‌های پیتر ثمر نمیدهد و او در بدن فرسوده دكتر اختاپوس میمیرد. پیتر در آخرین لحظه ذهن دكتر اختاپوس را با خاطرات خودش پر میكند تا به او یاد دهد چطور از نیروهای فوق‌بشری‌اش به طور صحیحی استفاده كند. سپس دكتر اختاپوس كه حالا نیروها اسپایدرمن و بدن پیتر پاركر را تصاحب كرده، خودش را "اسپایدرمن برتر" خطاب میكند!

superior spiderman

 

 نكات مثبت:
 باید اذعان داشت كه نوعی حس وخیم و شرایط نگران‌كننده در سرتاسر داستان به چشم میخورد كه در نوع خود جالب است چون مدتها بود كه چنین شرایطی را در داستان‌های اسپایدرمن ندیده بودم. "دان اسلات" در اقدامی جالب تمام كاراكترهای مكمل اصلی كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن را از "زن عمو می" و شوهرش گرفته تا "جیمز جونا جیمسون" و "مری جین" – درگیر داستان میكند تا آنها نیز شاهد جدال پایانی میان اسپایدرمن و دكتر اختاپوس باشند. از سوی دیگر، اسلات موفق میشود برخی از خطوط داستانی كه از مدتها پیش در كمیك‌استریپ‌های "اسپایدرمن شگفت انگیز" شروع كرده بود را به سرانجام برساند (مثل رابطه پرتنش جیمز جونا جیمسون  با پدرش یا خصومت بسیار شخصی او با "عقرب" Scorpion). از سوی دیگر، از بخشی كه در آن پیتر برای چند لحظه به آن دنیا میرود و با عزیزانی كه در گذشته از دست داده ملاقات میكند، خوشم می آید. دیالوگ بین پیتر و عمویش نیز قشنگ است و در مجموع این بخش بر هیجان داستان می افزاید و به خوبی خواننده القا میكند كه شاید این آخرین نبرد اسپایدرمن باشد.

(uncle ben) عمو بن


نكات منفی:
متاسفانه داستان از ضرباهنگ خوبی برخوردار نیست و در برخی اوقات به نظر میرسد اسلات بیش از حد روی موارد غیر ضروری تمركز میكند، به همین دلیل صفحات پایانی خیلی شلوغ و تا حدی گیج كننده شده‌اند و زمان كافی به اتفاقات مهمی كه در آنها رخ میدهد اختصاص نیافته. طبق معمول اسلات باز هم ثابت میكند كه در دیالوگ نویسی ضعف دارد. به طور مثال، جملاتی كه از دهان دكتر اختاپوس بیرون می‌آیند، بسیار كلیشه‌ای و قدیمی هستند. در ضمن شخصیت‌پردازی "مری جین" اشكال دارد و تعامل او با دكتر اختاپوس بسیار آزاردهنده است. مری جینی كه من میشناسم قطعاً ظرف چند دقیقه متوجه میشد كه كاسه‌ای زیر نیم كاسه است اما او در این داستان  خیلی احمقانه رفتار میكند.  طراحی‌های "هامبرتو راموس" هم كمی نسبت به قبل بهتر شده، اما هنوز با سبك اغراق‌آمیز و نحوه‌ای كه او آناتومی كاراكترها را به تصویر می‌كشد، مشكل دارم. به نظرم راموس بدترین "مری جین" و "زن عمو می" تاریخ كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن را میكشد!


(Humberto Ramos) هامبرتو راموس

و اما قطعاً بزرگترین نكته منفی، در پایان داستان نهفته است، پایانی كه در آن پیتر پاركر میمیرد و دكتر اختاپوس جای او را میگیرد. قبل از هر چیز اجازه بدهید تا به جمله‌ای اشاره كنم كه اینروزها زیاد در فروم‌های مختلف بین هواداران كمیك‌استریپ رد و بدل می‌شود: "جابجایی پیتر پاركر با دكتر اختاپوس  دوام نخواهد داشت. پس چرا اینقدر خودت را ناراحت میكنی؟". راستش را بخواهید، برای من هم مثل روز روشن است كه چنین  تغییر بنیادینی در داستان های اسپایدرمن زیاد طول نخواهد كشید و دوباره همه چیز به وضعیت قبلی برخواهد گشت چون سال 2014 فیلم سینمایی "اسپایدرمن شگفت‌انگیز 2" اكران خواهد شد و مارول قطعاً نمیخواهد تماشاچیان متوجه شوند در كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن فرد دیگری  جای پیتر پاركر را گرفته است زیرا این مساله تناقض ایجاد خواهد كرد و به فروش اسپایدرمن لطمه خواهد زد. به علاوه، مارول به هیچ وجه دوست ندارد خوانندگان همان كاری را بكنند كه 16 سال پیش و پس از انتشار داستان معروف "سرگذشت كلون" (Clone Saga) انجام دادند (لازم به ذكر است كه در سرگذشت كلون ، مارول فرد دیگری به نام "بن رایلی" را جایگزین پیتر پاركر كرد. در نتیجه، 60% از میزان فروش كمیك استریپ‌های اسپایدرمن كم شد!). به همین دلیل، مارول مجبور است دیر یا زود پیتر پاركر را برگرداند. پس بار دیگر این سوال مطرح می‌شود كه چرا من و بسیاری از هواداران اسپایدرمن اینقدر ناراحت و عصبانی هستیم؟ مشكل كجاست؟ اجازه بدهید توضیح بدهم.

اولاً، نحوه روایت داستان ایراد دارد. ببینید، در عالم كمیك‌استریپ و كلاً ادبیات تخیلی، استانداردهایی وجود دارد كه داستان‌های قهرمانانه طبق آنها طرح‌ریزی شده و پیش می‌روند. مثلاً، همیشه در ابتدا نوعی فضای تاریك و آكنده از یاس و نومیدی در داستان به وجود می‌آید تا مخاطب از خود بپرسد: "قهرمان ما چطور خواهد توانست خودش را از این مهلكه خارج كند؟". در واقع یك نویسنده ماهر باید كاری كند تا خواننده حس كند شكست قهرمان حتمی است ولی در طول داستان همچنان به پیروزی او امید داشته باشد. دان اسلات هم با پیروی از این اصل از چندی پیش فضای تاریكی را در كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن به وجود آورد. به طور مثال، او در شماره قبل نشان داد كه حضور دكتر اختاپوس در جسم و ذهن پیتر میتواند چه خطرات عظیمی برای نزدیكان او یا حتی ابرقهرمانان دیگر به همراه داشته باشد.

(spidey vs doc ock) دكتر اختاپوس

به علاوه، او به خوبی شرح داد كه پیتر پاركر برای نجات خود مجبور است همانند دكتر اختاپوس فكر كند و به همین دلیل باید از یاران خبیث او مثل "عقرب"، "مرد آبی" (Hydro-Man) و ... كمك بگیرد. اما به نظر میرسد دان اسلات اصل مهمی را فراموش كرده است: در پایان قصه قهرمان باید پیروز شود  حتی اگر  این پیروزی برایش گران تمام شود و جانش را فدا كند. به همین دلیل است كه در شماره 700 "اسپایدرمن شگفت‌انگیز" قهرمان داستان هرگز اجازه نمیابد بر تاریكی عظیمی كه احاطه‌اش كرده فائق بیاید. البته بعید می دانم كه نویسنده باتجربه‌ای مثل دان اسلات از وجود چنین اصل مهمی بی‌خبر باشد. برعكس، او خوب میداند كه دارد چه كار میكند زیرا از مافوق خود در مارول دستور گرفته تا با ایجاد جنجال و نوشتن یك پایان به اصطلاح غیركلیشه‌ای و غافل‌گیركننده میزان فروش را بالا ببرد. از این رو، در انتهای داستان حسی آكنده از سرخوردگی به خواننده دست میدهد، طوری كه انگار سرش كلاه رفته و پولش را دور ریخته است.

مشكل دیگر این است كه دان اسلات طوری شماره 700 را نوشته كه انگار اسپایدرمن جزو دارایی‌های شخصی اوست! در حالیكه اسپایدرمن  در اصل به هوادارانش تعلق دارد، كسانی كه در 50 سال گذشته كمیك‌استریپ‌ها و محصولات منتسب به   او را خریداری كرده‌اند، مشتاقانه پای فیلم‌ها و انیمیشن‌هایش نشسته‌اند و به مارول كمك كردند تا به جایگاه فعلی‌اش برسد. آری این هواداران بودند كه اسپایدرمن را به نمادی شناخته‌شده در تمام جهان تبدیل كردند، نه آقای اسلات و یا امثال او. بنابراین نظرات و عواطف هواداران باید مورد احترام قرار بگیرد. اما اسلات و مدیران مارول هیچ ارزشی برای آنها قایل نیستند.

به طور مثال در بخش های انتهایی داستان، با خاطرات و رخداد‌های مهم زندگی پیتر پاركر مواجه میشویم و مرورشان میكنیم، خاطراتی مثل مرگ "گوئن استیسی"، رهایی اسپایدرمن از دست لباس سیاه رنگ فضایی، مبارزه به یاد ماندنی او با "بولدوزر" (Juggernaut)   و ... (با وجود آنكه حاضرم سر به تن "هامبرتو راموس" نباشد ولی باید اعتراف كنم او پانل‌های مربوط به خاطرات پیتر را خیلی خوب طراحی كرده).

peter parker memories

 سپس این خاطرات به خاطرات دكتر اختاپوس تبدیل میشوند!!! اما جناب آقای اسلات، خاطراتی كه شما به یك قاتل جنایتكار  دادی، نه تنها خاطرات یكی از شریفترین كاراكترهای تاریخ داستان‌های تخیلی بلكه خاطرات هواداران او نیز به شمار می‌آیند یعنی كسانی مثل من كه با پیتر پاركر بزرگ شده و با اتفاقات تلخ و شیرین زندگی اش همراه بوده‌اند. اگر مارول این مساله را میفهمید هرگز راضی نمیشد آنها را اینگونه به تاراج بگذارد.

اما مشكل دیگری كه بیش از هر چیز دیگر آزارم میدهد، نحوه مرگ پیتر پاركر است. قبل از هر چیز باید بگویم كه مرگ حق است به‌خصوص برای یك ابرقهرمان كمیك‌استریپی! مثلاً همین چند سال پیش بود كه یكی از ابرقهرمانان معروف مارول به نام "كاپیتان آمریكا" (Captain America) جان به جان آفرین تسلیم كرد اما خیلی زود دوباره زنده شد و یا "جانی استورم" ملقب به Human Torch  (عضو آتشین گروه "چهار شگفت انگیز") كه همین اواخر و به طرزی بسیار تاثیرگذار، بیادماندنی و تكان‌دهنده كشته شد ولی دوباره برگشت. اما مرگ پیتر پاركر یك تفاوت اساسی دارد و آنهم این است كه به بی‌معنی ترین و خفت‌بارترین شكل ممكن رخ می‌دهد. اجازه بدهید بازهم برایتان مثال بیاورم: در دهه 90 میلادی داستانی جنجالی با یك عالمه هیاهو و تبلیغات به نام "مرگ سوپرمن" به چاپ رسید و در آن سوپرمن پس از انجام عملی قهرمانانه جان خود را از دست داد. به عبارتی دیگر، او تا آخرین لحظه جنگید و اجازه نداد تا آسیبی به مردم بیگناه برسد.

(superman death) سوپرمن

 اما در اینجا پیتر قربانی انتقام یكی از دشمنان خود میشود و نه تنها از او شكست میخورد بلكه به او اجازه میدهد تا هویتش را از او بگیرد و جانشینش شود!!! در حالیكه وقتی كاپیتان آمریكا مرد، دستیار قدیمی‌اش به نام "باكی بارنز" (Bucky Barnes)  جانشین او شد و یا وقتی اخیراً "بروس وین" در كمیك‌استریپ‌های بتمن ناپدید شد، "رابین" جای او را گرفت. منظورم این است كه در هر دو مورد یك قهرمان دیگر جای قهرمان متوفی را گرفت اما در اینجا یك فرد خبیث، شرور و جنایتكار به نام دكتر اختاپوس جای یك ابرقهرمان خیرخواه را میگیرد!!! از همه بدتر اینكه پیتر غریبانه و هراسان میمیرد. موقع مرگ هیچ كدام از عزیزانش كنارش نیستند. اصلاً كسی نمیفهمد كه او مرده است تا برایش اشكی بریزد یا راهش را ادامه دهد. باید از آقای اسلات و مارول بپرسیم كه آیا چنین مرگی شایسته پیتر پاركر است؟ آیا بهتر نبود به شیوه‌ای دیگر میمرد تا لااقل مردم شهر فرصت پیدا كنند به خاطر این همه فداكاری از او تقدیر كنند؟ آیا هوادارانی كه از كودكی با اسپایدرمن بزرگ شده‌اند باید در پایان شاهد مرگ قهرمان محبوب خود در هیبت یكی از منفورترین دشمنان او باشند؟ اینها سوالاتی مهمی هستند ولی اجازه نخواهم داد ذهنم را به خود مشغول كنند زیرا الان مدتهاست كه به كارها و تصمیمات احمقانه مارول  عادت كرده‌ام.

یادم هست وقتی سالها پیش "سرگذشت كلون" را میخواندم به خودم میگفتم كه دیگر داستانی از این بدتر نخواهم خواند. ولی اشتباه میكردم چون "One More Day" (داستانی كه سال 2007 چاپ شد و طی آن ازدواج مری جین و پیتر پاركر به شكلی كاملاٌ مضحك و غیرقابل‌باور به هم خورد) از آن بدتر بود. آن موقع بازهم به خودم گفتم دیگر از این بدتر نمی‌شود ولی مرگ پیتر در شماره 700 "اسپایدرمن شگفت‌انگیز" بازهم ثابت كرد كه اشتباه میكردم. با این حال همانطور كه گفتم اصلاً اهمیتی ندارد. معمولاً اینجور مواقع به سراغ كمیك‌‌استریپ‌های اسپایدرمن كه در كتابخانه شخصی‌ام دارم میروم . سپس یكی از داستان محبوبم را بیرون میاورم و برای صدمین بار میخوانمش تا قدری آرام شوم. با خود میگویم: "بگذار مارول هر غلطی كه دلش میخواهد بكند، اصلا مهم نیست چون هرگز نمیتواند این خاطرات  مقدس را از من بگیرد".

 

امتیاز: 3 از 10

 business stars_3

مهدی ترابی مهربانی

All rights reserved © Spidey.ir 2012

 

راستي، يك چيزي را فراموش كردم. تصویری در صفحات پایانی شماره 700 "اسپایدرمن شگفت‌انگیز" وجود دارد كه  هر وقت نگاهش میكنم و جملاتش را میخوانم چشمانم غبارآلود میشود:

(peter dies) مرگ اسپايدرمن

پیتر: مری جین؟ اونا .. همشون اینجان؟ بذار ببینمشون
دكتر اختاپوس: آره اینجان
پیتر: بهم قول بده  كه نذاری آسیبی ببینند.
دكتر اختاپوس: قول میدم
پیتر: فقط همین برام ....

 

مطالب مرتبط:

"دان اسلات" به مرگ تهدید شد!

جنجالی ترین داستان های كمیك بوكی در 20 سال گذشته!

75 لحظه ماندگار در كمیك های مارول – قسمت اول

خداحافظ "اسپایدرمن شگفت‌انگیز"!

لینك دانلود شماره های 1 تا 700 كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز"!

10 اتفاق مهمی كه ممكن است در شماره 700 "اسپايدرمن شگفت انگيز" رخ دهد

"اسپایدرمن برتر" پرفروش ترین كمیك استریپ شد!

بازم «دن اسلات»، بازم یك افتضاح دیگر!

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

+10 #1 اشوزدنگهه 1391-10-09 19:15
سلام، خسته نباشيد.
نقد خوبي بود. بايد بگويم كه واقعاً حق داريد ناراحت و يا حتي خشمگين بشويد. چون هركسي، حتي اگر به احمقانه‌ترين چيزها علاقه‌ داشته باشد و با آن زندگي كند، حق دارد كه در صورت شكسته شدن حرمت آن، عصباني بشود. اما شما هم نبايد خودتان را زياد ناراحت كنيد. بله، مرگ پيتر پاركر تحقيرآميز و خفت‌بار بود،‌ :cry: اما كاري است كه شده. در عوض مي‌توانيد در سايت مارول و ... با هواداران و كاركنان ارتباط برقرار كنيد و به آن‌ها بگوييد كه كارشان احمقانه بوده است. به هر حال حمله، بهترين دفاع است!
يادتان باشد هوادارانتان هم حمايتتان مي‌كنند! ;-) :D
موفق باشيد.
پي‌نوشت : استنلي چه؟ آيا استنلي در مورد اين اتفاق نظري نداده است؟
پي‌نوشت 2 : همان‌طور كه خودتان نوشته بوديد، متن كمي بيش از حد براساس احساسات شخصي نوشته شده بود و بيش‌تر «نظر» بود تا «نقد». البته اميدوارم ناراحت نشويد، چون اصلاً قصد توهين به شما را نداشتم. :oops:
+3 #2 Shahin 1391-10-09 22:29
سلام جناب mtm
ممنون از نقد دلنشینتون. من هم همینقدر دلم از دست این کار مارول گرفته. چرا فکر نکردن چی به سر هوادارای اسپایدرمن میاد؟
:sad: :sad: :sad:
+3 #3 Amir 1391-10-10 09:58
واقعا عالی بود ممنون :cry:
+5 #4 mtm 1391-10-10 12:06
سلام و ممنون بايت نظرات خوبتان
همانطور كه در مقاله نيز گفتم نبايد زياد نگران بود چون پيتر به بلاخره برميگرده. امروز "كوين اسميت" (يكي از بهترين نويسندگان كميك) يه جايي گفته كه تغييرات ايجاد شده حتي كمتر از يكسال در داستان هاي اسپايدرمن دوام نخواهد داشت:
m.digitalspy.com/.../...

استن لي هم به طعنه گفته كه "همه موقع كريسمس كادو ميگيرند منم يه پيتر پاركر مرده!"

درباره پي نوشت دوم هم بايد بگم كه من فكر ميكنم مطلبي كه خوانديد هم نظر بود هم نقد چون براي نظراتم دليل منطقي آوردم و حتي به معدود نكات مثبت داستان هم اشاره كردم. فكر كنم بهتره بگيم نقدي بود كه از دل برآمده بود. اميدوارم لاجرم بر دل هم نشسته باشد! :-*
+5 #5 مهربد 1391-10-10 17:25
ممنون از نقد زیتایتان جناب مهربانی :lol: :lol: :lol:
+8 #6 اشوزدنگهه 1391-10-12 11:44
سلام، خسته نباشيد.
جناب mtm، يادم افتاد گفتيد كه مدت‌هاست كميك‌هاي دختر عنكبوتي چاپ نمي‌شوند. به نظرم ممكن است كاركنان مارول براي برگرداندن پيتر پاركر، با خودشان بگويند: «هومممم... مثل اين‌كه خيلي وقت است خبري از دختر عنكبوتي نيست. :-? خيلي خب، براي برگرداندن پيتر پاركر، كاري مي‌كنيم كه دخترش به طريقي بتواند به دنياي او بيايد و پدرش را برگرداند.»
البته فقط حدس زدم و ممكن است اشتباه كرده باشم. :oops: :-* نظر شما در مورد اين حدس چيست؟
موفق باشيد.
پي‌نوشت : شما گفتيد كه قرار است به زودي مقاله‌اي در مورد دختر عنكبوتي در سايت قرار دهيد. مي‌توانم بپرسم كي مي‌خواهيد اين كار را انجام دهيد؟
+5 #7 mtm 1391-10-12 13:40
سلام
ممنون از نظر شما
ايده جالبي داريد! ولي همانطور كه قبلا كه گفته بودم مارول دير يا زود پيتر رو برميگردونه حالا اگه از طريق دخترش نشد از يه طريق ديگه.

مقاله spider-girl هم اينجاست:
spidey.ir/.../...
+5 #8 mtm 1391-10-12 22:29
راستی دوستان یک نظر سنجی درباره شماره 700 اسپایدرمن در صفحه اصلی سایت قرار داده شد که از همه شما دعوت میکنیم در آن شرکت کنید
+4 #9 كيفردهنده 1391-10-18 00:27
از نقد زيبا تون تشكر ميكنم .
من از نقدهايي كه سرچشمه از عقايد فردي متعصب نسبت به موضوعات مختلف بيشتر خوشم مياد تا يك نقد خشك كه شبيه تصحيح برگه امتحان باشه .
اميدوارم كه نبود پيترپاركر زياد دوام نداشته باشه ...
+11 #10 banan 1391-11-04 21:36
با کمال همدردی باید بگویم کار جالبی نبود ولی گاهی اوقات باید همچین اتفاقاتی بیفتد تا بهتر بتوانیم از داستان های بعدی با حضور خود پیتر لذت ببریم . همیشه میگن دوری و دوستی ... !؟! ;-)
+3 #11 امیرحسین عنکبوتی 1392-02-06 17:12
بابا ولش کنین داستان دیگه مهم این هست که پیتر پارکر همیشه برای ما زندست.
+2 #12 ErfanHy 1392-02-07 22:04
ببیخشید
این شماره شماره آخر اسپایدرمن شگفت انگیز هست دیگه؟!
و این شماره تو چه تاریخی منتشر شده؟!
لطفا جواب بدید!
در ضمن من یه کمیک از هایپر استار خریدم حدود 2 سال پیش توش Scorpine یه زنه نه مرد چرا؟!
فک کنم شماره 626 باشه (اگه لازم شد کاورش رو آپلود میکنم...)
#13 mtm 1392-03-07 15:50
بله آخریش بود که ماه دسامبر 2012 اومد

اونی هم که میگی Scorpia هستش و ربطی به Scorpion نداره
:-*
#14 صادق مرادی 1392-03-09 16:59
خیلی رومانتیکه :cry: :cry:
#15 نوید 1392-03-27 16:16
سلام
من یه سوال دارم
با چه نرم افزاری میشه فایلای کمیک شما رو خوند؟
بگید من دانلود کنم اگه میشه...
+1 #16 علی فلاحی 1392-06-21 20:35
سلام اقای ترابی ببخشید شما چوری این مجله های کمیک را میخرید بگویید تا ما هم بخریم؟ البته ببخشید ربطی به موضوع نداشت شخصا عذرخواهی میکنم :roll:
-7 #17 بهار 1392-06-27 20:56
خوب بابا منم جای دکتر اختاپوس بودم همین کار را میکردم :-) پیتربدن به اون سالمی داره تازه یه دوست دختر خیلی خوشگل هم داره در ظمن بدن پیتر یه قدرتی داره که هیچ ادم دیگه ای نداره تازه دکتر اختاپویس میاد بدن پیتر رو می چسبکه خوبه نه بدن زپرتی خودشو که دوتا چشم درست و حسابی نداره :-) شما هم دیگه خیلی فیلم هندیش میکنید به هر حال یه روز قهرمان باید بمیره دیگه در ظمن مارول خودش داستان مردعنکبوتی رو مینویسه برای همین زورش زیاده هر جور که عشقش میکشه داستان مینویسه :P :P :roll: :P :P
#18 بهار 1392-06-27 20:59
چرا این قدر دکتر اختاپوس از نظر فیزیکی تحلیل رفت یکی جواب بده :-|
-5 #19 spider 1393-05-13 16:08
میشه لطفا یه خواهش بکنم؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ممنون میشم اگه این شماره رو ترجمه کنید
باتشکر
+1 #20 Soheil spidey 1393-05-13 16:14
به نقل از spider:
میشه لطفا یه خواهش بکنم؟
ممنون میشم اگه این شماره رو ترجمه کنید
باتشکر

فک نکنم کسی قبول کنه.
چون همه از این شماره متنفرند.
#21 spider 1393-05-13 21:15
دارم میبینم
2تا منفیخوردم
:D :D

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید